لبیک مردم به ندای رهبری، پشتوانه اقتدار میدان
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ در میادین لبیکگویی ندای رهبر عزیزمان امروزِ ایران، تنها جمعیت نیست؛ صدای ایستادگی و نبضِ ایمان هست اینجا، جایی است که اراده ملت، در لحظات سرنوشتساز، خود را به ثبت رسانده و پشتوانه استوارِ رزمندگانِ دلسخت شده است.
بیشتر بخوانید
این حضورِ پرشور، فراتر از یک تجمع؛ این یک لبیک است؛ لبیکِ عملی به ندای رهبری و تجدیدِ میثاقی دوباره با خونِ پاکِ شهدا. هر قدم در این میدان، یادآورِ ایثارِ کسانی است که برای عزتِ این خاک، جان سپردند.
دشمن که به دنبال آشوب بوده و هست، با دیدن این دریای انسانی، نقشههای خود را در هم شکست.
این همبستگی، نه تنها امنیت را در برابر تهدیدها تثبیت کرد، بلکه آرامش را به قلبِ میهن بازگرداند.
میدان، امروز و همیشه، قلبِ تپنده انقلاب و ضامنِ سربلندیِ ماست؛ جایی که آینده، با اراده محکمِ همین مردم ساخته میشود.
در روزهای سخت جنگ رمضان، میدان و خیابان دو بازوی مکمل یک حقیقت بودند؛ میدان، صحنه نبرد و خیابان، مظهر پشتیبانی مردم. حضور پرشور مردم، هم روحیهبخش نیروهای مسلح بود و هم پشتوانهای برای اقتدار میدان. اگر این همراهی مردمی نبود، دشمن خود را به پیروزی نزدیکتر میدید؛ اما همین پیوند استوار میان مردم و رزمندگان، ورق را برگرداند و شکست را بر دشمن تحمیل کرد.
در همین راستا، خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی «موجرسا» گفتگویی با حجتالاسلام محمدرضا علیاکبری، امام جمعه ماهنشان و از چهرههای فعال این عرصه، انجام داده است که مشروح آن را در ادامه میخوانید:

میدان، صدای ایمان مردمی که در بزنگاهها میایستند
موجرسا: میدان از کجا و چگونه شکل گرفت؟
از چهرههای فعال تجمعات شبانه شهرستان ماهنشان: از نخستین روز جنگ، همان لحظهای که خبر شهادت رهبر انقلاب و فرماندهان بلندمرتبه به گوش مردم رسید، میدان شکل گرفت.
مردم بیدرنگ و با احساسی آمیخته از اندوه، غیرت و مسئولیت به صحنه آمدند. این حضور خودجوش، نشان داد که میدان پیش از هر چیز از دل مردم زاده میشود. اجتماع آنان در همان ساعات نخست، آغاز حرکتی بود که روح مقاومت، همبستگی و ایستادگی را در جامعه زنده کرد.
خواست مردم برای حضور در میدان، به یک احساس گذرا محدود نماند؛ به مطالبهای ماندگار تبدیل شد.
آنان میخواستند این حضور ادامه یابد و همیشه در صحنه باشند.
همین اراده جمعی، همراه با همدلی و تلاش عوامل گوناگون، سبب شد میدان تداوم پیدا کند و به جریانی پایدار در بطن جامعه بدل شود.

مردم آمدند و میدان متولد شد
موجرسا: در میدان چه اتفاقی افتاد؟
علیاکبری: میدان، جلوهای از ایستادگی و ایمان مردمی است که در لحظات سرنوشتساز تاریخ، با حضوری آگاهانه، اراده ملت را تثبیت کرده و پشتیبان رزمندگان دل استوار شدند.
این حضور، لبیک عملی به ندای رهبر انقلاب و تجدید میثاق با آرمانهای شهدا و رهبران شهید است.
میدان، یادآور خونهای پاکی است که برای عزت و استقلال ایران ریخته شد و روح مقاومت را در جامعه زنده نگه داشت.
آنچه دشمن را ناامید و نقشههایش را بیاثر کرد، همین همبستگی پرشور مردم در میدان بود.
میدان به رزمندگان امید بخشید و از کشیده شدن کشور به سوی آشوب و بیثباتی جلوگیری کرد، در پرتو این حضور آگاهانه، امنیت و آرامش تقویت شد و پیام روشنی به دشمنان رسید که ملت ایران در بزنگاهها، متحد و استوار در کنار یکدیگر میایستد.
برکات میدان محدود به یک رویداد نیست؛ بلکه نماد وحدت، بصیرت و قدرت مردمی است که آینده خود را با ارادههای محکم میسازند.
میدان، قلب تپنده انقلاب و ضامن عزت و سربلندی این سرزمین در برابر همه تهدیدهاست.
تبیینگری، آغازی برای یک حرکت منسجم
موجرسا: نخستین اقدام شما چه بود؟
از چهرههای فعال تجمعات شبانه شهرستان ماهنشان: نخستین گام ما تبیینگری بود، از همان ابتدا تلاش کردیم با گروههای مختلف گفتگو کنیم و حقیقت ماجرا را روشن سازیم.
این مسیر را با هیاتامنای هیاتهای مذهبی، شوراهای اداری، علما، بزرگان و فعالان مساجد و تکایا آغاز کردیم.
رفت و آمدها، نشستها و گفتگوهای پی در پی، فضای تازهای برای همفکری و همراهی پدید آورد و زمینهای شد تا فعالیتها با انسجام بیشتر، فهم مشترک و آمادگی گستردهتری در جامعه شکل بگیرد.

همه آمدند تا میدان همدلی را برپا کنند
موجرسا: چه کسانی زودتر وارد میدان شدند؟
علیاکبری: مردم از همان نخستین لحظات، پیش از هر اقدام و برنامهریزی، خودشان به میدان آمدند. از کودک و نوجوان گرفته تا جوان، میانسال و پیر، همه در صف نخست حضور بودند و همین حضور، آغاز شکلگیری میدان شد.
این صحنه برای ما تجربهای تازه بود؛ حضوری خودجوش و پرشور که پیش از آن کمتر با چنین وسعتی دیده بودیم.
صبح آن روز، هنگامی که برای نماز به مصلا رفته بودم، هنوز فضای شهر در اندوه و بهتی سنگین قرار داشت.
اما به محض آنکه خبر شهادت رهبر در میان مردم منتشر شد، موجی از احساس و همدلی در جامعه به حرکت درآمد.
در همان ساعات اولیه، مصلای بزرگ بهسرعت مملو از جمعیتی شد که بیدعوت و بیتکلف آمده بودند.
هر کس با دلی سوخته و چشمی اشکبار در آنجا حاضر شد تا سهمی در این همدردی جمعی داشته باشد.
روضه خواندیم، متوسل شدیم، دعا، عزادار و سخنرانی کردیم.
از دل همان ساعتهای نخست، میدان با ایمان و حضور مردم جان گرفت.
چه چیزی باعث شد که میدان از حضور اولیه به میدان تبدیل شود؟
علیاکبری: آنچه در این میدان بیش از هر چیز دیدنی و تعیینکننده بود، بصیرت مردم بود. حضور مردم تنها یک اجتماع احساسی و گذرا نبود، بلکه ریشه در آگاهی عمیق آنان از شرایط زمانه داشت.
مردم بهخوبی دریافته بودند که دشمنِ قسمخورده، تنها به دنبال ایجاد آشوبی مقطعی نیست، بلکه سرنگونی نظام و آسیب زدن به اصل کشور را دنبال میکند. همین شناخت روشن و همین فهم درست از صحنه، سبب شد که مردم با ارادهای استوار وارد میدان شوند و حضور خود را به یک حرکت ماندگار تبدیل کنند.
اگر این بصیرت و آگاهی در میان مردم نبود، شاید میدان در همان آغاز فروکش میکرد و به یک واکنش کوتاه و محدود تبدیل میشد.
اما مردم با درک درست از خطر، ایستادند و نگذاشتند این حضور خاموش شود. آنان فهمیده بودند که در چنین لحظههایی، عقبنشینی تنها راه را برای دشمن هموار میکند.
از همین رو، با صبوری، هوشیاری و احساس مسئولیت در صحنه ماندند و میدان را تثبیت کردند.
در حقیقت، آنچه به میدان دوام بخشید، نه فقط شور مردم، بلکه شعور آنان بود؛ همین آگاهی و بصیرت بود که حضور مردمی را معنا داد، آن را استوار کرد و به آن عمق و ماندگاری بخشید.

وقتی شب از راه رسید، میدان جان تازهای گرفت
موجرسا: نقش زمانبندی شبانه چه بود؟
از چهرههای فعال تجمعات شبانه شهرستان ماهنشان: از همان روزهای نخست، راهپیماییها را در ساعتهای مختلف صبح و بعدازظهر برگزار میکردیم تا حضور مردم گستردهتر و پیوستهتر باشد.
رفتهرفته ایده برگزاری تجمعهای شبانه شکل گرفت؛ شبی که حال و هوای میدان را دگرگون کرد. نورها، همدلیها و ماندگاری جمعیت در تاریکی، جلوهای تازه به حرکت بخشید و افراد بیشتری را به میدان کشاند.
شبها به فرصتی برای گفتگو، همبستگی و نمایش اتحاد تبدیل شد.
اکنون با گذشت بیش از ۱۰۰ روز، نهتنها از شور این حضور کاسته نشده، بلکه مردم متحدتر و پرانرژیتر از گذشته در تجمعات شرکت میکنند و پیوستگی این حرکت را با حضوری استوار و پرشور ادامه میدهند.

شعله میدان با اتحاد مردم خاموش نشد
موجرسا: چه چیزی اگه نبود میدان ادامه پیدا نمیکرد؟
علیاکبری: اگر غیرت، بصیرت، شجاعت و اتحاد مردم نبود، این میدان هرگز دوام نمیآورد و به این نقطه نمیرسید.
آنچه حرکت را زنده نگه داشت، تنها حضور فیزیکی نبود، بلکه روح مشترکی بود که در دلها جریان داشت.
مردم با آگاهی قدم برداشتند، با شجاعت ایستادند و با غیرت از باورهای خود پاسداری کردند.
اتحادشان سد راه خستگی و تردید شد و اجازه نداد شعله این حرکت خاموش شود. هر بار که فشارها بیشتر میشد، همدلی نیز عمیقتر میشد.

این میدان ماند، چون مردم با آن زندگی کردند
موجرسا: آیا میدان مقطعی است؟
از چهرههای فعال تجمعات شبانه شهرستان ماهنشان: این میدان را نمیتوان پدیدهای مقطعی یا گذرا دانست، حرکتی که بیش از ۱۰۰ روز با حضور مستمر مردم ادامه یافته، دیگر فقط یک تجمع در زمان و مکان مشخص نیست، بلکه به بخشی از جان و فکر مردم تبدیل شده است.
ظاهر میدان شاید در خیابانها، در جمعیت و در حضورهای پیدرپی دیده شود، اما حقیقت اصلی آن در قلوب مردم و در اذهان آنان شکل گرفته است.
آنچه این حرکت را زنده نگه داشته، تنها حضور فیزیکی نیست، بلکه باوری عمیق و احساسی مشترک است که در دلها ریشه دوانده و در ذهنها ماندگار شده است.
به همین دلیل، میدان اصلی همان جایی است که مردم با آن زندگی میکنند، به آن میاندیشند و آن را در رفتار و تصمیمهای خود بازتاب میدهند. وقتی یک حرکت در قلبها و ذهنها جای بگیرد، دیگر نمیتوان آن را موقت دانست؛ چنین میدانی ماهیتی ماندگار، ریشهدار و همیشگی پیدا میکند.
همین پیوند محکم میان دلها بود که میدان را پابرجا نگه داشت و آن را تا این مرحله پیش برد.

آغازگر، نگهدارنده و ادامهدهنده میدان، خود مردم بودند
موجرسا: میدان عملاً چگونه مدیریت و هماهنگ میشد؟
علیاکبری: میدان از دل مردم شکل گرفت؛ نه با دستور و برنامهای از پیش تعیینشده، بلکه با اراده و خواست جمعی کسانی که احساس مسئولیت کردند و پا به صحنه گذاشتند.
از همان ابتدا، این مردم بودند که میدان را ساختند، آن را زنده نگه داشتند و مسیرش را ادامه دادند.
حضورشان تنها به شرکت در تجمع محدود نماند؛ هرکس به اندازه توان خود نقشی بر عهده گرفت.
برخی صدا شدند، برخی روایتگر، برخی پشتیبان و برخی ساماندهنده، همین مشارکت خودجوش باعث شد میدان هویتی مردمی پیدا کند و مدیریت آن نیز در میان خود مردم شکل بگیرد.
تصمیمها، حرکتها و تداوم برنامهها بیشتر از دل همین جمع برآمده است، هر روز کسانی پیش میآیند و بخشی از بار را به دوش میگیرند تا حرکت متوقف نشود. به همین دلیل میدان همچنان ادامه دارد؛ زیرا ریشه آن در اراده مردمی است که خود آغازگر، نگهدارنده و ادامهدهنده این مسیر بودهاند.
وقتی نگاه راهبردی، جریان میآفریند
موجرسا: تصمیمگیران میدان چه کسانی بودند؟
از چهرههای فعال تجمعات شبانه شهرستان ماهنشان: با توجه به جایگاه راهبردی امام جمعه، نخستین تصمیمها از این جایگاه شکل میگیرد و مسیر حرکت ترسیم میشود. هنگامی که این نگاه راهبردی به میدان عمل میرسد، مجموعهای از نشستها و هماندیشیها شکل میگیرد و افراد و ظرفیتها در کنار یکدیگر قرار میگیرند. بهتدریج با برگزاری گردهماییها، اطلاعرسانیهای هدفمند و برنامهریزیهای پیوسته، میدان فعالیت شکل میگیرد و به یک جریان پویا تبدیل میشود.
این میدان در ادامه مسیر خود توانسته است ثمرات فراوانی به همراه داشته باشد؛ از همافزایی میان نیروهای مردمی گرفته تا شکلگیری اقدامات مؤثر فرهنگی و اجتماعی که هر بار نتایج تازه و ارزشمندی را در پی داشته است.

در این میدان، تعارض جایی نداشت
موجرسا: آیا در میدان نشانی از تداخل و تعارض وجود داشت؟
علیاکبری: در این میدان نه نشانی از تداخل بود و نه تعارضی دیده میشد.
فضا آکنده از همدلی و هماهنگی بود و همه چیز با نظمی برخاسته از اراده مردم پیش میرفت.
میدانداران اصلی مردم بودند؛ مردمی که از اقشار مختلف، با انگیزهای مشترک و قلبهایی همسو در کنار یکدیگر ایستاده بودند.
هیاتهای مذهبی، موکبداران، ادارات و نهادهای گوناگون نیز در کنار مردم قرار داشتند و هر کدام سهمی در شکلگیری این حضور پرشور داشتند.
دستها در دست هم قرار گرفت تا این اجتماع به نقطهای برسد که امروز شاهد آن هستیم؛ صحنهای از همبستگی و مشارکت جمعی که نشان میدهد وقتی مردم اراده کنند، میدان به فضایی از وحدت و همراهی تبدیل میشود، در این گردهمایی، صداها یکی شد و پیام مشترکی شکل گرفت؛ پیامی از حضور، حمایت و پایداری.
مردم اعلام کردند که هر زمان نیاز باشد، در میدان حضور خواهند داشت و همراهی خود را ادامه خواهند داد.
این حضور برای آنان تنها یک تجمع نیست، بلکه نشانهای از وفاداری و همبستگی است. در چنین صحنههایی، مردم با صدای واحد حمایت و موضع خود را بیان میکنند و نشان میدهند که در بزنگاههای مهم، کنار یکدیگر میایستند و دیدگاهها و احساسات خود را به شکلی جمعی و پررنگ به نمایش میگذارند.

آتش گرمی که از جرقه مردمی شعله گرفت
موجرسا: چه کنشگرانی در شکلگیری و تداوم میدان بودند؟
از چهرههای فعال تجمعات شبانه شهرستان ماهنشان: در عرصه، حضورها و تجمعات، نه دستوری بودند و نه برنامهریزی؛ بلکه خودجوش و از دل تودههای مردمی برخاستند، چونان آتشی که از جرقه کوچکی شعلهور میشود و سرتاسر دشت را فرا میگیرد. در هر گوشه و کناری، نشانههای این همت مردمی هویدا بود؛ موکبها، نه با تدارکات دولتی، که با عشق و همت گروههایی از مردم برپا شدند، هر کدام داستانی از ارادت و ایثار را روایت میکردند.
مداحان نیز، با نوای گرم و پرشور خود، روحی تازه در کالبد این حرکت دمیدند و فضایی آمیخته با معنویت و حماسه آفریدند که هر شنوندهای را به وجد میآورد.
در کنار این شور و هیجان، غافل از آموزش نبودند؛ در گردهماییها، کارگاههای آموزشی برپا شد تا آمادگیها در سطوح مختلف افزایش یابد.
جهادگران عرصه تعلیم و تربیت، آن معلمان فداکاری که در روزهای تعطیلی مدارس، فرصت را غنیمت شمرده و به دل مناطق محروم زدند، با آموزش دروس اساسی، چراغ امید را در دل دانشآموزان روشن نگه داشتند.
حضور پررنگ مردم مناطق روستایی، با آن سادگی و صداقت بینظیرشان، به این نهضت جان تازهای بخشید و آن را از یک حرکت شهری فراتر برد.
و در نهایت، علما و روحانیون بصیر، با حضور بهموقع و روشنگریهای عمیق خود، مسیر آگاهی و درک حقیقت را برای همه هموار ساختند و بصیرتی را که لازمه هر حرکت اصیل است، در دلها زنده کردند. این بود حکایت جهشهایی که از بطن مردم و برای مردم، خود به خود، معنا گرفتند.

هیچ مانعی جلودار حضور مردم نبود
موجرسا: مهمترین مسئلهها، خطاها، موانع و آسیبهای میدان چه بود؟
علیاکبری: در بیش از ۱۰۰ روزی که این حضور مردمی ادامه داشت، عملاً مانعی جدی پیش روی آن قرار نگرفت.
حتی بارش باران نیز نتوانست این جریان را متوقف کند؛ بسیاری از تجمعها زیر باران ادامه مییافت. هرگاه شدت بارندگی بیشتر میشد و هوا اجازه نمیداد، برنامهها در مکانهای مسقف مانند مصلای بزرگ با ظرفیت گسترده دنبال میشد. به این ترتیب، میدان در هر شرایطی پابرجا و فعال باقی ماند.

حقیقتهای میدان؛ گنجینهای برای نسلهای بعد
موجرسا: چگونه میتوان این تجارب را انتقال داد؟
از چهرههای فعال تجمعات شبانه شهرستان ماهنشان: تجربههای بزرگ اجتماعی و تاریخی را میتوان از طریق نوشتار ثبت، تبیین و به نسلهای بعد منتقل کرد؛ چرا که بسیاری از حقیقتها، درسها و دستاوردها در دل حوادث و میدانهای واقعی شکل میگیرند. گاه یک بلا یا حادثه، اگرچه در ظاهر سخت و تلخ است، اما در بطن خود میتواند نعمتها و فرصتهای بزرگی برای جامعه به همراه داشته باشد.
میدان، برای ما نیز از همین جنس بود؛ نعمتی ارزشمند که شاید پیش از آن کمتر به عظمت و ظرفیت آن توجه کرده بودیم.
پیش از وقوع حوادث و جنگ، در راهپیماییها و مناسبتهای ملی و مذهبی، همواره این دغدغه وجود داشت که چگونه مردم را به صحنه بیاوریم، چگونه اطلاعرسانی کنیم و با چه شیوهای زمینه حضور آنان را فراهم سازیم.
اما میدان حقیقت دیگری را به ما نشان داد. در این عرصه، مردم نه با دعوتهای رسمی و نه با تبلیغات گسترده، بلکه به صورت خودجوش، آگاهانه و برخاسته از ایمان و احساس مسئولیت وارد صحنه شدند.
این حضور مردمی، سرمایهای بزرگ و ارزشمند برای جامعه است؛ سرمایهای که ریشه در باور، تعهد و تمایلات قلبی مردم دارد.
آنچه امروز مشاهده میشود، صرفاً یک حضور مقطعی نیست، بلکه جریانی زنده، پویا و ماندگار است که همچنان ادامه دارد و نشاندهنده عمق پیوند مردم با آرمانها و ارزشهایشان است.
بصیرت، موتور محرکه میدان
موجرسا: چه چیزی باعث شد که میدان از حضور اولیه به میدان تبدیل شود؟
علیاکبری: آنچه در این میدان بیش از هر چیز دیدنی و تعیینکننده بود، بصیرت مردم بود. حضور مردم تنها یک اجتماع احساسی و گذرا نبود، بلکه ریشه در آگاهی عمیق آنان از شرایط زمانه داشت.
مردم بهخوبی دریافته بودند که دشمنِ قسمخورده، تنها به دنبال ایجاد آشوبی مقطعی نیست، بلکه سرنگونی نظام و آسیب زدن به اصل کشور را دنبال میکند. همین شناخت روشن و همین فهم درست از صحنه، سبب شد که مردم با ارادهای استوار وارد میدان شوند و حضور خود را به یک حرکت ماندگار تبدیل کنند.
اگر این بصیرت و آگاهی در میان مردم نبود، شاید میدان در همان آغاز فروکش میکرد و به یک واکنش کوتاه و محدود تبدیل میشد.
اما مردم با درک درست از خطر، ایستادند و نگذاشتند این حضور خاموش شود. آنان فهمیده بودند که در چنین لحظههایی، عقبنشینی تنها راه را برای دشمن هموار میکند.
از همین رو، با صبوری، هوشیاری و احساس مسئولیت در صحنه ماندند و میدان را تثبیت کردند.
در حقیقت، آنچه به میدان دوام بخشید، نه فقط شور مردم، بلکه شعور آنان بود؛ همین آگاهی و بصیرت بود که حضور مردمی را معنا داد، آن را استوار کرد و به آن عمق و ماندگاری بخشید.

نخ تسبیحِ میدان، انسجامی که آرامش و قدرت میآورد
موجرسا: عناصر اصلی سازنده میدان چه بود؟
از چهرههای فعال تجمعات شبانه شهرستان ماهنشان: در تار و پود جامعه، هر عنصر و گروهی نقشی حیاتی ایفا میکند و در این میدان، نهادهای متعدد و مختلف از ابعاد گوناگون، جایگاهی ویژه یافتهاند.
موکبها، مداحان، شاعران و خانوادهها، مجریان همه و همه ستونهای اصلی یک پیکره واحد فرهنگی و اجتماعی را تشکیل میدهند.
این همافزایی، گنجینهای است که در آن، هر جزء، کمبود دیگری را جبران میکند.
در این میان موکبها، با فراهم کردن فضا و بستری مناسب، امکان گردهمایی و تجدید پیمان با ارزشهای اصیل را فراهم میآورند.
آنها در واقع، قلب تپنده بسیاری از رویدادها و مناسبتهای فرهنگی هستند که با میزبانی خود، شور و اشتیاق را در میان شرکتکنندگان زنده نگه میدارند. مداحان با نوای گرم خود، شاعران با سرودههای پرمحتوا، و خانوادهها با حضور دلگرمکننده و حمایتگرایانه خود، هر کدام به نوبه خود، بر غنای این تجربه میافزایند.
هنگامی که هر یک از این ارکان در کنار هم قرار میگیرند، فضایی سرشار از همدلی، همبستگی و عشق شکل میگیرد. احساس تعلق خاطر و وحدت میان افراد تقویت میشود و این گردهماییها، تنها به یک رویداد گذرا تبدیل نمیشوند، بلکه به خاطراتی ماندگار و تجربههایی تاثیرگذار بدل میگردند.
این هماهنگی و همافزایی، قدرت حرکت جمعی را در جهت اهداف مشترک، چه در ابعاد فرهنگی و چه اجتماعی، دوچندان میکند و موجب بقا و شکوفایی هویت جمعی میشود، در نهایت، این انسجام است که حرکتی هماهنگ، آرام و قدرتمند را تضمین میکند.
مهمترین توصیه برای خلق یا تقویت یک «میدان مردمی» ماندگار، جایگزینی مدل «رهبری متمرکز» با مدل «تسهیلگری مشارکتجو» است. میدان واقعی جایی است که مردم در آن احساس هویت و عاملیت داشته باشند.
کاری که باید حتماً انجام شود این است که شما باید حتماً «گوش شنوا» داشته باشید و پیوندهای افقی میان اعضا ایجاد کنید.
هنر شما در شناسایی استعدادهای پنهان و واگذاری مسئولیت به آنهاست، باید فضایی بسازید که در آن، منافع فردی با منافع جمعی گره بخورد تا پایداری میدان تضمین شود.
شفافیت کامل در مسیر و اهداف، بذر اعتماد را در دل مردم میکارد و آنها را از همراهانی موقت به مالکان همیشگی تبدیل میکند.
اما کاری که هرگز با نگاه «دستوری» به میدان وارد نشوید، رفتار نمایشی یا استفاده ابزاری از حضور مردم، به سرعت باعث ریزش اعتماد و فروپاشی میشود.
هرگز اجازه ندهید ساختارها آنقدر صلب شوند که پویایی میدان را سرکوب کنند.
گفتگو از فاطمه شیرینی
انتهای خبر/

