در روستای قمچآباد ابهر، آنتندهی گوشی یعنی آرزوی دستنیافتنی
به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ روستای قمچآباد از توابع شهرستان ابهر در استان زنجان، با جمعیتی بالغ بر ۳۸۰ نفر و ۱۲۷ خانوار، سالهاست که با معضل آنتندهی ضعیف تلفن همراه و اینترنت دستوپنجه نرم میکند. این روستا که اغلب ساکنان آن به کشاورزی، دامداری و کار در کارخانجات صنعتی مشغولاند، علیرغم پیشرفتهای چشمگیر کشور در توسعه زیرساختهای ارتباطی در مناطق محروم، همچنان از نعمت ارتباطات پایدار بیبهره مانده است. دانشآموزان، دانشجویان، کارآفرینان و کشاورزان این دیار، هر یک به نوبه خود، داستانهای تلخی از روزهایی دارند که یک تماس ساده یا یک تراکنش اینترنتی به آرزویی دستنیافتنی تبدیل شده است.
بیشتر بخوانید
مسئولان مخابرات به وعدههایشان عمل نمیکنند
یوسف پیکانی، دهیار روستای قمچآباد در گفتگو با خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: از سال ۱۳۹۸ که این مسئولیت را بر عهده گرفتم، ضعف آنتندهی به عنوان مهمترین و قدیمیترین مشکل روستا، همیشه در صدر لیست مطالبات مردمی بوده است.
وی با بیان اینکه اما این مشکل ریشهای بسیار قدیمیتر دارد، افزود: بر اساس مستنداتی که در بایگانی شورا وجود دارد، اولین نامه رسمی اهالی درباره ضعف آنتن، به سال ۱۳۹۴ برمیگردد. یعنی نزدیک به یک دهه است که این مسئله حل نشده باقی مانده است.
دهیار قمچآباد خاطرنشان کرد: من شخصاً از ابتدای دوره دهیاریام تا امروز، بیش از ۱۵ نامه رسمی به اداره مخابرات شهرستان ابهر، ادارهکل ارتباطات و فناوری اطلاعاتِ استان زنجان، نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و حتی دفتر فرمانداری ارسال کردهام. پاسخ اغلب این نامهها یا کلاً داده نشده، یا با یک جمله کلیشهای مواجه شدهایم: «دکلهای مخابراتی پوششدهنده روستا بررسی و تقویت شدهاند و مشکل خاصی وجود ندارد.»
وی با توضیح اینکه فرماندار و بخشدار شهرستان پیگیر موضوع بوده و مصوبه نیز شده است، متذکر شد: وقتی من به عنوان دهیار، با گوشی همراه شخصیام در میدان اصلیِ روستا میایستم و آنتن را چک میکنم، نهایتاً یک خط ناپایدار نسل دوم (2G) نشان میدهد که هر لحظه ممکن است قطع شود. اینترنت همراه که عملاً غیرقابل استفاده است. برای یک تماس ساده، اهالی مجبورند به نقاط مرتفع اطراف روستا بروند. این یعنی زیرساختِ ارتباطی ما در حد یک روستای محروم دهه ۷۰ است، در حالیکه ایران در سال ۱۴۰۵، از توسعه ۵G در کلانشهرها صحبت میکند.
پیکانی با توضیح اینکه این مشکل فقط مختص تماس و پیامک نیست و ابعاد اقتصادی گستردهای دارد، یادآور شد: در سالهای اخیر، بسیاری از روستاییان به سمت کسب و کارهای اینترنتی روی آوردهاند. تعدادی از خانمهای روستا، تولیدی کوچکی برای پخت نان محلی و ترشیجات راهاندازی کردهاند و از طریق فضای مجازی محصولاتشان را میفروختند. اما به دلیل قطعی مکرر اینترنت، سفارشها را از دست میدهند و مشتریان ثابت خود را از دست دادهاند.
وی با توضیح اینکه دانشآموزان و دانشجویان نیز قربانیان اصلی این نابسامانی هستند، عنوان کرد: در دوران همهگیری کرونا، تقریباً تمام دانشآموزانِ روستا از تحصیل مجازی بازماندند و معدل آنها به شدت کاهش یافت. حتی الان که مدارس حضوری شده، بسیاری از معلمان تکالیف را در فضای مجازی اعلام میکنند یا فیلم آموزشی ارسال میکنند، اما بچهها ما نمیتوانند از این امکانات استفاده کنند. این یعنی شکاف آموزشی عمیقی میانِ دانشآموزان شهری و روستایی که هر سال عمیقتر میشود.
دهیار قمچآباد بیان کرد: ما از مسئولان استانی و شهرستانی یک درخواست مشخص داریم: یک تیم کارشناسی مجهز به تجهیزات اندازهگیری دقیق، در ساعات مختلف شبانهروز و روزهای مختلف هفته به روستا اعزام شود تا پوشش واقعی را اندازهگیری کند. اگر نیاز به دکلِ جدید است، اعتبار آن را در بودجه سالانه لحاظ کنند. اگر با تقویت دکل موجود قابل حل است، سریعاً اقدام عملی انجام دهند.
وی با بیان اینکه روستاییان برای همکاری، از تأمین زمین مناسب برای دکل، اعلام آمادگی کامل کردهاند، تأکيد کرد: تنها چیزی که میخواهیم، پایان این بلاتکلیفی یکدههای است.
مسئولان بیایند، یک روز با ما زندگی کنند
دانشجوی ۲۴ ساله اهل روستای قمچآباد در گفتگو با خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: دانشجوی ترم آخر مهندسی کامپیوتر در یکی از دانشگاههای ابهر هستم و از سوی دیگر، در یک کارخانه لبنیات، شیفت شب کار میکنم تا هزینههایِ تحصیلم را تأمین کنم.
وی با بیان اينکه زندگی من و بسیاری از جوانان این روستا، مثل یک معادله پیچیده است که یک مجهول بزرگ دارد: اینترنت، افزود: من برای انجام هر کار ساده بانکی، مثل پرداخت قسط وام دانشجویی یا واریز پول به حساب شخص دیگر، مجبورم از یک هفته قبل برنامهریزی کنم تا یک روز مرخصی هماهنگ کنم، این یعنی از ۳۰ روز ماه، حداقل چهار روز را فقط و فقط به خاطر نبود اینترنت از دست میدهم.
دانشجوی روستای قمچآباد تصریح کرد: روزهایی که میتوانستم درس بخوانم، استراحت کنم یا به خانواده کمک کنم، به جای آن در صف بانک و ترافیک شهر تلف میشوند.
وی با توضیح اینکه همکاران من که در خود شهر ابهر زندگی میکنند، هیچکدام این دغدغه را ندارند، اظهار کرد: آنها هنگام استراحت بین شیفتها، با گوشی همراه خود قبض برق و گاز را پرداخت میکنند، برای خرید کالاهای ضروری سفارش اینترنتی میدهند و در کلاسهای آنلاین مهارتی شرکت میکنند. اما من وقتی از کارخانه برمیگردم و پا به روستا میگذارم، عملاً از دنیای دیجیتال قطع میشوم. این یعنی من دانشجوی کامپیوتر، در خانهای زندگی میکنم که از نظر دسترسی به همان چیزی که تخصصم است، محرومترین نقطه استان است. چه طنز تلخی!
دانشجوی اهل روستای قمچآباد خاطرنشان کرد: ما بارها از طریق سامانه ۱۹۵ مخابرات و اپلیکیشن «همراهمن» شکایت رسمی ثبت کردهایم. اما پاسخ همیشگی این است که «نقصی در پوشش منطقه مشاهده نشده است» یا «پوشش منطقه مطلوب ارزیابی میشود». مگر میشود پوشش مطلوب یعنی منِ دانشجو، برای دانلود یک جزوه پنج مگابایتی، ۱۵ دقیقه پیادهروی کنم تا به بالای تپه برسم؟ مگر میشود پوشش مطلوب یعنی تماس من با مادرم که بیمار قلبی است، هر سه دقیقه یک بار قطع شود و من استرس داشته باشم که اگر اتفاقی بیفتد، نمیتوانم با اورژانس تماس بگیرم؟ این یعنی بازی با جان و معیشت مردم.
وی متذکر شد: از فرماندار ابهر و مدیرکل مخابرات استان زنجان تقاضا دارم که یک روز عادی را بدون اطلاع قبلی، با یک خودروی معمولی به قمچآباد بیایند و از صبح تا شب را با ما بگذرانند. میخواهم آنها نیز تجربه کنند که چگونه یک جوان برایِ پرداخت یک قبض ساده، باید کولهبارِ امید بردارد و به دل کوه بزند. ما فقط به یک زیرساختِ حداقلی نیاز داریم؛ یک آنتن پایدار 4G که سقف آرزوهای ما را پوشش دهد. قول میدهم که اگر این مشکل حل شود، ما جوانانِ قمچآباد، با ابتکار و خلاقیت خود، این روستا را به یک قطب تولید محصولات ارگانیک دیجیتال تبدیل خواهیم کرد. فقط کافی است که یک بار، حرف ما را جدی بگیرند.
برای یک پیامک، کوهپیمایی میکنیم
از اهالی روستای قمچآباد در گفتگو با خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: ۴۰ سال است که در همین روستا زندگی میکنم، باغداری و گوسفندداری میکنم. قمچآباد برای من یعنی همه زندگیام، اما این زندگی بدون اینترنت، مثل چراغی شده که فتیلهاش را باد زده باشد؛ است، اما نور کافی ندارد.
وی با توضیح اینکه بزرگترین مشکل ما، نبود یک آنتن پایدار است، افزود: هر روز صبح که بیدار میشوم، اول از همه گوشی را نگاه میکنم که چند خط آنتن دارم. اغلب اوقات، یا خط قرمز است یا یک خط سبز که با وزش یک باد هم قطع میشود.
باغدار قمچآبادی با تأکيد بر اینکه اینجا دستگاه عابربانک نداریم، شعبه بانک هم که هیچکدام، تصریح کرد: برای کوچکترین کار بانکی، از پرداخت قسطِ وام کشاورزی گرفته تا واریز پول برای دیگران باید به شهر ابهر برویم، این یعنی حداقل ۳۰ کیلومتر رفت و برگشت و یک روز کامل کاری که از دست میرود.
وی خاطرنشان کرد: من ماهی حداقل چهار بار مجبورم به شهر بروم. هر بار هزینه رفت و آمد حدود ۱۵۰ هزار تومان و وقتِ تلفشده هم حداقل ۶ ساعت. یعنی ماهانه ۶۰۰ هزار تومان و ۲۴ ساعت فقط برای کارهای بانکی، آن هم در شرایطی که من برای آبیاری زمین یا تغذیه دامها، دقیقهای وقت اضافه ندارم.
باغدار قمچآبادی اظهار داشت: مسئولان میگویند که دکلهای مخابراتی تقویت شدهاند. من میخواهم یک سؤال بپرسم: مگر دکل تقویت شده یعنی اینکه من برای ارسال یک پیامک ساده باید کوهپیمایی کنم؟ ما که نمیخواهیم فیلم ۴K دانلود کنیم یا بازی آنلاین انجام دهیم. ما فقط یک آنتن معمولی میخواهیم که تماس کاریمان را قطع نکند و اینترنت همراه، برای یک تراکنشِ ۲ دقیقهای پاسخ دهد. دانشجوهای روستا مجبورند برای شرکت در کلاس مجازی، به خانه اقوام در شهر بروند و چند شب آنجا بمانند. بچه من که کلاس نهم است، معلمش گفته که فیلم آموزشی را از شبکه شاد دانلود کنید، اما او تا نیمهشب گوشی را به پنجره میچسباند و باز هم دانلودش کامل نمیشود.
وی متذکر شد: من از فرماندار و مدیرکل مخابرات استان خواهش میکنم که یک روز عادی را در روستا بمانند؛ نه با تشریفات، نه با ماشین دولتی. فقط بیایند و یک شب را با ما همسفر شوند تا با چشم خود ببینند که چطور ما برای یک تماس اضطراری، باید از این کوه به آن کوه بدویم. این مطالبه حق ماست.
باغدار قمچآبادی با تأکيد بر اینکه اینترنت برای ما یعنی عدالت، یعنی صرفهجویی در وقت و هزینه، یعنی اینکه کشاورز بتواند بدون ترک زمین خود، محصولش را بفروشد، یادآور شد: امیدوارم اینبار، صدای ما به گوش مسئولان برسد و این وعده تکراری «تقویت دکل»، این بار به یک اقدام عملی و میدانی تبدیل شود.
مشکل بیآنتنی روستای قمچآباد، دیگر یک مسئله فنی یا زیرساختی صرف نیست؛ به یک بحران چندلایه اجتماعی، اقتصادی و آموزشی تبدیل شده است. از یک سو، دهیار با ۱۵ نامه بیپاسخ، از بیتوجهیِ یکدههای مسئولان میگوید.
از سوی دیگر، باغداری که ماهانه ۶۰۰ هزار تومان و ۲۴ ساعت طلایی کاری را صرفِ رفتوآمدِ بانکی میکند و دانشجویی که برای دانلود یک جزوه، کوهپیمایی میکند، هر دو یک حقیقت تلخ را فریاد میزنند: وعدههای کلیشهای «تقویت دکل» و پاسخهای قالبی «پوشش مطلوب»، نهتنها مشکلی را حل نکرده، بلکه اعتماد مردم به نظام اداری و ارتباطی کشور را خدشهدار کرده است.
انتهای خبر/

