حسین علیهالسلام انسجام نژادی را به تصویر کشید
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ نهضت عاشورا در سال ۶۱ هجری، اگرچه در ظاهر یک واقعه تلخ حماسی در دل تاریخ اسلام است، اما در باطن، فراتر از یک رخداد زمانی - مکانی، به «پارادایمی جامع» برای اصلاح فرهنگی، سیاسی و اجتماعیِ جوامع بشری تبدیل شده است. امام حسین (ع) در عصری قیام کرد که نظام اموی با بهرهگیری از زر، زور و تزئینِ دینی، نهتنها خلافت را به سلطنتِ قیصری بدل ساخته بود، بلکه با جعل احادیث و ترویجِ جبرگرایی، روحِ عدالتخواهیِ اسلام را تهی و وجدانِ عمومی را به خوابی سنگین فروبرده بود.
بیشتر بخوانید
آنچه سیره آن حضرت را از دیگر نهضتهای تاریخ متمایز میسازد، «طراحی هوشمندانه یک شبکه تبلیغی - فرهنگی» در بستر یک بحران تمامعیان است. ایشان با درک عمیق از «زمانه خود» و «نقاط آسیبپذیرِ جامعه»، حرکت خود را در سه افقِ موازی ترسیم کردند:
۱. افقِ سیاسی (مقابله با استبداد و غصبِ مشروعیت)
۲. افقِ اجتماعی (بازتعریفِ کرامتِ انسانی، نقشِ خانواده و جایگاهِ زنان)
۳. افقِ فرهنگی- رسانهای (روشهای نوینِ بصیرتافزایی در برابر امپراتوریِ تبلیغاتیِ اموی)
عاشورا پروژه روشنگری سیاسی امام حسین علیهالسلام
علی صحبتلو، استادیار دانشگاه فرهنگیان در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: نهضت عاشورا، در ژرفترین لایه خود، یک «پروژه روشنگری سیاسی» بود که در بستر انحطاط فراگیر جامعه اسلامیِ پس از رسول خدا (ص) شکل گرفت.
وی افزود: امام حسین (ع) در شرایطی قیام کرد که نظام اموی، با تفسیر جبرگرایانه از دین، ساختار قدرت را به «خلافتِ سلطنتی» بدل ساخته و بیتالمال را به غنیمتی برای خاندان حاکم تبدیل کرده بود.
استادیار دانشگاه فرهنگیان با بیان اينکه نکته بنیادین در سیرهی سیاسی ایشان، عبور از «مقاومتِ انفعالی» به سوی «مقاومتِ فعالِ اصلاحگر» است، تصریح کرد: امام حسین علیهالسلام با تأکید بر اصل «بیعتزدایی»، نشان داد که مشروعیت حکومت، نه به زور شمشیر، بلکه به «التزام به کتاب خدا و سنت رسول» گره خورده است.
وی خاطرنشان کرد: وصیتنامه مشهور ایشان به محمد حنفیه، که هدف را «اصلاح امت جدم» معرفی میکند، در واقع یک «مانیفست حکمرانی» است که در آن، «امر به معروف» از سطح یک فریضه فردی به یک «فریضه همگانیِ ساختارشکن» ارتقاء مییابد.
صحبتلو عنوان کرد: امام با نامهنگاری به نخبگان کوفه و بصره، نظریه «امامتِ عادلانه» را در برابر «خلافتِ قیصری» ترسیم کرد و ثابت نمود که سیاست جدای از اخلاق و دیانت نیست.
وی با توضیح اينکه در نگاه ایشان، «سکوت در برابر ستمگر» نهتنها یک خطای راهبردی، بلکه «خیانت به امانت الهی» محسوب میشود، اظهار داشت: از این منظر، عاشورا یک «الگوی بیداریِ همگانی» است که به جوامع میآموزد چگونه در برابر استبداد، هزینه عزت را بر ذلتِ بقا ترجیح دهند؛ درسی ماندگار برای تمامی نهضتهای آزادیخواهِ تاریخ.
امام حسین علیهالسلام خانواده را مهندسی فرهنگی میدانست
محمدرضا احمدی، استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: یکی از مغفولماندهترین زوایای سیره حسینی، نگاه تمدنیِ ایشان به نهاد خانواده و جایگاه زنان در مهندسی فرهنگی جامعه است.
وی افزود: امام حسین (ع) در حرکت خود، زنان و کودکان را نه به عنوان «بارِ همراه»، بلکه به عنوان «رسانههای سیارِ پیام» و «حافظانِ حافظه تاریخی» تعریف کردند. استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر با بیان اينکه این اقدام، یک تحول انسانشناختی در جامعه قبیلهایِ آن روز بود، تصریح کرد: زنی که در نگاه اموی، کالایی برای تزیین قدرت بود، در سیره حسینی به «خطیبی توانا» (مانند حضرت زینب) و «روایتگری امین» بدل میشود که در شام، وارونهسازیِ رسانهایِ دشمن را خنثی میکند.
استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر با توضیح اينکه در حوزه تعاملات اجتماعی، امام بر «کرامت محرومان» تأکیدی بینظیر داشتند، یادآور شد: روایاتِ انفاقهای پنهانی و گرهگشایی از درماندگان، نشان از پیوند عمیق ایشان با «عامه مردم» دارد؛ پیوندی که بر اساس «برابری انسانی» و «نفی تبعیضهای نژادی و قبیلهای» استوار بود.
احمدی خاطرنشان کرد: در کربلا نیز این اصل به اوج میرسد؛ جاییکه یارانی از نژادهای گوناگون (از حبیب بن مظاهر تا غلام سیاهپوستی چون جوین) در کنار ایشان میجنگند و انسجام اجتماعیِ مبتنی بر ایمان را به تصویر میکشند.
وی متذکر شد: اعتماد ایشان به جوانانی چون علیاکبر و قاسم (ع) نشان میدهد که در سیرهی مدیریتیِ ایشان، «نسل جوان» نه فقط مخاطبِ تبلیغ، بلکه «بازیگران اصلیِ آیندهسازی» هستند. از این منظر، مکتب حسینی، الگویی کامل برای تحول اجتماعیِ متکی بر خانواده، عدالت بیننسلی و مشارکت آگاهانهی تمامی طبقات است.
امام حسین علیهالسلام، مرز اسلام را روشن کرد
لیلا مرسلی، کارشناس مسائل مذهبی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: در عصر اموی، دستگاه خلافت با بهرهگیری از زر و زور و تزئینِ دروغهای دینی، موفق شده بود «افکار عمومی» را به انفعال و تقدیرگرایی بکشاند.
وی افزود: در چنین فضایی، امام حسین (ع) یک «استراتژی ارتباطیِ سهوجهی» را طراحی کردند که فراتر از روشهای مرسومِ عصر خویش بود: تبلیغِ پیش از قیام (با نامهها و مناظرات)، تبلیغِ در حین قیام (با خطبههای میدان جنگ که فطرت سپاه دشمن را هدف میگرفت)، و تبلیغِ پس از شهادت (با کاروان اسرا که به یک «کمپینِ رسانهایِ سیار» تبدیل شد).
کارشناس مسائل مذهبی با اشاره به اینکه نکته راهبردی در این سیره، «مخاطبشناسیِ دقیق» است، تصریح کرد: امام با خواص، از زبان «سیاست» و «مبانی خلافت» سخن گفت؛ با عوام، از زبان «عدالت» و «مظلومیت»؛ و با لشکریان، از زبان «آزادگی» و «بیداری وجدان». ایشان بهخوبی میدانستند که در نبرد با دستگاه عظیم تبلیغاتیِ شام، باید «خون» را به «مرکبی برای پیام» تبدیل کنند؛ زیرا خون، برخلاف سخن، تحریفناپذیر است و در اعصار جاری میماند.
وی با تأکيد بر اینکه این رویکرد، امروز نیز برای جنبشهای اجتماعیِ معاصر، درسی بزرگ دارد، اظهار داشت: تبلیغِ مؤثر، تلفیقی از «صداقتِ وجودیِ مبلغ» و «هماهنگیِ گفتار با فداکاریِ عملی» است. مرسلی با اشاره به اینکه عاشورا نشان داد که «رسانه عمل» در شرایط اختناق، گویِ سبقت را از تمامی ابزارهای کلامی میرباید، متذکر شد: سیره تبلیغیِ امام حسین (ع) را باید یک «پارادایم تمدنی» در «مدیریت ارتباطات بحران» به شمار آورد که تا ابد، مرزِ میان «اسلامِ اصیل» و «اسلامِ در خدمت قدرت» را روشن نگاه داشته است.
بررسیِ سهوجهیِ سیره امام حسین (ع) در حوزههای سیاسی، اجتماعی و تبلیغی به یک حقیقتِ محوری رهنمون میشود: «وحدتِ ارگانیکِ دین و سیاست، اخلاق و قدرت، و فرد و جامعه» در منظومه فکریِ آن حضرت، به گونهای طراحی شده که نه فقط برای جامعه اسلامیِ عصرِ اموی، بلکه برای تمامیِ انسانهایِ تشنه عدالت و کرامت در طول تاریخ، «نسخهای عملیاتی» ارائه دهد.
از منظر سیاسی، عاشورا ثابت کرد که مشروعیتِ یک حکومت، به زورِ شمشیر یا زرِ فریبنده نیست، بلکه به «التزامِ راستین به کتابِ خدا و سنتِ نبوی» و «پاسداشتِ حقوقِ عامه» گره خورده است. از منظر اجتماعی، مکتبِ حسینی نشان داد که خانواده و زنان، نه حاشیه حرکت، بلکه متنِ اصلیِ تداومِ پیام هستند و تحولِ فرهنگی بدون مشارکتِ آگاهانه تمامیِ طبقات از جوانان تا محرومان ممکن نیست و از منظر فرهنگی - رسانهای، ایشان ثابت کردند که در شرایطِ اختناق، «تبلیغِ عمل» و «شهادتِ آگاهانه» بر هرگونه کلامِ نرم و خشنی که در خدمتِ قدرت باشد، برتریِ ابدی دارد.
اما فراتر از این دستاوردهایِ تاریخی، میراثِ جاودانِ عاشورا در «روشِ اصلاحگری» آن نهفته است: روشی که در آن، عقلانیت با عشق، سیاست با دیانت، و مقاومت با مهربانی آمیخته شده است. امام حسین (ع) با خونِ خویش، خطِّ قرمزی میان «اسلامِ نابِ علوی» و «اسلامِ امویِ تحریفشده» ترسیم کرد و این مرزبندی، بزرگترین خدمتِ فرهنگی به تاریخِ ادیان بود.
امروز نیز که جهان با موجی از شبهات، استبدادهایِ نوین و بحرانِ هویت دستوپنجه نرم میکند، سیره حسینی نه به عنوانِ یک «یادِ تلخِ گذشته»، بلکه به عنوانِ چراغی روشن برای آینده فرا رویِ ماست. عاشورا به ما میآموزد که «زندگیِ با ذلت» نهتنها ارزشِ زیستن ندارد، بلکه خیانت به امانتِ الهیِ «کرامتِ انسانی» است؛ و «مرگِ آگاهانه عزتمندانه» میتواند طوفانی از بیداری بیافرید که قرنها بعد، هنوز هم میلیونها را در مسیرِ عدالت و آزادگی به حرکت درآورد. این، همان «حیاتِ جاویدِ حسینی» است که از لابهلایِ تاریخ، زمزمه میکند: «هیهات مِنَّا الذِّلَّه».
انتهای خبر/

