logo
امروز : شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۰:۴۶
[ شناسه خبر : ۵۲۴۴۶ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 4 دقیقه ]

زنجان غرق خروش عاشقان علمدار کربلا شد

زنجان-غرق-خروش-عاشقان-علمدار-کربلا-شد-
یوم‌العباس، خروش سیل خروشان عاشقان در زنجان، فریاد وفاداری به سقا و علمدار کربلا را به گوش جهان رساند و شهر را در اقیانوسی از غم اباعبدالله‌الحسین (ع) غوطه‌ور ساخت.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ زنجان در یوم‌العباس، گویی از جغرافیای دنیای مادی خارج شد و به تکه‌ای از کربلا بدل گشت. خیابان‌هایی که با سیاهی غم پوشانده شده بودند، میزبان سیل خروشان عاشقان بودند که با هر گام، ضربان قلبشان با نام «عباس» می‌تپید. این خروش، تنها یک مراسم عزاداری نبود، بلکه تجلی عهدی ابدی بود میان مردم زنجان و سقای کربلا؛ عهدی که در میان اشک‌ها و فریادهای حماسی، شهر را به اقیانوسی از اندوه و ارادت بدل کرد و هر گوشه از کوچه‌ها را با عطر وفاداری و یاد علمدار، معطر ساخت.

بیشتر بخوانید

 

خورشید آرام‌آرام به سوی غروب می‌رود، اما پرچم‌های برافراشته همچنان در باد می‌رقصند و صدای «یا حسین» و «یا عباس» از گوشه‌گوشه شهر به گوش می‌رسد. 

پیرمردی که عصا به دست در میان جمعیت قدم برمی‌داشت، هنوز ایستاده است. مادری که کودک خردسال خود را بر دوش گرفته بود، همچنان همراه کاروان عشق حرکت می‌کند. جوانانی که از نخستین ساعات صبح در خدمت عزاداران بودند، همچنان با همان شور اولیه مشغول خدمت هستند.

 

در میان جمعیت، جوانی توجه هر رهگذری را به خود جلب می‌کند. چهره‌اش از خستگی سرخ شده اما لبخند از لبانش جدا نمی‌شود. با دستانی که بوی خدمت می‌دهد، جرعه‌های آب را میان زائران تقسیم می‌کند. 

هر بار که لیوانی را به دست عزاداری می‌دهد، نام حضرت عباس(ع) را زمزمه می‌کند. گویی در دل آرزو دارد اندکی از راه و رسم سقای کربلا را به نمایش بگذارد. بسیاری از زائران هنگام گرفتن آب، بی‌اختیار اشک می‌ریزند؛ چرا که یاد لب‌های تشنه کودکان کربلا در دل‌هایشان زنده می‌شود.

اندکی آن‌سوتر، پدری را می‌بینی که فرزند بیمارش را در آغوش گرفته است. از ابتدای مراسم تا این لحظه در میان جمعیت حضور داشته است. چشمانش خسته اما پرامید است. گاه کودک را می‌بوسد و گاه نگاهش را به پرچم‌های عزاداری می‌دوزد. آمده است تا دلش را به باب‌الحوائج گره بزند و شفای فرزندش را از حضرت عباس (ع) طلب کند. اشک‌هایش آرام بر گونه‌هایش جاری می‌شود اما امید از نگاهش رخت برنبسته است.

 

در گوشه‌ای دیگر، مادری قاب عکس شهیدش را محکم در آغوش گرفته است. قاب را می‌بوسد و در میان جمعیت قدم برمی‌دارد. هر چند فرزندش در جنگ رمضان آسمانی شده، اما امروز گویی در کنار او حضور دارد. اشک در چشمانش حلقه زده اما غرور مادرانه در نگاهش موج می‌زند. او آمده است تا بگوید راه شهیدان همان راه عاشوراست و فرزندان این سرزمین درس آزادگی را از مکتب حسین (ع) آموخته‌اند.

در میان ازدحام جمعیت در مسیر خیابان فردوسی از سمت خیابان امام (ره) ورودی حسینیه اعظم زنجان چشمم به بانویی افتاد که از ارومیه، با کوله‌باری از غم و امید، راهی زنجان شده بود. وقتی از او پرسیدم چرا در این میان است، با صدایی لرزان و چشمانی خیس روایت کرد که روزگاری در تاریک‌ترین شب‌های بیماری سرطان، تنها با تکیه بر دخیلی به پیشگاه امام حسین (ع) برای زندگی دوباره جنگیده و نذر کرده بود که اگر سلامتی یابد، در یوم‌العباس در صف عزاداران حسینیه اعظم باشد.

حالا که با معجزه‌ای از آن درد رسته بود، در حالی که نذرش را ادا می‌کرد، نگاهش به گنبد جریحه‌دار و آسیب‌دیده حسینیه افتاد و در آن لحظه، انگار تمام دردهای دنیایش در یک بغض سخت جمع شد؛ جگرش از دیدن آن زخم عمیق بر پیکر مکان مقدس سوخت و اشک‌هایش جاری شد؛ گویی زخم گنبد، با زخم‌های روح او گره خورده بود و هر دو، در یوم‌العباس، در کنار هم به گریه نشسته بودند.

 

تا پایان مراسم یوم‌العباس، زنجان تصویری بی‌نظیر از وحدت، ایمان و عشق را به نمایش می‌گذارد. اینجا دل‌ها به یک نام می‌تپد و اشک‌ها برای یک مصیبت جاری می‌شود. اینجا میلیون‌ها عاشق، فارغ از هر قومیت و سلیقه‌ای، زیر پرچم حسین (ع) و عباس (ع) گرد هم آمده‌اند تا به جهان نشان دهند عشق به اهل‌بیت (ع) خاموش‌شدنی نیست.

با پایان یافتن مراسم، جمعیت آرام‌آرام پراکنده می‌شود اما حقیقت این است که هیچ‌کس از این مسیر خارج نمی‌شود؛ زیرا کربلا در دل‌ها باقی می‌ماند. یوم‌العباس به پایان می‌رسد، اما عهد عاشقان با علمدار کربلا تازه می‌شود.

زنجان بار دیگر ثابت می‌کند که پرچم عشق حسینی همچنان برافراشته است و تا زمانی که این دل‌ها برای حسین (ع) می‌تپد، نام عباس (ع) و پیام عاشورا در این سرزمین جاودانه خواهد ماند.

نویسنده: سمیرا قربانی فعال رسانه.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر