گهوارهها، رساترین منبر تاریخ
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ هفتم محرم که میرسد، دلها زودتر از چشمها اشک میشوند. هنوز به عاشورا نرسیدهایم، هنوز خیمهها برپاست، اما تاریخ از همین روز، نام کوچکترین سرباز کربلا را زمزمه میکند. کودکی که نه شمشیر داشت، نه زره، نه اسب و نه میدان نبرد؛ تنها سلاحش مظلومیت بود و تنها گواه حقانیتش، گلوی کوچکش.
بیشتر بخوانید
حضرت علیاصغر (ع)، ۶ ماهه دشت نینوا، فقط یک کودک نیست؛ او سند همیشگی جنایت و نشانه جاودانه مظلومیت است. وقتی تیر سهشعبه بر گلوی کودکی نشست که حتی توان سخن گفتن نداشت، دیگر هیچ بهانهای برای دشمن باقی نماند. از آن لحظه، تاریخ فهمید که جبهه حق و باطل را باید از کنار گهوارهها شناخت.
هفتم محرم، روز یاد علیاصغر است؛ روزی که مادران، کودکان خود را در آغوش میگیرند و اشک میریزند. اما امسال، این روز تنها یادآور گهوارهای در کربلا نیست. امسال نام دیگری نیز کنار نام علیاصغر میدرخشد؛ نام کودکی که هرگز فرصت شناختن دنیا را پیدا نکرد.
«رایان قاسمیان» نوزاد دوماههای که در حمله رژیم صهیونیستی به تهران به شهادت رسید. او تنها دو ماه زندگی کرد. هنوز راه رفتن نمیدانست، سخن گفتن نمیدانست، لبخندهایش تازه مهمان خانه شده بود. در آغوش مادر بود؛ مادری که پزشک بود و عمرش را صرف نجات جان انسانها کرده بود. پدرش مهندس بود برای آبادانی کشورش. اما موشک و آتش، میان کودک و بزرگسال، میان گهواره و سنگر تفاوتی قائل نشد. رایان همراه پدر و مادرش به شهادت رسید.
وقتی نام رایان را میشنویم، به یاد علیاصغر (ع) میافتیم. نه از آن رو که مصیبتها یکساناند؛ که هیچ مصیبتی با کربلا قابل قیاس نیست. بلکه از آن جهت که هر دو کودک، بیگناهترین قربانیان جبهه باطل بودند. یکی در آغوش پدر، زیر آفتاب سوزان کربلا؛ دیگری در آغوش مادر، در خانهای در تهران.
عجیب است؛ بیش از ۱۳ قرن از عاشورا گذشته اما منطق دشمنان حسین (ع) تغییر نکرده است. آن روز آب را بر کودک بستند، امروز آتش را بر کودک فرود میآورند. آن روز تیر بر گلوی طفل نشست، امروز موشک بر گهواره نوزاد. ابزارها عوض شدهاند اما حقیقت همان است؛ جبههای که از کشتن کودک ابایی ندارد، همان جبههای است که روزی در برابر حسین (ع) ایستاد.
شاید راز ماندگاری علیاصغر نیز همین باشد. او فقط یک شهید نیست؛ معیار سنجش انسانیت است. همانگونه که خون علیاصغر چهره سپاه یزید را رسوا کرد، خون رایان نیز نقاب از چهره مدعیان حقوق بشر برداشت.
اما هفتم محرم فقط روز اندوه نیست؛ روز حماسه نیز هست. علیاصغر (ع) اگرچه کودک بود، اما یکی از بزرگترین رزمندگان عاشورا شد. شهادت او کاری کرد که هزاران شمشیر نتوانست انجام دهد. امروز نیز رایان و دهها کودک شهید دیگر، با خون خود حقیقتی را فریاد زدند که هزاران سخنرانی قادر به بیان آن نبود.
امام حسین (ع) همه چیز خود را در راه خدا تقدیم کرد؛ از علیاکبر (ع) تا علیاصغر (ع). راز پیروزی عاشورا در همین است؛ هیچ چیز برای حفظ حق دریغ نشد. ملت ایران نیز بارها همین راه را پیموده است. هرگاه دشمن گمان کرده با کشتار میتواند ملت را به زانو درآورد، نتیجهای معکوس گرفته است.
دشمنان تصور میکنند کودک شهید، نشانه ضعف است؛ در حالی که در فرهنگ عاشورا، کودک شهید نشانه مظلومیت و حقانیت است. علیاصغر سپاه حسین را جاودانه کرد. رایان نیز ملت ایران را ناتوان نکرد؛ بلکه یادآور شد که هنوز میان ما و کربلا پیوندی زنده برقرار است.
امروز وقتی مادران ایرانی برای علیاصغر (ع) اشک میریزند، تصویر رایان نیز در ذهنشان نقش میبندد. گویی تاریخ بار دیگر تکرار شده است؛ با این تفاوت که این بار میلیونها انسان در سراسر جهان شاهد آن هستند.
هفتم محرم، روز گهوارههای خونین است؛ روزی که از کربلا تا تهران، یک حقیقت مشترک فریاد زده میشود: ظلم هرگز ماندگار نیست. علیاصغر رفت، اما یزید را رسوا کرد. رایان رفت، اما دروغ مدعیان انسانیت را برملا ساخت. گاهی کوچکترین شهیدان، بزرگترین پرچمداران حقیقت میشوند. گاهی یک گهواره، از هزاران منبر رساتر سخن میگوید. گاهی خون کودکی شیرخوار، تاریخ را برای همیشه تغییر میدهد.
امسال در هفتم محرم، وقتی نام علیاصغر (ع) جاری میشود، سلامی هم به رایان قاسمیان میدهیم؛ کودکی که تنها دو ماه زندگی کرد، اما نامش در حافظه این ملت ماندگار شد. سلام بر علیاصغر حسین(ع)؛ سلام بر همه کودکان شهید راه حق؛ و سلام بر رایان، که گهوارهاش یادآور گهوارهای شد که قرنها پیش در کربلا به خون نشست.
انتهای خبر/

