logo
امروز : شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱:۱۹
[ شناسه خبر : ۵۳۳۳۷ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 3 دقیقه ]
یادداشت؛

میدان بی‌فرهنگ!

میدان-بی‌فرهنگ!
صدور گواهینامه موتور برای نوجوانان ۱۶ ساله، در حالی که ۳۵ درصد تصادفات فوتی شهری مربوط به موتورسواران است، بدون زیرساخت و فرهنگ‌سازی، فقط قانونی کردن رفتارهای پیشین است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ در خبری اعلام شد که قرار است نوجوانان ۱۶ ساله نیز صاحب گواهینامه موتورسیکلت شوند. شاید این اقدام پاسخی به هیجانات نوجوانان و تدبیری برای کاهش هزینه‌های تصادفات احتمالی در شرایط رانندگی بدون گواهینامه باشد؛ اما پرسش اساسی اینجاست: آیا فرهنگ، رفتار، هنجارها، فضا، امکانات، کوچه‌ها، خیابان‌ها و میادین ما برای این کار مهیا شده‌اند؟

بیشتر بخوانید

این تصمیم در شرایطی گرفته می‌شود که آمارهای رسمی از وضعیت نگران‌کننده تصادفات موتورسیکلت در ایران حکایت دارد. سردار کرمی‌اسد اذعان کرده که موتورسواران حدود ۱۵ درصد از متوفیان حوادث جاده‌ای را تشکیل می‌دهند و نزدیک به ۳۵ درصد از تصادفات فوتی داخل شهر مربوط به آن‌هاست. در برخی پژوهش‌ها، این آمار حتی بالاتر برآورد شده و سهم موتورسواران از کل تلفات جاده‌ای بین ۲۳ تا ۴۰ درصد و در راه‌های درون‌شهری تا حدود ۸۰ درصد گزارش شده است. نگران‌کننده‌تر اینکه نیمی از فوتی‌های حوادث موتورسیکلت، زیر ۳۰ سال دارند!

از مهم‌ترین علل این تصادفات دلخراش، تفریحات خطرناک نوجوانان با موتور، انجام حرکات نمایشی، عدم استفاده از کلاه ایمنی و استفاده جمعی از این وسیله اعلام شده است.

حال باید پرسید: صدور بیش از ۱۱۲ هزار گواهینامه برای نوجوانان ۱۶ ساله، بدون تقویت همزمان زیرساخت‌های آموزشی، نظارتی و ایمنی، به کاهش آمار تصادفات کمک خواهد کرد یا برعکس، جمعیت آسیب‌پذیر را افزایش می‌دهد؟

به نظر می‌رسد آنچه این طرح را به موفقیت نزدیک می‌کند، نه صرفاً مجوز قانونی، بلکه فرهنگ‌سازی، تدارک مسیرهای استاندارد، همراهی خانواده‌ها، اجرای دقیق دوره‌های آموزشی، استانداردسازی کلاه‌های ایمنی و برخورد جدی با تخلفات است. در غیر این صورت، شاید تنها کاری که انجام شده، قانونی کردن رفتاری باشد که پیش‌تر به‌صورت غیرقانونی انجام می‌شده است!

کارشناسان ایمنی و ترافیک به والدین، به‌ویژه پدران، هشدار می‌دهند که به هیچ عنوان سوییچ خودرو یا موتورسیکلت را در اختیار فرزندان کم‌سن خود نگذارند. خاطرات تلخی شنیده و دیده می‌شود که نوجوانی از پدرش یک موتورسیکلت به‌عنوان هدیه تولد گرفته و در تصادفی دلخراش با همان موتور جان باخته است. حال سؤال اینجاست: آیا آن پدر تا آخر عمر، خود را برای خرید این هدیه می‌بخشد؟!

همین کافی است که در فضای مجازی درباره این خطرات جستجو کنید؛ آمار، اخبار و گزارش‌ها بسیار نگران‌کننده است.

اما آنچه هدف اصلی این نوشتار است، آثار و البته آزار ثانویه موتورسواری نوجوانان به‌ویژه کودکان زیر سن قانونی فقط برای تفریح و سرگرمی است. تابستان‌ها با گرمای هوا و بازبودن پنجره‌ها، شاید بتوان با تور جلوی پشه‌ها را گرفت، اما سر و صدای آزاردهنده موتورسواران نادان را نمی‌توان تحمل کرد! این پدیده شوم، به‌ویژه در میادین و معابر خلوت، اذیت‌کننده‌تر است و تا پاسی از نیمه‌شب، صدای ناهنجار و انفجاری موتورها که با دستکاری اگزوز و ساسات تولید می‌شود، گاه موجب دعای مردم برای راکبان موتور می‌شود!

شاید نام میدانی بزرگ و نسبتاً خلوت، «فرهنگ» باشد، اما همین بی‌فرهنگی به نماد اصلی آن میدان تبدیل شده است. طبیعی است که برای هر راکب متخلف نمی‌توان یک پلیس در معابر مستقر کرد، و بسیاری از قانون‌شکنان از چنگ قانون می‌گریزند.

اما راه چاره چیست؟ تا کی باید در تابستان‌ها، با وجود همه استرس‌ها و اضطراب‌های ناشی از جنگ، گرانی، بیکاری و ...، از جهالت این معدود نوجوانان موتورسوار نیز آزار بکشیم؟

یکی از دلسوزان گفته بود:

«اگر در فرهنگ غلط غوطه‌ور شویم و آن را تحمل کنیم، با فجایع عظیم اجتماعی، سرمان محکم به سنگ خواهد خورد و باز خواهیم گشت.»

نویسنده: بهزاد آهنگری، کارشناس مدیریت شهری.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر