به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ در هیاهوی جهانِ مدرن که همهچیز در ویترینِ نمایش و «دیده شدن» خلاصه میشود، مفهوم «حجاب» اغلب به چالشی میان سنت و تجدد تقلیل یافته است.
بیشتر بخوانید
اما اگر از لنزِ سطحینگری فاصله بگیریم و به حجاب نه به مثابه یک محدودیت تحمیلی، بلکه به عنوان یک «انتخابِ آگاهانه» و «فلسفهای برای زیستن» بنگریم، با ابعاد عمیق و جذابی روبرو میشویم که کمتر در گفتگوهای رسانهای شنیده شده است.
نخستین بُعدِ حجاب، بُعدی روانشناختی و جامعهشناختی است. در فرهنگِ غالبِ مصرفگرای جهان، بدنِ زن بیش از هر زمان دیگری در معرضِ «شیءانگاری» قرار دارد.
وقتی استانداردهای زیبایی توسط رسانهها و صنعت مد تعیین میشوند، فرد ناخودآگاه به کالایی تبدیل میشود که ارزشش در گروِ تاییدِ نگاهِ دیگران است. حجاب، در این میانه، نوعی «مقاومت فرهنگی» است.
زنی که حجاب را برمیگزیند، در واقع اعلام میکند که «ارزشهای انسانیِ» او فراتر از کالبدِ جسمانیاش است.
او با این انتخاب، مرزی نامرئی اما قدرتمند میکشد تا دیگران را مجبور کند که پیش از دیدنِ زیباییهای ظاهری، به «شخصیت»، «اندیشه» و «کلام» او توجه کنند. حجاب، بیانیهی استقلال از نگاهِ ابزاری است.
از منظرِ حریمِ شخصی، حجاب همانند دیواری است که خانه را به حریم امن تبدیل میکند. در دنیایی که حریم خصوصی به شدت آسیبپذیر شده، پوشش، امتدادِ حریمِ امنِ فرد است.
این پوشش، نوعی آرامش روانی برای فرد به ارمغان میآورد؛ زیرا او را از قضاوتهای مداومِ مبتنی بر ظاهر رها میسازد. وقتی انسان انرژیِ ذهنی خود را صرفِ نمایشِ خود برای دیگران نکند، این انرژی میتواند در مسیرهای خلاقانه، علمی و معنوی مصرف شود، این یعنی حجاب میتواند فرصتی برای «بیشتر شدنِ ذهن» و «کمتر شدنِ ویترین» باشد.
از بُعد دینی، حجاب نه یک دیوار که یک «پل» است، در عرفان و آموزههای اصیل، هدفِ خلقت، تعالیِ روح است.
حجاب در این نگاه، نمادی از این است که انسانِ مؤمن میخواهد بخشی از زیباییهای وجودیاش را برای ساحتهای متعالیتر نگه دارد، نه آنکه آن را به حراج بگذارد. اینگونه، حجاب تبدیل به تمرینی برای «خودداری» و «خویشتنداری» میشود؛ مهارتی که در دنیایِ پر از وسوسهی امروز، یکی از دشوارترین و ارزشمندترین مهارتهای انسانی است.
کسی که بر ظاهر خود مسلط است، به تدریج یاد میگیرد بر خواستهها و وسوسههای درونیاش نیز تسلط پیدا کند.
نکته مهم اینجاست که زیباییِ واقعیِ حجاب، در «اختیاری بودن» آن نهفته است.
تحمیل یا اجبار، از معنایِ معنویِ هر عملی میکاهد. اما نگاهِ نو به حجاب، آن را به عنوان یک «سبک زندگی» معرفی میکند که در آن زن، عاملیتِ خود را به دست میگیرد.
وقتی حجاب با آگاهی، مطالعه و انتخاب شخصی همراه شود، به لباسی تبدیل میشود که هویتِ فرد را قوام میبخشد.
در نهایت، حجاب در عصرِ آشفتگیِ هویتها، یک «لنگرگاه» است، لنگرگاهی که به زن کمک میکند در طوفانِ تغییراتِ سریعِ مد و سبکهای زندگی، هویتِ انسانیِ خود را گم نکند.
حجاب، دعوتی است به اینکه «موجودیت» ما، چیزی عمیقتر از «تصویرِ» ما باشد؛ دعوتی به اینکه بیش از آنکه دیده شویم، «فهمیده شویم». این همان زیباییِ پنهان و جذابی است که حجاب در دلِ خود دارد.
نویسنده: زهرا حاتمی، مدرس حوزه و دانشگاه.
انتهای خبر/

