به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ مولا علی (ع) فرمودند: هیچ گنجی بالاتر از دانایی نیست. سقراط و افلاطون و بزرگمهر نیز گفتهاند: بزرگترین گوهر، خرد است و گفتار خوب و زبان شیرین، نیکوترین پیرایه، شرم است و مهربانترین دوستی، دانش است!
بیشتر بخوانید
در تعریف دانایی صحبتهای زیادی شده و نوشتار بسیاری نگاشته شده است. اما جهل را برخلاف دانایی نامیدهاند یعنی جایی که دانایی نباشد، جهل آن جاست! و سواد را مقدمه دانستن نامیدهاند و برای سواد هم تعاریفی قرار دادهاند. حتی سازمانهای بینالمللی همانند یونسکو، سواد را در ابعاد مختلفی بیان کرده و صرفاً نوشتن و خواندن را سواد ندانستهاند.
و هرچند که بزرگان گفتند: فرزند خصال زمان خویش باش! و زمان کنونی، بیش از هر عصر دیگری، نه حقیقی که مجازی است! همانند هوش که از حیوانات و انسانهای اشرف مخلوقات اکنون رسید به هوش مصنوعی!
نمیشود با زمانه پیکار کرد و فیالمثل نمیشود در زمان خودرو از استر برای تردد بهره جست! لذا هر عصری را امکانات همان عصر باید و ارتباطات بشر که لازمه انسان بودن انسان بود گاهی با دود بود، گاهی با کاغذ و امروز هم با امکانات امروزی الکترونی و دیجیتالی و هوش مصنوعی است.
هرچند ابزار دانایی و آگاهیبخشی همانند کتاب کاغذی از ابتدای آفرینش کتاب تاکنون پا برجاست ولی در عصر دیجیتال، کتابها را نیز الکترونیکی میتوان یافت و مطالعه کرد.
هدف مطالعه کتاب است چه کاغذی چه دیجیتال چرا که کتاب، نوع عمیقتری از دانش را انتقال میدهد تا مجله و روزنامه و صفحات مجازی اخبار و یا صفحات زرد دیجیتال!
اگر تفاوتی قائل شویم بین سخنان خاله زنکهای سبزی پاککن در کوچههای قدیمی و نشریات دهه چهل و نشریات را مستند بنامیم تا سخنان خاله خانباجیهای کوچهنشین را، اکنون بین محتوای کتب ادبی و فلسفی و همه کتابهای علمی تا محتوای صفحات مجازی گوشیهای هوشمند، فرق از از زمین تا ثریا!
در عهدی که تازه تلوزیون باب شده بود و برخی حتی همان رادیو تلوزیونی لامپی را مرجع دانش خود گرفته بودند، شعاری مصطلح شده بود که شاید هنوز برخی پدر بزرگان یادشان باشد: عینک سواد نمی آورد!
اکنون باید فریاد زد: گوشی هوشمند و صفحات مجازی و اخبار تکه تکه بدون تحلیل هم دانایی نمی آورد! بسیار کتاب بخوانید! بسیار تفکر کنید!
ما مواردی گفتیم تا بدانند، اما چه کنیم که آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند!
ملک الشعرای بهار نیز خوش سروده است که
مردم نادان، بر خاک بماند چون دیو
وآن که آموخت خرد، همچو ملک بر فلک است
باغ دانایی باغی است که فردوس آنجاست
چاه نادانی، چاهی است که قعرش درک است
درد بیعلمی، دردی است که درمانش نیست
شاخ نادانی، شاخی است که بارش خسک است
نویسنده: بهزاد آهنگری، کارشناس مدیریت شهری.
انتهای خبر/

