تناقضگویی سلبریتیها مرگ اعتماد عمومی میآورد
حجتالاسلام موسی آقایاری در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: در فضای سیاسی و رسانهای معاصر یکی از مهمترین شاخصهای اعتبار یک جریان یا شخصیت عمومی، انسجام و ثبات در مواضع و رفتارهای اوست.
بیشتر بخوانید
وی افزود: افکار عمومی معمولاً از چهرههای شناختهشده، سلبریتیها و فعالان سیاسی انتظار دارد که میان سخنان، خواستهها و پیامدهای منطقی آنها هماهنگی وجود داشته باشد.
کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: این هماهنگی از بین میرود، اعتماد عمومی آسیب میبیند و پرسشهای جدی درباره صداقت، مسئولیتپذیری و اهداف واقعی آن جریان شکل میگیرد.
کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به اینکه در سالهای اخیر، برخی سلبریتیها و جریانهای مخالف جمهوری اسلامی ایران، در مقاطع مختلف از افزایش فشارهای خارجی علیه ایران حمایت کردهاند، تصریح کرد: برخی از آنان تحریمهای گسترده اقتصادی را ضروری دانستهاند، برخی دیگر از تشدید فشارهای سیاسی و بینالمللی استقبال کردهاند و حتی عدهای به صورت آشکار یا ضمنی از اقدام نظامی علیه کشور سخن گفتهاند یا از آن حمایت کردهاند.
وی با بیان اینکه اما واقعیت این است که هرگونه درگیری نظامی، فارغ از اهداف و شعارهای سیاسی، نخستین قربانیان خود را از میان مردم عادی میگیرد، اظهار داشت: در جنگ، این شهروندان هستند که جان، امنیت، آرامش، خانهها و زیرساختهای زندگی خود را از دست میدهند. کودکان، زنان، سالمندان و خانوادههای عادی بیش از هر گروه دیگری از آثار جنگ آسیب میبینند.
آقایاری خاطرنشان کرد: از اینرو، هنگامیکه فرد یا جریانی از اقداماتی حمایت میکند که به صورت طبیعی و قابل پیشبینی میتواند منجر به جنگ، ناامنی و آسیب به مردم شود، سپس در برابر همان پیامدها ابراز نگرانی و تأسف میکند، افکار عمومی حق دارد درباره سازگاری این دو موضع پرسش کند.
وی با توضیح اینکه اگر کسی معتقد است که حمله نظامی خارجی میتواند راهحلی برای مشکلات سیاسی یک کشور باشد، باید مسئولیت انسانی و اخلاقی پیامدهای چنین دیدگاهی را نیز بپذیرد، متذکر شد: نمیتوان از یکسو خواستار استفاده از قدرت نظامی علیه یک کشور شد و از سوی دیگر خود را صرفاً مدافع قربانیان همان اقدام معرفی کرد، بدون آنکه نسبت به نقش مواضع پیشین خود توضیحی ارائه شود.
کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به اینکه این مسئله محدود به ایران نیز نیست، عنوان کرد: در بسیاری از کشورها، حمایت از مداخله خارجی علیه سرزمین خود، معمولاً با حساسیت فراوان افکار عمومی مواجه میشود. زیرا شهروندان انتظار دارند اختلافات سیاسی و رقابتهای جناحی در چارچوب منافع ملی و حفظ امنیت مردم دنبال شود، نه از طریق دعوت به فشارهای خارجی و اقدامات نظامی.
وی با تأکید بر اینکه البته باید میان نقد حکومتها و حمایت از آسیب رساندن به مردم تفاوت قائل شد، یادآور شد: نقد سیاستها، اعتراض به عملکرد مسئولان و مطالبه اصلاحات، بخشی طبیعی از حیات سیاسی هر جامعه است. اما حمایت از اقداماتی که میتواند جان و امنیت میلیونها شهروند را به خطر بیندازد، موضوعی متفاوت و دارای ابعاد اخلاقی و انسانی گسترده است.
آقایاری گفت: از سوی دیگر، همدردی با قربانیان جنگ و ابراز تأسف نسبت به رنج مردم، رفتاری انسانی و ارزشمند است و نباید مورد سرزنش قرار گیرد. هر انسان آزادهای از دیدن رنج کودکان، خانوادهها و آسیبدیدگان جنگ متأثر میشود. اما این همدردی زمانی از انسجام و اعتبار بیشتری برخوردار خواهد بود که همراه با بازنگری در مواضع گذشته و پذیرش مسئولیت سیاسی و اخلاقی آن مواضع باشد.
وی با اشاره به اینکه جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند صداقت، شفافیت و مسئولیتپذیری در عرصه عمومی است، افزود: چهرههای رسانهای و شخصیتهای اثرگذار به دلیل نفوذ اجتماعی خود، باید نسبت به آثار و پیامدهای سخنان و مواضعشان حساس باشند. هر اظهارنظر سیاسی ممکن است بر افکار عمومی و تصمیمات اجتماعی تأثیر بگذارد و از این رو نمیتوان نسبت به نتایج احتمالی آن بیتفاوت بود.
کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه مردم معمولاً میان مخالفت سیاسی و همراهی با فشار خارجی تفاوت قائل میشوند، تصریح کرد: بسیاری از شهروندان ممکن است نسبت به عملکرد دولتها یا مسئولان نقدها و گلایههای جدی داشته باشند، اما در عین حال حفظ امنیت ملی، تمامیت ارضی و جان مردم را خط قرمز خود بدانند. این رویکرد در بسیاری از کشورهای جهان نیز مشاهده میشود و بخشی از مفهوم منافع ملی محسوب میشود.
وی گفت: هر جریان سیاسی یا رسانهای که خواهان اعتماد و حمایت افکار عمومی است، باید بتواند میان اهداف اعلامی خود و ابزارهایی که برای رسیدن به آن اهداف پیشنهاد میکند، هماهنگی ایجاد کند. دفاع از حقوق مردم با حمایت از اقداماتی که مستقیماً امنیت و زندگی همان مردم را تهدید میکند، نیازمند توضیح و تبیین جدی است.
آقایاری بیان کرد: انسجام در مواضع، پذیرش مسئولیت پیامدها و پایبندی به اصول انسانی، از مهمترین معیارهایی است که افکار عمومی بر اساس آن درباره اعتبار و صداقت شخصیتها و جریانهای سیاسی قضاوت میکند. تاریخ نیز نشان داده است که ملتها معمولاً میان نقد دلسوزانه و دعوت به فشار و آسیب خارجی تفاوت قائل میشوند و این تفاوت را در حافظه سیاسی خود حفظ خواهند کرد.
انتهای خبر/

