ایران، تنها ضامن امنیت واقعی تنگه هرمز
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ مدیریت مقتدر ایران از طریق بازدارندگی فعال، مانع از تبدیل شدن این شریان حیاتی به میدان رقابت قدرتهای فرامنطقهای شده و امنیت ناوبری را برای تمامی جهان تضمین میکند و این امنیت پایدار، نه از طریق نظامیگری بیگانگان، بلکه از طریق تکیه بر توانمندیهای بومی و مسئولیتپذیری ملی ایران در قبال ثبات منطقه محقق شده است.
بیشتر بخوانید
در این راستا پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ میزگردی با موضوع تنگه هرمز و مدیریت آن به دست کشور ایران و پیامدهای آن با سپهر غورقانلو مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد زنجان، محمدمهدی افشاری مسئول سیاستورزی بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد زنجان و محمدرضا محبی فرمانده پایگاه شهید اشتری دانشگاه آزاد زنجان تهیه و تنظیم کرده است که شما را به مطالعه آن دعوت میکنیم.

چرا مدیریت ایران ضامن امنیت اصلی هرمز است؟
سپهر غورقانلو مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد در زنجان با بیان اینکه در شرایط فعلی که بیاعتمادی نسبت به توافقات بینالمللی وجود دارد، ایران اعلام کرده که اتکای خود را از امضاهای کتبی به واقعیتهای جغرافیایی تغییر داده است و کاغذها و امضاها تضمین نهایی نیستند، اظهار کرد: تضمین عینی حفظ هر توافقی، تنگه هرمز است. این رویکرد نشان میدهد که ایران از این تنگه بهعنوان اهرم نهایی و تضمینکننده منافع خود در مذاکرات استفاده میکند.
وی با بیان اینکه موقعیت ژئوپلیتیک استثنای و دسترسی مستقیم ایران به این آبراه راهبردی است، اضافه کرد: ایران بهعنوان اصلیترین قدرت ساحلی در حاشیه تنگه هرمز، دارای بیشترین توان عملیاتی و نظارتی بر این پهنه است. این تسلط جغرافیایی به ایران اجازه میدهد تا با بهرهگیری از دانش محیطی و توان نظامی متناسب، امنیت این مسیر را بهگونهای مدیریت کند که از هرگونه هرج و مرج یا lتگور شدن منطقه جلوگیری شود. در واقع، حضور مقتدرانه ایران در این منطقه، مانع از آن میشود که بازیگران کوچکتر یا گروههای غیردولتی بتوانند ثبات این شریان حیاتی انرژی را به خطر بیندازند.
افشاری با اشاره به اینکه ایران همواره در طول تاریخ حسن نیت و همچنین مواضع ضدجنگ خود را ثابت کرده است بهترین گزینه برای کنترل این آبراهه کلیدی است، ابراز کرد: چشم ابر قدرتهای جهان اکنون به این تنگه است.
وی با اشاره به اینکه قرار گرفتن تنگه هرمز در ید کشورهای همسایه باعث افزايش قدرت میشود و ایران تنها کشوری است که قدرت جلوگیری از این خیال باطل را دارد، ادامه داد: تضاد میان رویکرد تثبیتکننده ایران و رویکرد تنشزای قدرتهای فرامنطقهای است. برخلاف ایالات متحده و متحدانش که با «میلیتاریزه کردن» منطقه و استقرار ناوگانهای نظامی، بستر را برای درگیریهای احتمالی و رقابتهای تسلیحاتی فراهم میکنند، مدیریت ایران بر پایه «امنیت بومی» استوار است. ایران به دنبال ایجاد تعادل در منطقه است و حضور نظامیش را نه برای تهدید، بلکه برای بازدارندگی در برابر تجاوزات تعریف میکند.
محبی با تأکید بر اینکه بنا به دو دلیل مدیریت ایران ضامن اصلی تنگه هرمز است اولی موقعیت جغرافیایی و دوم توان نظامی، ادامه داد: بخش های مهمی از تنگه هرمز در نزدیکی سواحل ایران قرار گرفته و علاوه بر این، نیروی دریایی ایران توانایی حفظ این تنگه را به خوبی دارد و در صورتیکه عاملی، مخل امنیت این تنگه باشد با واکنش قدرتمند و سریع ایران رو به رو خواهد شد.
وی عنوان کرد: نقش ایران در تضمین جریان پایدار انرژی برای جهان، مدیریت آن را به ضرورت تبدیل میکند. تنگه هرمز شریان حیاتی اقتصاد جهانی است و هرگونه اختلال در آن، پیامدهای ویرانگری برای بازارهای جهانی خواهد داشت. ایران با تأکید بر رعایت قوانین بینالمللی و تسهیل ناوبری آزاد برای کشتیهای تجاری، ثابت کرده است که منافع ملی خود را در ثبات منطقه میبیند. توانایی ایران در کنترل بحرانها و مدیریت هوشمندانه تنشها، این حقیقت را روشن میکند که تنها یک قدرت بومی و مسئولیتپذیر است که میتواند امنیت پایدار و قابلاعتمادی را در این نقطه حساس جهان برقرار کند و از هرگونه مداخله خارجی که منجر به بیثباتی میشود، جلوگیری شود.
آیا مدیریت ایران در هرمز قابل مذاکره است؟
محبی اضافه کرد: تنگه هرمز آبراهه حیاتی در جغرافیای ایران است و هرگونه تهدید یا ناامنی در آن به منزله تهدیدی علیه امنیت و ثبات کشور تلقی میشود.
وی عنوان کرد: در صورت اقدام خصمانه یا مداخله مستقیم یک کشور خارجی در این آبراه، ایران حق پاسخ متناسب را برای خود محفوظ میداند چنین پاسخی میتواند علاوه بر اقدامات دفاعی و نظامی شامل تدابیر سیاسی اقتصادی و دریایی نیز باشد تا هزینه مداخله برای طرف متجاوز افزایش یافته و از تکرار آن جلوگیری شود.
وی با بيان اينكه ایران همواره تأکید کرده است که امنیت منطقه خلیجفارس و تنگه هرمز باید توسط کشورهای همین منطقه تأمین شود، اضافه کرد: از این رو، هرگونه پیشنهاد برای مذاکرهای که هدف آن حضور دائمی یا نهادینهسازی دخالت قدرتهای فرامنطقهای (مانند آمریکا) در مدیریت هرمز باشد، رد میشود. ایران معتقد است مدیریت خارجی به جای امنیت، «بیثباتی» به همراه میآورد.
غورقانلو گفت: ایران همواره تأکید کرده است که امنیت منطقه خلیجفارس و تنگه هرمز باید توسط کشورهای همین منطقه تأمین شود. از این رو، هرگونه پیشنهاد برای مذاکرهای که هدف آن حضور دائمی یا نهادینهسازی دخالت قدرتهای فرامنطقهای (مانند آمریکا) در مدیریت هرمز باشد، رد میشود. ایران معتقد است مدیریت خارجی به جای امنیت، «بیثباتی» به همراه میآورد. بنابراین، هرچند ایران بر همکاری با همسایگان تأکید دارد، اما مدیریت حاکمیتی خود بر تنگه را بهعنوان ابزاری برای معامله در میز مذاکرات دیپلماتیک با قدرتهای غربی قرار نمیدهد.
افشاری با اشاره به اینکه مدیریت مقتدرانه بر تنگه هرمز، یکی از ارکان اصلی قدرت بازدارندگی ایران در برابر تهدیدات خارجی است، عنوان کرد: این تسلط به ایران اجازه میدهد تا در برابر فشارها و تحریمهای ظالمانه، از ابزارهای استراتژیک خود برای حفظ موازنه قدرت استفاده کند. مذاکره بر سر این مدیریت به معنای داوطلبانه واگذار کردن یکی از مهمترین ابزارهای دفاعی و امنیتی کشور است. لذا، تا زمانی که تهدیدات فرامنطقهای در محیط پیرامونی ایران وجود دارد، مدیریت مستقل و مقتدرانه بر این شریان حیاتی، موضوعی کاملاً امنیتی و غیرقابل معامله باقی خواهد ماند.

پاسخ ایران به دخالت بیگانه در تنگه چیست؟
افشاری با بیان اینکه نخستین سطح پاسخ ایران، مبتنی بر «بازدارندگی فعال و اقدام متقابل» است، ادامه داد: نیروهای مسلح ایران بارها اعلام کردهاند که هرگونه حرکت تحریکآمیز از سوی ناوگانهای بیگانه یا تلاش برای اخلال در نظم دریانوردی منطقه، با واکنش سریع و پشیمانکننده مواجه خواهد شد. ایران بر اساس اصل «عمل متقابل»، تأکید دارد که اگر امنیت این آبراه برای ایران خدشهدار شود، امنیت آن برای هیچ طرف دیگری تضمین نخواهد بود. این رویکرد، پیامی روشن به مداخلهگران است که هرگونه ماجراجویی نظامی در این منطقه، هزینههای سنگین و غیرقابل جبرانی را برای آنها در پی خواهد داشت.
محبی با تأکید بر اینکه ایران از طریق «تقویت اشراف اطلاعاتی و تسلط عملیاتی»، پاسخی ساختاری به دخالتها میدهد، ابراز کرد: رصد شبانهروزی تحرکات بیگانگان در تنگه هرمز و برگزاری رزمایشهای تخصصی در این پهنه آبی، به منظور نمایش اقتدار و آمادگی واحدهای سطحی، زیرسطحی و پهپادی است. ایران با تثبیت حضور دائمی خود و کنترل دقیق ترددها، به قدرتهای فرامنطقهای تفهیم میکند که مدیریت این آبراه تنها در صلاحیت قدرتهای ساحلی منطقه است و هرگونه تلاش برای ایجاد ائتلافهای نظامی بیگانه، تنها به پیچیدهتر شدن اوضاع و افزایش تنشها منجر میشود.
غورقانلو ادامه داد: پاسخ ایران دارای یک جنبه «راهبردی و دیپلماتیک با محوریت امنیت درونزا» است. ایران در مواجهه با دخالت بیگانه، همواره بر خروج نیروهای خارجی از منطقه به عنوان تنها راهکار استقرار صلح تأکید میکند. پیشنهادهای ایران برای همکاریهای امنیتی مشترک با کشورهای همسایه (بدون دخالت خارجی)، در واقع پاسخی ایجابی برای بیاثر کردن بهانههای حضور آمریکا و متحدانش است.

چرا دخالت آمریکا مخل امنیتِ مدیریتِ ایران است؟
افشاری با اشاره به اینکه دخالت آمریکا با تبدیل کردن محیط حساس خلیجفارس و تنگه هرمز به یک منطقه نظامی، ریسک برخوردهای تصادفی و تنشهای ناخواسته را به شدت افزایش میدهد، عنوان کرد: حضور ناوهای جنگی و نیروهای بیگانه در مجاورت مرزهای آبی ایران، عملاً مدیریت صلحآمیز و باثبات ایران را با چالش مواجه کرده و باعث میشود فضای منطقه به جای تعاملات اقتصادی و امنیت پایدار، به سمت رقابتهای تسلیحاتی حرکت کند که این موضوع مستقیماً مخل نظم بومی و مدیریت حاکمیتی ایران است.
غورقانلو با تأکید بر اینکه ایالات متحده با ایجاد ائتلافهای نظامی کاذب و دامن زدن به پروژه ایرانهراسی، مانع از شکلگیری یک نظام امنیتی درونزا و جمعی میان کشورهای منطقه میشود، ابراز کرد: این دخالتها با هدف ایجاد شکاف و واگرایی میان همسایگان صورت میگیرد تا توجیهی برای تداوم حضور قدرتهای فرامنطقهای فراهم شود؛ در حالی که مدیریت ایران بر پایه همکاریهای منطقهای و حذف مداخلات خارجی بنا شده است، سیاستهای تفرقهافکنانه واشینگتن عملاً تلاشهای ایران برای برقراری ثبات فراگیر را خنثی کرده و امنیت منطقه را به گروگان منافع سیاسی خود میگیرد.
محبی اضافه کرد: اهداف حضور آمریکا در این آبراه راهبردی، فراتر از ادعاهای حقوقی، در راستای اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی بر ایران و محدود کردن تجارت قانونی و آزادی ناوبری کشور است. آمریکا از حضور نظامی خود بهعنوان ابزاری برای تهدید نفتکشها، اعمال تحریمهای ظالمانه و نظارتهای غیرقانونی استفاده میکند که این رفتارها مستقیماً با مدیریت مقتدرانه ایران بر آبهای تحت حاکمیت خود در تضاد است و باعث میشود ثبات اقتصادی و امنیت مسیرهای تجاری که از اولویتهای مدیریت ایران است، همواره تحتالشعاع تهدیدات و مداخلات بیگانگان قرار گیرد.
انتهای خبر/

