۱۵ خرداد؛ بازسازیبخش هویت ایرانی - اسلامی
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ ایام چهاردهم و پانزدهم خرداد در تاریخ معاصر ایران اسلامی، نه صرفاً دو تاریخ در تقویم، بلکه دو لایه معنایی عمیق و درهمتنیده هستند که هر یک از زاویهای متفاوت، روایتی از بیداری، هویتیابی و استمرار یک مسیر را روایت میکنند.
بیشتر بخوانید
نگاه به ۱۴ و ۱۵ خرداد نه بهعنوان گذشتهای تمامشده، بلکه بهمثابه منبعی زنده برای هویتسازی، امیدآفرینی و جهتدهی به آینده است.

قیام ۱۵ خرداد؛ زمینهساز حکومت اسلامی
حجتالاسلام داود شجاعی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: امام خمينی در برههای به صحنه آمد كه از یک سو توطئهای از سوی آمريكا برای فريب ملت ايران زيرپوشش «اصلاحات» در دست اجرا قرار گرفته بود و بر پایه اين برنامه تلاش داشتند به شاه آبرو و اعتبار بخشند.
وی افزود: تلاش میکردند شاه را هوادار حقوق كشاورزان، كارگران و ديگر اقشار محروم و تهيدست جامعه نشان دهند و در واقع با ماسک رعيتپروری و دهقاندوستی، كشاورزان را به خاك مذلّت بنشانند و كشاورزی ايران را از ميان ببرند.
رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان ابهر گفت: زير پوشش اصلاحات، وابستگی ملت ايران به امريكا و اقتدار هرچه بيشتر آن ابرقدرت را در ايران استواری بخشند. رسالت اسلامی امام اقتضا میكرد كه فرياد بركشند، زنگ خطر را به صدا درآورند و ملت ايران را از توطئه آمريكا و شاه كه بنا بود زير عنوان فريبنده اصلاحات و انقلاب سفيد پياده شود، آگاه سازند.
وی با بیان اینکه نهضت امام در آغازين دهه ۴۰ در برههای پديد آمد كه دينزدايی از زندگی اجتماعی بشر در جهان به شدت دنبال میشد، گفت: اسلام راستين در ميان ملت ايران تا پايهای كمرنگ شده و رو به افول بود و در برابر، اسلام من درآوردی و اسلام یک بعدی روز به روز بيشتر رواج پیدا میکرد. اسلام جدا از سياست، اسلام منهاي روحانيت، اسلام بدون عبادت و معنويت، هماهنگ با فرهنگ و انديشههای غربی( اسلام سوسياليستی )آميخته با انديشههای چپگرايانه و ماركسيستی ترویج میشد.
شجاعی با بیان اینکه در چنين اوضاع ناهنجاری امام به پا خاست و نهضت اسلامی را پايهگذاری كرد، گفت: امام در اين نهضت و مبارزه دو هدف؛ برملا كردن سرشت شوم و سياه رفرم امريكایی «انقلاب سفيد» و مجری آن: «پهلوی دوم» و پاسداری از اسلام راستين و به گفته خودشان «اسلام ناب محمدی ص» را دنبال میكرد.
وی تصریح کرد: از اينرو، امام در روز آغاز نهضت در جمع علما و مراجع قم اعلام كرد؛ «اگر ما میخواهيم اسلام و ايران از اضمحلال نجات پيدا كند بايد اين دودمان پهلوی را از قدرت پايين بياوريم. استعمار انگليس دودمان پهلوی را در ايران به قدرت رساند تا به دست آنها هم اسلام را از ميان ببرد و هم ايران را به روز سياه بنشاند».
رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان ابهر گفت: امام از آغاز نهضت هدف براندازی داشتند و برای آماده كردن مردم ايران گام به گام پيش رفتند و رژيم شاه در برابر نهضت امام ترفندهایی به كار گرفت تا بتواند آن نهضت را درهم بشكند.
وی خاطرنشان کرد: رژیم پهلوی زمانی که نتوانست امام را از رسالت بزرگی كه بر دوش داشت بازدارد، به حربه تهديد روی آورد، برای امام پروندهسازی كرد و وقتی اين نقشه نيز با بیاعتنایی امام روبهرو شد و راه به جایی نبرد.
وی با بیان اینکه حربه دیگر رژيم شاه در راه بازداشتن امام از مبارزه، به كار بستن حربه سركوب بود، گفت: كماندوهای شاه در روز دوم فروردين ۴۲ به مدرسه فيضيه يورش بردند و آنجا را به خاک و خون كشيدند تا رعب و وحشت در جامعه روحانيت پديد آورند و به مبارزه پايان دهند، ليكن امام نهتنها در برابر آن وحشيگری و خونريزی پروا نكرد، بلكه با ارادهای استوار مبارزه را شدت بخشيد و شخص شاه را مورد حمله قرار داد.
شجاعی با اشاره به اینکه مقامات ساواک كه در برابر حركت براندازی امام به استيصال كشيده شده بودند، گفت: بنابراین به خط موازی روی آوردند تا نهضت امام را به بيراهه بكشانند و اهداف اصلی آن را به دست فراموشی بسپارند، از اين رو، ساواک مركز، شماری از گويندگان اسلامی و روحانيان منبري را احضار كرد و از آنان خواست از سه موضوع سخن نگويند و ديگر هر چه بگويند و هر انتقاد و اعتراضی در سخنرانیهايشان مطرح كنند، ساواک به آنان كاری نخواهد داشت. عليه شاه سخن نگويند، عليه رژیم صهیونسیتی نيز حرفی نزنند و دائم به گوش مردم نخوانند كه اسلام در خطر است، ديگر هر چه بگويند آزادند!! اين نقشه نيز از سوی امام برملا شد و امام در سخنرانی ۱۳ خرداد ۴۲ آن را فاش كرد.
وی بیان داشت: رژيم شاه كه در برابر اوج نهضت اسلام ايران خود را درمانده و تاج و تخت خود را در خطر سقوط میديد بر آن شد به مقام قيادت و به حريم مرجعيت تجاوز كند و با دستگيری امام نهضت اسلامی ايران را با شكست روبهرو سازد. از اين رو، كماندوهای شاه در شب ۱۵ خرداد ۴۲ به منزل امام يورش بردند و امام را دستگير كردند.
رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان ابهر اظهار داشت: دستگيری امام واكنش طوفنده و خروشان ملت ايران را به همراه داشت.

قیام ۱۵ خرداد، دفاع از ولایت فقیه بود.
حجتالاسلام موسی آقایاری در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: قيام حماسهآفرينان ۱۵ خرداد در راه دفاع از ولایت و مرجعيت بود. مردم در راه پشتيبانی از مرجع تقليدشان جان بر كف گرفتند و در برابر توپ و تانک ايستادگی جانانه کردند.
وی افزود: مجتهد جامعالشرايط و فقيه دارای ولایيت تا آن پايه از ديد شيعيان متعهد و باورمند قداست دارد كه دستورهای او مساوی با فرمان امام معصوم است و مخالفت با او در حكم کفر است.
پژوهشگر و مدرس حوزه علمیه گفت: مردمان شيعه از آنجا كه پيروی از مرجعيت ولايت را بر خود واجب ميدانستند، میبينيم در نهضتها و حركتها، آنگاه با همه نيرو و توان به صحنه میآمدند و تا آخرين نفس و آخرين قطره خون پايداری میكردند كه رهبری، مجتهدی جامعالشرايط را بر عهده داشته باشد.
آقایاری تصریح کرد: قيام آگاهانه ملتی رشديافته و با بصيرت در روز ۱۵ خرداد در تداوم آن قيام و نهادينه شدن مبارزه مردمی و نهضت اسلامی ايران نقش به سزایی داشت. بیترديد قيامی كه بر پايه آگاهی و بصيرت پديد آيد، هيچگاه پايان نمیيابد و زوال نمیپذيرد و لذا ۴۵ سال هست انقلاب اسلامی با تمام تهدیدها و تحریم ها پایدار است.
وی خاطرنشان کرد: ايستادگی، پايداری و صلابت و مقاومت در سرنوشت ملتها و كشورها نقش سرنوشتسازی دارد. دشمن برای از پای درآوردن یک ملت، فشارهای گوناگونی را بر آنها وارد میكند، زندان و تبعيد، زجر و شكنجه و اعدام، سلب آسايش و امنيت، قتل و غارت، ايجاد خفقان و وحشت از حربههایی است كه زورمداران در راه به تسليم واداشتن یک ملت فرهيخته به كار میگيرند.

۱۴ و ۱۵ خرداد ترمیمبخش انسجام درونی
پروین ذوالقدری، عضو هيأت علمی دانشگاه پیام نور استان زنجان در گفتگو با خبرنگار خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: تاریخ به مثابه آینهای برای خودشناسی گاه در گذر ایام روزهایی پیش میآیند که نه فقط در سطور کتابهای تاریخ بلکه در اعماق وجودی یک جامعه، نقشی ماندگار برجای میگذارند.
وی با بیان اینکه ۱۴ و ۱۵ خرداد دو فرصت مغتنماند تا نگاهی عمیقتر به «نحوه مواجهه با چالشها» و «چگونگی صیانت از ارزشهای بنیادین» بیفکنیم، افزود:
میتوان این دو رویداد را ورای روایتهای معمول در پیوند با ساز و کارهای روانشناختی یک ملت واکاوی کرد.
عضو هيأت علمی دانشگاه پیام نور استان زنجان تصریح کرد: رخدادهای ۱۵ خرداد گواه لحظهای است که جامعه با عبور از آستانههای تحمل در پی بازتعریف هویت جمعی در بستر کنشگری برآمده است.
گویی این روز سرآغاز گذار از وضعیتی انفعالی به وضعیتی است که در آن، «عاملیت» و اراده جمعی بر جایگاه اصلی خود باز میگردد.
وی با تأکید بر اینکه ۱۴ خرداد نقشی متفاوت در فضای ذهنی جامعه ایفا میکند، اظهار داشت: این روز، بیش از آنکه صرفاً یادآور یک فقدان باشد، به مثابه پیوندی میان گذشته، حال و آینده عمل می کند.
ذوالقدری با توضیح اینکه جوامع برای تداوم و سلامت روانی خود، نیازمند نقاط ارجاعی هستند که به آنها احساس ثبات و پیوستگی ببخشد، متذکر شد: این مناسبتها در کنار هم ساختاری را در حافظه جمعی پدید میآورند که به فرد و جامعه کمک کند تا روایت خود را در گذر زمان حفظ کنند و در مواجهه با تلاطمهای محیطی به جای از همگسیختگی، به یک «انسجام درونی» دست یابند.
وی خاطرنشان کرد: بازخوانی این تاریخ، بیش از آنکه نگاه به عقب باشد، تلاشی برای ترمیم و تقویت حس «معنای مشترک» است؛ معنایی که به جامعه کمک میکند تا با اتکا به تجربههای زیسته هویت خود را در برابر چالشهای پیشرو بازسازی کرده و با اطمینان بیشتری به سوی آینده گام بردارد.
عضو هيأت علمی دانشگاه پیام نور استان زنجان عنوان کرد: پانزدهم خرداد را میتوان لحظه شکوفایی اراده نام نهاد در مسیر رشد روانی انسان هر فرد در مقاطعی از انفعال فاصله گرفته و مسئولیت هدایت مسیر خود را بر عهده میگیرد.
وی با بیان اينکه پیروزی بر تردید آنچه در آن روز سرنوشتساز رقم خورد، بیش از آنکه رویدادی صرفاً بیرونی باشد، غلبه بر «سنگینی تردیدها» بود، یادآور شد: ملتی که تا پیش از آن در سایه ترسهای بزرگ زیسته بود، آموخت که چگونه با اتکا به ایمان درونی»، افق نگاه خود را دگرگون سازد. سرمایه خودباوری این روز درسی جاودانه برای همه زمانهاست تا زمانیکه اراده یک فرد یا یک جامعه در مسیر باورهای عمیقش قرار نگیرد رشد و تعالی حاصل نخواهد شد.
ذوالقدری افزود: پانزدهم خرداد، زمان اعلام حضور اراده بود؛ آن لحظه تأثیرگذاری که ثابت کرد ترس، نه دیواری نفوذناپذیر، بلکه صرفاً ابری گذراست که با تابش نور ،هدف، به آسانی محو می شود.
وی با اشاره به اینکه چهاردهم خرداد، از زاویهای دیگر، آزمونی برای پختگی فکری و روحی» است، گفت: هر انسانی در سیر تکاملی خود، گاه با فقدان راهنما یا تکیه گاه بیرونی مواجه می شود؛ این لحظه حساسترین مرحله در «شکل گیری هویت پایدار» به شمار می آید.
وی خاطرنشان کرد: چهاردهم و پانزدهم خرداد را می توان دو مقطع مکمل در فهم لایه های معنایی تاریخ معاصر دانست؛ یکی ناظر بر تأمل در نسبت جامعه با میراث فکری و هویتی خویش و دیگری معطوف به لحظه بروز اراده جمعی و توان کنشگری در برابر شرایط موجود این دو، تاریخ در کنار یکدیگر نشان میدهند که حافظه تاریخی صرفاً مجموعهای از رخدادهای گذشته نیست بلکه سازوکاری زنده برای شکلدهی به هویت، تداوم معنا و باز تولید امید در زیست جمعی است.
از این منظر، تأمل در این مناسبتها نه بازگشت به گذشته، بلکه تلاشی برای فهم عمیقتر پیوند میان تجربه هویت و افق آینده به شمار میآید.
۱۴ و ۱۵ خرداد؛ بازخوانی آرمانهای انقلاب
سعید سلجوقی عضو هيأت علمی دانشگاه پیام نور زنجان در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛گفت: ۱۴و ۱۵ خرداد، یادآور دو مقطع سرنوشتساز در تاریخ معاصر ایران اسلامی است.
وی با اشاره به این ایام، افزود: در این ایام از یکسو با عروج ملکوتی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره)، و از سوی دیگر با قیام خونین ۱۵ خرداد، نماد بیداری، استقلالطلبی و ایستادگی ملت ایران در برابر ظلم و استبداد گره خورده است.
عضو هيأت علمی دانشگاه پیام نور زنجان
خاطرنشان کرد: این مناسبتها، فرصتی ارزشمند برای بازخوانی آرمانهای والای انقلاب اسلامی و تأکید بر نقش بیبدیل رهبری دینی در هدایت جامعه به سوی عزت، عدالت و پیشرفت محسوب میشود.
وی با اشاره به اینکه در این میان، دانشگاهیان به عنوان قشر فرهیخته و اثرگذار جامعه، مسئولیتی خطیر در تبیین این ارزشها و انتقال آن به نسلهای آینده بر عهده دارند، تصریح کرد: در شرایط کنونی که کشور با چالشها و تحولات گوناگون مواجه است، پاسداشت این ایام و الهامگیری از سیره امام راحل (ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری، میتواند راهگشای حرکت علمی، فرهنگی و اجتماعی دانشگاهها در مسیر تعالی و پیشرفت باشد.
سلجوقی با توضیح اینکه بیتردید، همافزایی میان علم، ایمان و تعهد اجتماعی، کلید تحقق اهداف بلند نظام اسلامی است، اظهار کرد: امید است جامعه دانشگاهی با تأسی از این مناسبتهای بزرگ، در مسیر اعتلای علمی و فرهنگی کشور، بیش از پیش گام بردارد و نقش مؤثر خود را در ساختن آیندهای روشن ایفا نماید.
چهاردهم و پانزدهم خرداد، دو رخداد جداییناپذیر در حافظه تاریخی ایران هستند که هر یک نقشی مکمل ایفا میکنند: چهاردهم خرداد، یادآور فقدان رهبر و آزمونی برای پختگی فکری و روحی جامعه است؛ لحظهای که جامعه میآموزد بدون تکیهگاه بیرونی، به انسجام درونی و هویت پایدار خود اتکا کند. پانزدهم خرداد، نقطهی عینی بروز اراده جمعی، غلبه بر ترس و سنگینی تردیدها، و آغاز گذار از وضعیت انفعالی به کنشگری آگاهانه است.
بازخوانی این ایام، بازگشت به گذشته نیست، بلکه بازسازی معنای مشترک برای آینده است.
انتهای خبر/

