به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛جنگ در منطقه خاکستری که همواره جریان داشته و دارد، اینبار به دلیل ویژگیهای فضا، در بالاترین سطح خود است و هر ساعت و دقیقه امکان لغزش به سمت جنگ تمامعیار و خروج از وضعیت فعلی وجود دارد.
بیشتر بخوانید
با این حال به جهت درک بهتر این منطقه و نبرد، لازم است تا برخی ویژگیهایی که توسط نظریهپردازان غربی تئوریپردازی شده است را مطالعه کنیم.
بسیاری از این ویژگیها را شما میتوانید در زد و خوردهای اخیر در خلیج فارس و یا در سالیان قبل نیز مشاهده کنید:
۱- تمرکز بر اهداف محدود و عملیاتی: به جای تمرکز و حمله به اهداف استراتژیک گسترده، بر اهداف عملیاتیِ کاملاً مشخص و محدودی تمرکز کنید که از طریق نیروی نظامیِ محدود، قابل تحقق باشند و در عین حال، اهمیت هشداردهنده بالایی برای بازیگر هدف داشته باشند. حملات دشمن به اهداف ارتباطی و مرتبط با چشم ما در جزایر و سواحل جنوب و پاسخهای متقابل ما به نقاط خاصی از پایگاههای آمریکایی در این چارچوب میگنجد.
۲- بهرهگیری از تفوق اطلاعاتی و نظامی: این نوع از مبارزات مبتنی بر صحنههایی رقم میخورد که در آنها، مزیت و تفوق اطلاعاتی و نظامی در صحنه وجود داشته باشد. این مزیت باعث میشود که اولاً: واکنش بازیگران مختلف به صورت عمیقی قابل تجزیه و تحلیل باشد و ثانیاً: از احتمال واکنش نظامیِ طرف مقابل کاسته شود.
۳- حرکت در ریل ریسکهای محاسبهشده: در این نوع از نبرد، نباید از ریسکهای محاسبهشده اجتناب کرد؛ ریسکهایی که بین دو نقطه «جنگ تمامعیار» و «بیعملی» قرار دارند و برای پیشبرد کار ضروری هستند. این اصل نیز یک موضوع ضروری برای ما است و بارها شاهد بودیم که رژیم صهیونیستی سعی کرده از این اصل بهره ببرد.
۴. ایجاد سازوکار دقیق ارسال پیام: در این بین، ایجاد یک ساز و کار دقیق برای ارسال پیام لازم است؛ به نحوی که از یکسو مسئولیت اقدام را انکارپذیر کند و از سوی دیگر توانایی ارسال سیگنالهای صریح، بازدارنده و مخاطرهآمیز را به صورت فراگیر برای بازیگر هدف داشته باشد.
۵- کنترل و کاهش تلفات: تلفات بازیگر هدف، بهویژه غیرنظامیان، باید به طور هوشمندانه و هدفمند کنترل شده و کاهش یابد. در این فضا، افزایش تلفات، خصوصا از سمت غیرنظامیان، می تواند جنگ را وارد مراحل بالاتری کند.
۶- رویکرد برنامهریزی تدریجی و رو به جلو: رویکرد برنامهریزی تدریجی، هوشمندانه و رو به جلو از اهمیت زیادی برخوردار است. این رویکرد، درد و فشار را به تدریج اعمال میکند، تکرار گامبهگام را مجاز میشمارد و حساسیتِ واکنشِ حریف را به مرور کمتر میکند؛ برخلاف رویههای سنتی جنگ که اکثر صحنهها را به صورت کلی و کلان میدیدند. این نیز همان اصلی است که بسیاری از تحلیلگران عقیده دارند که دشمن در مقابل ما در منطقه اجرا میکند.
۷- تداوم دیپلماسی مکمل: ضرورت دارد که دیپلماسی مکمل با سایر بازیگران مربوط به صحنه مذکور ادامه پیدا کند تا بتوان فضا را برای اقدامات تنبیهی، تشویقی و نظامی آماده نگه داشت. در این زمینه، دیپلماسی پنهان از اهمیت بالاتری نسبت به دیپلماسی عادی برخوردار است.
۸- واقعنگری در دستاوردها: در مورد دستاوردها و قدرت یک نبرد پویشی، واقعنگر باشید و در صورتی که ادامه آن نتایج جدیدی ایجاد نمیکند، شعله آن را پایین بکشید و راهبرد خود را تغییر دهید. در جنگ کشتیها در سال ۱۴۰۰ نیز چنین رخ داد و رژیم صهیونیستی وقتی دید در این زمینه آسیبپذیر است، پس از درخواست آتشبس عملاً از هدفگیری کشتیهای ایرانی عقبنشینی کرد.
انتهای خبر/

