به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ زنجان، دیار غواصان دریادل، بار دیگر صحنه حماسهای بیبدیل شد. رزمایش «جانفدا» که با حضور گسترده اقشار مختلف مردم برگزار شد، چیزی فراتر از یک رژه نظامی بود؛ این رزمایش، رستاخیز یک ملت بود؛ ملتی که با سربند «جانم فدای ایران» به دنیا اعلام کرد، امنیت را خودش میسازد.
بیشتر بخوانید
در این مراسم بانوی ۲۰ ساله زنجانی از حضور خود در مراسم جانفدا میگوید و اظهار کرد: من متولد این دیارم؛ دیاری که غواصان دریادلش را تاریخ هرگز فراموش نمیکند. امروز وقتی وارد میدان شدم، قلبم لرزید؛ نه از ترس، بلکه از هیبت جمعیتی که یکصدا برای ایران آمده بودند. من دختر بیست سالهای هستم که در دانشگاه درس میخوانم، اما امروز حس کردم چیزی فراتر از درس و آیندهی شغلی، مرا به این میدان کشاند؛ حس تعلق به خاکی که امنیتش را مدیون همان غواصان و همان مردانی هستیم که امروز فرزندانشان را دیدم.
کمی آن طرف پیرمردی ۷۰ ساله با پیشانی بند یا علی (ع) و چفیه به دوش ایستگاه کنارش رفتم و سلام کردم از او پرسیدم پدر جان اینجا در مراسم جانفدا چرا حضور پیدا کردی؟ با همان لحن پدرانه گفت: 70 سال است که در این خاک زندگی میکنم. در دفاع مقدس، وقتی همرزمانم به جبهه رفتند، من نوجوان بودم؛ اما امروز آنقدر احساس غرور دارم که انگار دوباره جوان شدهام. وقتی دیدم نوههایم، فرزندانم و حتی کودکان خردسال این شهر، با سربند «جانم فدای ایران» در این میدان حضور دارند، بغض راه گلویم را گرفت. این جمعیت، آن چیزی بود که من سالها منتظرش بودم؛ بازگشت آن روح بزرگ حماسه که گاهی فکر میکردیم کمرنگ شده است.
وی ادامه داد: من که نصف این جمعیت را امروز از نزدیک دیدم، میگویم: این ملت نمرده است؛ این ملت زندهتر از همیشه است. ما که روزگار سختی را با جنگ و محاصره گذراندیم، میدانیم امنیت یعنی چه؛ امنیت یعنی همین لحظه که یک پدربزرگ 70 ساله، کنار نوه ۱۲ سالهاش در یک صف ایستاده است. امروز من با این حضور، مطمئن شدم که دیگر هیچ دشمنی نمیتواند به این آب و خاک چشم طمع بدوزد؛ چرا که این ملت، خودش سنگر است.
در هیاهوی جمعیت و برنامه پرشور جانفدا کنار جدول خیابان بانویی با کودک خود در مراسم حضور داشت در کنار کالسکه پرچم ایران، عکس رهبر شهید و رهبر انقلاب را دیدم با صدایی رسا شعار میدادند مرگ بر آمريکا، مرگ بر نتانياهو از او علت حضورش را پرسیدم ابراز کرد: من با فرزند خردسالم در کالسکه به این میدان آمدم؛ به ایندلیل ساده که میخواهم فرزندم از همان کودکی بیاموزد ایران یعنی چه. سربند «یا زهرا (س)» را برای خودم و فرزندانم بستهام؛ چون باور دارم این سرزمین، با عنایت حضرت زهرا (س) و خون شهدا امن مانده است.
وی ادامه داد: وقتی کودکم را در میان این جمعیت فشرده دیدم که برایش دست تکان میدادند، اشک در چشمانم جمع شد؛ به خودم گفتم: این ملت هنوز زنده است، هنوز باور دارد.
امروز دیدم مادرانی اطرافم بودند که هر کدام بچهای در آغوش یا بر دوش داشتند و با همینحال در صف ایستاده بودند. این صحنه برای من، زیباترین تصویر اقتدار بود؛ اقتداری که از دل مادری و عشق به فرزند میآید. من بهعنوان یک مادر، میخواهم فرزندانم در کشوری بزرگ شوند که همیشه پشتیبان یکدیگر باشد. این رزمایش به من آموخت که امنیت را باید همانطور که شهدا ساختند، خودمان هم حفظ کنیم؛ و من با همین کودک در کالسکه، امروز این پیام را رساندم: زنجان، برای ایران ایستاد.
رزمایش «جانفدا» در زنجان، فقط یک مراسم میدانی نبود؛ بلکه رستاخیز یک ملت بود. از بانوی 20 سالهای که با غیرت آمد، تا پیرمرد 70 سالهای که یادگاران دفاع مقدس را زنده کرد؛ تا مادری که کودک خردسالش را در کالسکه به میدان آورده بود. همه اینها یک پیام واحد داشتند: امنیت را مردم میسازند و ایران را ملت پاس میدارد.
انتهای خبر/












































