logo
امروز : چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۶:۳۹
[ شناسه خبر : ۵۲۰۲۵ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 3 دقیقه ]
یادداشت؛

جیب خالی و سودای وصال

جیب-خالی-و-سودای-وصال-
وقتی قیمت یک حلقه ساده با حقوق چندین ماه برابری می‌کند، ازدواج برای جوانان از یک پیوند عاطفی به یک عملیات انتحاری اقتصادی با جیب خالی تبدیل شده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ ازدواج در هر جامعه‌ای تنها یک انتخاب شخصی نیست، بلکه از مهم‌ترین پایه‌های ثبات اجتماعی، آرامش روانی و تداوم نهاد خانواده به شمار می‌رود. با این حال، واقعیت‌های اقتصادی سال‌های اخیر باعث شده این امر طبیعی و ضروری، برای بسیاری از جوانان به یک تصمیم دشوار و دور از دسترس تبدیل شود. 

بیشتر بخوانید

امروز دیگر کم‌تر کسی تردید دارد که مهم‌ترین مانع پیش روی ازدواج جوانان، نه کاهش تمایل به تشکیل خانواده، بلکه افزایش موانع اقتصادی برای آغاز یک زندگی ساده و آبرومند است.

جوانی که با بیکاری، درآمد ناکافی، نبود امنیت شغلی و هزینه‌های سنگین مسکن رو به‌ روست، چگونه می‌تواند با اطمینان به آینده، مسئولیت زندگی مشترک را بپذیرد؟ واقعیت این است که بسیاری از جوانان نه از اصل ازدواج گریزان‌اند و نه نسبت به ارزش‌های خانوادگی بی‌اعتنا؛ بلکه شرایط اقتصادی آنان را به تأخیر، تردید و گاه انصراف از ازدواج سوق داده است و در چنین فضایی، توصیه‌های صرفاً فرهنگی، بدون پشتوانه عملی، نمی‌تواند گرهی از این مسئله باز کند.

البته اقتصاد، تنها عامل مؤثر در کاهش آمار ازدواج نیست، اما بی‌تردید اصلی‌ترین عامل به شمار می‌رود. وقتی هزینه‌های اولیه زندگی از تهیه مسکن گرفته تا تأمین لوازم ضروری و مخارج روزمره به شکلی فزاینده افزایش می‌یابد، طبیعی است که جوانان احساس کنند ورود به زندگی مشترک، مساوی با ورود به چرخه‌ای از فشار و اضطراب خواهد بود. این نگرانی، نه نشانه ضعف نسل جوان، بلکه بازتاب مستقیم دشواری‌هایی است که بر زندگی آنان سایه انداخته است.

از سوی دیگر، بخشی از مشکل به نگاه‌های نادرست فرهنگی بازمی‌گردد. گسترش تجمل‌گرایی، چشم‌ و هم‌چشمی، مهریه‌های سنگین، مراسم پرهزینه و توقعات فراتر از توان اقتصادی خانواده‌ها، ازدواج را از یک پیوند ساده و انسانی به پروژه‌ای پرخرج و پیچیده تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، حتی جوانانی که از حداقل توان اقتصادی برخوردارند نیز ممکن است در برابر این حجم از انتظارات، احساس ناتوانی کنند.

بر همین اساس، تشویق جوانان به ازدواج باید بر دو محور اصلی استوار باشد: حمایت اقتصادی و اصلاح فرهنگ اجتماعی. در حوزه اقتصادی، ارائه تسهیلات واقعی و کارآمد، حمایت از اشتغال پایدار، تسهیل دسترسی به مسکن و کاهش هزینه‌های شروع زندگی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند امید و انگیزه را در میان جوانان افزایش دهد. در حوزه فرهنگی نیز لازم است خانواده‌ها، رسانه‌ها و نهادهای مسئول، تصویری واقع‌بینانه، ساده و کم‌هزینه از ازدواج ارائه دهند و از ترویج الگوهای تجملی فاصله بگیرند.

 

واقعیت آن است که ازدواج آسان، بیش از آنکه به شعار نیاز داشته باشد، به اعتمادسازی نیازمند است. جوانان باید احساس کنند که جامعه، خانواده و مسئولان، شرایط آنان را درک می‌کنند و برای کاهش دغدغه‌هایشان برنامه‌ای عملی دارند. اگر این اعتماد شکل بگیرد، بسیاری از موانع ذهنی و اجتماعی نیز کاهش خواهد یافت.

 باید پذیرفت که مسئله ازدواج جوانان، موضوعی فردی و محدود به انتخاب شخصی نیست؛ بلکه مسئله‌ای اجتماعی با پیامدهای گسترده فرهنگی و جمعیتی است. هر اندازه سن ازدواج بالاتر برود و امکان تشکیل خانواده دشوارتر شود، جامعه با چالش‌های عمیق‌تری در حوزه هویت، جمعیت و سلامت اجتماعی رو به‌ رو خواهد شد. از این رو، حمایت از ازدواج جوانان، سرمایه‌گذاری برای آینده جامعه است؛ آینده‌ای که بدون تقویت نهاد خانواده، نمی‌توان به پایداری آن امیدوار بود.

 نویسنده: اکرم محمدی‌منفرد؛ دبیر جمعیت خاتم‌الاوصیا زنجان.

 

 

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر