logo
امروز : پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۵۴
[ شناسه خبر : ۵۲۷۰۴ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 9 دقیقه ]

مردی که با دستان هنر، زندگی آفرید

مردی-که-با-دستان-هنر،-زندگی-آفرید-
برای بعضی‌ها فرش فقط یک کالا است، اما برای کارآفرین داستان ما، فرش از کودکی با خاطره، هویت و زندگی گره خورده و امروز همین دلبستگی، به اشتغال‌آفرینی برای ۱۰۰ بانوی زنجانی انجامیده است.

به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ صنایع دستی، به‌ویژه فرش دستباف، چیزی فراتر از یک کالا یا زیرانداز است؛ این هنر اصیل، «شناسنامه» و پیوند عمیق ما با ریشه‌های فرهنگی‌مان محسوب می‌شود. حفظ این میراث گران‌بها در عصر مدرنیته، نه‌تنها پاسداری از هویت ملی، بلکه راهبردی حیاتی برای رونق اقتصادی و اشتغال‌زایی است.

بیشتر بخوانید

در این میان، نقش کارآفرینانِ هنرمند برای زنده نگه داشتن این صنعت حیاتی است.   «اصغر حسنی»، از هنرمندان بافنده فرش دستباف در استان زنجان، الگویی درخشان از تلفیق هنر و کارآفرینی است.

این کارآفرین با درک عمیق از ظرفیت‌های بومی، با ایجاد کارگاه‌های متمرکز و غیرمتمرکز، توانسته‌اند برای حدود ۱۰۰ نفر از بانوان این دیار اشتغال‌زایی کنند.

این اقدام ارزشمند وی، تنها یک فعالیت اقتصادی نیست؛ بلکه تلاشی است برای تحکیم بنیان خانواده‌ها، حمایت از زنان زحمت‌کش و تزریق امید به جامعه. کارآفرینی در حوزه صنایع دستی، زنجیره‌ای از اتحاد و عشق است که با هر گره، هم هنر ایرانی را به جهانیان معرفی می‌کند و هم چرخ اقتصاد محلی را به گردش درمی‌آورد.

 حمایت از چنین چهره‌هایی، حمایت از اصالت و پویایی ایران عزیز است؛ چرا که فرش دستباف، نه‌تنها یک شغل، بلکه میراثی ماندگار است که باید با همت و حمایت، برای آیندگان حفظ شود.

در این راستا خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا» گفتگویی با این هنرمند کارآفرین انجام داده است که در ادامه می‌خوانید؛

از ریسیدن پشم تا بافتنِ امید

فرش برای بعضی‌ها یک کالا است، برای بعضی‌ها یک هنر؛ اما برای برخی انسان‌ها، فرش از همان سال‌های نخست زندگی، بخشی از هویت، خاطره و زیست روزمره می‌شود.

 قصه زندگی برخی کارآفرینان این حوزه دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از خانه‌ای که بوی پشم، رنگ، دار قالی و نقش‌های اصیل ایرانی در آن جاری بوده و کودک، پیش از آنکه معنای تجارت یا تولید را بداند، با تار و پود هنر فرش آشنا شده است.

از همان کودکی، وقتی چشم به جهان گشودم، در خانواده‌ای رشد کردم که فرش در آن تنها یک شغل نبود، بلکه بخشی از زندگی بود. 

مادرم فرشبافی ماهر بود؛ زنی سختکوش که با دستان هنرمند خود فرش‌های بومی، به‌ویژه گبه، می‌بافت.

 گبه‌هایی که از پشم گوسفندان محلی تهیه می‌شد و رنگ و جان طبیعت را در خود داشت.

 نقش‌هایی ساده اما پرمعنا، رنگ‌هایی زنده اما ریشه‌دار و بافتی که گویی قصه زیست مردمان این سرزمین را روایت می‌کرد.

 در کنار مادرم، پدرم نیز در خرید و فروش فرش‌های محلی فعالیت داشت و همین همراهی پدر و مادر سبب شد فرش از همان ابتدا برایم به امری آشنا، دوست‌داشتنی و جدانشدنی تبدیل شود.

کودکی من در میان دارهای قالی، نخ‌ها، رج‌ها و نقش‌ها سپری شد.

 شاید در آن روزها هنوز معنای دقیق کارآفرینی را نمی‌دانستم، اما خوب می‌فهمیدم که این هنر، تنها یک محصول برای فروش نیست؛ پشت هر فرش، زحمت، عشق، صبوری و هویت خوابیده است. 

همین آشنایی ابتدایی، به مرور در من به علاقه‌ای جدی تبدیل شد؛ علاقه‌ای که بعدها مسیر زندگی‌ام را مشخص کرد. وقتی بزرگ‌تر شدم، نخست به بافندگی روی آوردم و بعد، قدم به قدم وارد مراحل دیگر این حوزه شدم؛ از تولید تا خرید و فروش و سپس راه‌اندازی کارگاه‌هایی که بتواند برای دیگران هم فرصت کار فراهم کند.

 گره‌هایی که زندگی را دوباره می‌بافند

امروز اگر از کارآفرینی در حوزه فرش سخن می‌گویم، این سخن از دل تجربه‌ای طولانی بیرون می‌آید؛ تجربه‌ای که با عشق آغاز شد و با تلاش، استمرار پیدا کرد. 

اکنون توانسته‌ام برای ۱۰۰ نفر به صورت مستقیم اشتغال ایجاد کنم؛ افرادی که در کارگاه‌های متمرکز مشغول فعالیت هستند و در کنار آن، تعدادی نیز به صورت غیرمتمرکز در منازل خود کار می‌کنند.

 این اشتغال، فقط یک عدد و آمار نیست؛ پشت هر یک از این فرصت‌های شغلی، خانواده‌ای قرار دارد که چرخ زندگی‌اش می‌چرخد، مادری که با دستان خود روزی حلال به خانه می‌برد و سرپرست خانواری که امید را در دل فرزندانش زنده نگه می‌دارد.

اگر بخواهم صادقانه بگویم، آنچه مرا در این مسیر نگه داشت، بیش از هر چیز علاقه بود. 

علاقه به فرش، علاقه به این هنر اصیل و علاقه به اینکه بتوانم بخشی از این میراث را زنده نگه دارم و منبع درآمدی برای بانوانی که سختی در زندگی متحمل شده‌اند.

 شاید اگر این عشق نبود، مشکلات و سختی‌های مسیر می‌توانست هر کسی را از ادامه راه بازدارد. 

اما وقتی کاری با جان انسان پیوند می‌خورد، خستگی معنا ندارد، همین علاقه، انگیزه‌ای شد تا نه‌تنها خودم در این حوزه بمانم، بلکه دیگران را نیز به ورود به این عرصه تشویق کنم. 

من از همه کسانی که به صنایع دستی و به‌ویژه فرش علاقه دارند، می‌خواهم که این حوزه را جدی بگیرند؛ چراکه امروز، برخلاف تصور برخی، بازار فرش همچنان ظرفیت‌های خوبی دارد و خرید و فروش آن نیز مطلوب است.

در سال‌های اخیر، شرایط بازار فرش نیز تغییرات مهمی را تجربه کرده است، دیگر آن فرش‌هایی که پیش‌تر با کیفیت‌های پایین‌تر عرضه می‌شد، کم‌تر مجال حضور در بازار دارند.

 امروز تولید به سمت کیفیت بالاتر، طراحی زیباتر و اصالت بیش‌تر حرکت کرده است. بافندگانی که با مهارت و توانایی بالا کار می‌کنند، محصولاتی چشم‌نواز، ماندگار و ارزشمند ارائه می‌دهند. 

همین مسئله باعث شده توجه به فرش دستباف بار دیگر افزایش پیدا کند و متقاضیان بیش‌تری برای آن به میدان بیایند.

 این یک فرصت مهم است؛ فرصتی برای احیای اقتصادی این هنر و نیز فرصتی برای بازگشت دوباره به ریشه‌های فرهنگی‌مان.

فرش برای ما ایرانی‌ها فقط یک زیرانداز یا کالای تزئینی نیست، فرش، هویت و شناسنامه ماست.

 همان‌گونه که انسان از هویت خود پاسداری می‌کند، باید از فرش ایرانی و پیشینه پرافتخار آن نیز پاسداری کند.

 توسعه کارگاه‌های فرش دستباف؛ راهی برای حفظ میراث فرهنگی

در هر گره فرش، بخشی از تاریخ، فرهنگ، ذوق و هنر این سرزمین نهفته است. فرش‌بافی تنها یک منبع درآمد نیست، گرچه از نظر اقتصادی نیز نقشی بسیار مهم در رونق استان‌ها و معیشت خانوارها دارد؛ بلکه افزون بر آن، راهی برای حفظ میراث فرهنگی و معرفی آن به دیگر نقاط جهان است. 

اگر این هنر از یاد برود، بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی ما نیز به فراموشی سپرده خواهد شد.

البته این مسیر، هیچ‌گاه خالی از دشواری نبوده است، هر راهی که به ساختن و ماندن بینجامد، ناگزیر با سنگلاخ‌هایی همراه است.

اگر بخواهم تمثیلی به کار ببرم، باید بگویم مسیر کارآفرینی در این عرصه، شبیه حرکت آب در رودخانه است؛ آبی که برای رسیدن به مقصد، ناچار است از میان سنگ‌ها عبور کند.

دعای خیرِ مادران؛ شیرین‌ترین پاداش یک کارآفرین

من نیز در این سال‌ها با موانع و مشکلات فراوانی رو به‌ رو شدم؛ از دشواری‌های تولید و فروش گرفته تا محدودیت‌های بازار، گرانی مواد اولیه و موانع صادرات.

 اما هر بار که خسته می‌شدم، حضور بانوانی که در کارگاه‌ها فعالیت می‌کردند و چشم امیدشان به ادامه این مسیر بود، به من نیرو می‌داد.

برای من، کارآفرینی فقط یک فعالیت اقتصادی نبود، وقتی می‌دیدم به واسطه راه‌اندازی این کارگاه‌ها، لقمه نانی بر سر سفره خانواده‌های زیادی می‌رود، احساس می‌کردم این کار ارزشی فراتر از سود و زیان مالی دارد. 

دعای خیر بانوانی که بسیاری از آنان مادرانی زحمت‌کش یا سرپرستان خانوار بودند، برایم از هر پاداشی شیرین‌تر بود. اینکه بتوانی در کنار دیگران باشی، دستشان را بگیری، امید را در دلشان زنده کنی و سهمی در عزت‌مندی زندگی آنان داشته باشی، نعمتی بزرگ است.

 شاید بتوان گفت لذت واقعی کارآفرینی همین‌جاست؛ آنجا که تولید، با انسانیت و همدلی گره می‌خورد.

فرش‌بافی در ذات خود نیز حامل همین مفهوم همدلی و پیوستگی است، فرش فقط حاصل کار یک نفر نیست. 

از چله‌دوان و بافنده گرفته تا رنگرز، خریدار، فروشنده و دیگر عوامل، همه در تولید این اثر زیبا سهم دارند. 

فرش محصول زیبای حاصل زنجیره اتحاد 

فرش‌بافی یک زنجیره است؛ زنجیره‌ای از اتحاد، همکاری و ارتباط، هر جزء در جای خود اهمیت دارد و اگر یکی از این اجزا نباشد، کار دیگران نیز ناقص خواهد ماند. همین هم‌افزایی است که در نهایت، محصولی به نام فرش دستباف ایرانی را خلق می‌کند؛ محصولی که نه فقط نتیجه مهارت، بلکه ثمره همکاری و پیوند انسانی است.

با این همه، یکی از مهم‌ترین چالش‌های امروز این صنعت، مسئله تحریم‌ها و محدودیت‌های صادراتی است. 

فرش نیز از جمله حوزه‌هایی است که از این شرایط آسیب دیده است، در داخل کشور، فرش ابریشم هرچند مصرف دارد، اما این مصرف محدود است و بخش عمده ظرفیت آن در حوزه صادرات معنا پیدا می‌کند.

 فرش‌های ابریشمی و دستباف اصیل ایرانی، همواره در بازارهای جهانی جایگاه ویژه‌ای داشته‌اند و اگر موانع موجود کاهش یابد، می‌توان به رونقی بسیار گسترده‌تر در این عرصه امیدوار بود. 

امید ما این است که با پیگیری نهادهای مربوطه، این مشکلات برطرف شود و مسیر صادرات فرش بیش از گذشته هموار شود.

فرشی که برای زنان، معنای عزت‌مندی می‌بافد

با وجود همه دشواری‌ها، نگاه من به آینده این هنر، نگاهی روشن و امیدوارانه است، من معتقدم افق فرش ایرانی همچنان روشن است؛ به‌ویژه در حوزه فرش‌های اصیل، باکیفیت، بومی و ابریشمی. اگر از تولیدکنندگان حمایت شود، اگر آموزش‌های مهارتی تقویت شود، اگر بازارهای داخلی و خارجی به‌درستی مدیریت شود و اگر نسل جوان با اهمیت این هنر آشنا شود، فرش ایرانی نه‌تنها می‌تواند جایگاه گذشته خود را بازیابد، بلکه حتی درخشان‌تر از قبل بدرخشد.

فرش، روایت دست‌های پرتلاش و دل‌های امیدوار است، روایت زنانی است که با صبوری گره می‌زنند تا زندگی را از نو ببافند، روایت مردمانی است که از دل سختی‌ها، زیبایی خلق می‌کنند و روایت کارآفرینی است که از یک علاقه کودکانه آغاز می‌شود و به ساختن یک مسیر بزرگ برای اشتغال، حفظ فرهنگ و رونق اقتصاد می‌انجامد.

 در روزگاری که بسیاری از مشاغل رنگ بی‌ثباتی گرفته‌اند، فرش‌بافی هنوز می‌تواند مأمن اصالت، معیشت و افتخار باشد؛ اگر آن را بشناسیم، حفظ کنیم و برای آینده‌اش برنامه داشته باشیم.

گفتگو از فاطمه شیرینی‌.

انتهای خبر/

نظرات
[ نام : عیسی احمدی ] [ ۰۷:۲۱ - ۱۴۰۵/۰۴/۱۴ ]
درود بر شرف هنر چندان صنایع دستی و فرش دستباف
فرم ارسال نظر