نبضِ لرزان سفرههای مردم در غیاب روغن
به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ در روزهای اخیر، تصویر عجیبی بر دیوارهای فروشگاههای زنجیرهای و ویترین بقالیهای محلی نقش بسته است: ردیفهای طولانی قفسههای فلزی که تنها در یک بخش، یعنی بخش «روغنهای خوراکی»، دهان باز کردهاند و مخاطب را با خلأیی سرد و نگرانکننده مواجه میکنند. این قفسههای خالی، صرفاً نمایانگر نبودِ یک کالا نیستند، بلکه نشانهای از آشفتگی در زنجیره تأمین و بازتابدهنده اضطرابی پنهان در لایههای جامعهاند. زمانی که یکی از اساسیترین اقلام سبد معیشتی خانوار از دسترس خارج میشود، به تبع آن امنیت روانی جامعه نیز دستخوش تلاطم میگردد. در این گزارش میدانی، تلاش کردهایم تا فراتر از تحلیلهای اقتصادی، صدای مستقیم مردمی را بشنویم که در صفهای نامرئیِ جستوجو، خستگی و استیصال خود را فریاد میزنند.
بیشتر بخوانید
تامین روغن تبدیل به کابوس شد
مریم احمدی ، یکی از شهروندان زنجانی در حالی که کیسه خریدِ خالی خود را در دست میفشارد، میگوید: «از ساعت ۸ صبح که از خانه بیرون آمدم تا الان، به چهار فروشگاه بزرگ و سه مغازه کوچک محلی سر زدهام. در هر کدام، پاسخ همان است: روغن نداریم، بار نیامده. باور کنید خسته شدم. خانمی در فروشگاه قبلی میگفت شنیده فلان محله بار آورده، اما وقتی رسیدم، فقط قفسههای خالی بود. این رفتار مثل بازیِ موش و گربه است. مگر روغن چقدر کالا پیچیدهای است که تولیدش متوقف شده یا توزیعش به این روز افتاده؟
وی افزود: من برای چهار نفر آشپزی میکنم؛ بدون روغن نه میتوانم برنجی دم کنم و نه غذایی سرخ کنم. این وضعیت برای ما که مدیریت هزینه خانه بر دوشمان است، تبدیل به کابوس شده. انگار هر روز باید بخشی از آرامشمان را در راه پیدا کردن یک بطری روغن قربانی کنیم.»
رضا سلیمی یکی از کارگران زحمتکش این شهر با چهرهای آفتابسوخته و آثار خستگی مفرط در نزدیکی درب خروجی یکی از فروشگاههای زنجیرهای ایستاده، با لحنی تند و گلایهآمیز ادامه میدهد: «من وقتی برای گشتن در کل شهر ندارم. کار من سخت و وقتگیر است. همین که عصر به خانه برمیگردم، میخواهم خرید روزانه را انجام دهم تا شرمنده بچههایم نشوم. وقتی وارد فروشگاه میشوم و این قفسهها را خالی میبینم، خونم به جوش میآید. چرا هیچکس توضیح نمیدهد؟ چرا نمیگویند مشکل کجاست؟ آیا قرار است گران شود؟ آیا صادرات انجام شده؟ این پنهانکاری بدتر از خودِ نبودِ روغن است.
وی ادامه داد: ما مردم عادی همیشه باید تاوان تصمیمات پشتپرده را بدهیم. اگر قرار است قیمتی افزایش یابد، اعلام کنند و تمام؛ نه اینکه ما را به خاک سیاه بنشانند تا درِ هر مغازهای را بزنیم و دست خالی برگردیم. این کرامت انسانی ماست که در این قفسههای خالی گم شده است.
سارا مقیمی دانشجویی است که در این شهر ساکن شده و گفت: «نکته فقط نبودِ روغن نیست؛ نکته، سلبِ حق انتخاب از ماست. وقتی میبینم یک کالای استراتژیک به این سادگی ناپدید میشود، حس ناامنی عمیقی به من دست میدهد. امروز روغن نیست، فردا ممکن است برنج یا شکر نباشد. این عدم تعادل در بازار باعث شده که اگر هم اتفاقی در یک مغازه روغن پیدا شود، مردم با هجوم و حرصِ عجیبی برای خریدِ بیش از نیاز اقدام کنند، چون میترسند تا فردا دیگر نباشد. این رفتار هیجانی، خودِ عامل تشدیدکننده بحران است. مسئولین در رسانهها میگویند تولید به اندازه کافی است، اما وقتی از درِ خانه بیرون میآییم، واقعیتِ دیگری را میبینیم.
وی ادامه داد: شکاف میان وعدههای رسمی و واقعیتِ قفسههای فروشگاهها، اعتماد عمومی را به شدت خدشهدار کرده است. ما نیاز به شفافیت داریم، نه بیانیههایی که دردی از سفره خالی ما دوا نمیکند.»

کمبود روغن به زودی رفع میشود
اما در این میان پاسخ رییس سازمان جهاد کشاورزی استان زنجان این بود که مشکلات پیش آمده به دلیل جنگ و تاپذیری بازار از ان است و به زودی مشکلات رفع میشود.
و اما خالی بودن قفسهها در ظاهر، یک «معضل لجستیکی» است، اما در عمق، یک «بحران مدیریتی» محسوب میشود. روایتهای این سه شهروند، تنها مشتی از خروارِ گلایههای مردم است. آنچه در میان این قفسههای خالی بیش از هر چیز دیگر به چشم میخورد، فقدان یک نظام توزیع عادلانه و شفاف است. وقتی مردم برای تأمین نیازهای اولیه خود، مجبور به صرف انرژی و وقت مضاعف میشوند، فرسایش اجتماعی آغاز میگردد.
برای برونرفت از این وضعیت، صرفاً توزیع قطرهچکانی کالا پاسخگو نیست. نهادهای ناظر و متولیان امر باید ضمن شناسایی گلوگاههای توزیع و مبارزه با انبارداریهای غیرمجاز (اگر وجود دارد)، با مردم با زبان شفافیت سخن بگویند. اعلامِ زمانبندیِ دقیقِ توزیع و اصلاحِ زیرساختهای نظارتی، اولین قدم برای بازگرداندن آرامش به بازار است.
اگر فکری به حال این بلاتکلیفی نشود، تداوم این وضعیت نه تنها سفرههای مردم را کوچکتر میکند، بلکه دیوار بیاعتمادی بین مردم و مسئولان را بلندتر و عبور از آن را دشوارتر خواهد ساخت.
مردم منتظر اقدام عملی هستند؛ اقدامی که نه در گزارشهای کاغذی، بلکه در ردیفهای پرِ قفسههای فروشگاهها دیده شود.
انتهای خبر/

