کاسه تشنگی در قلب سد گلابر
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ روستای گلابر اولیا روزگاری روستای برکت بود؛ آب که میآمد، دل باغدار هم قرص میشد. زندگی اهالی زحمتکش به زمینهای زراعی و باغها بند بود؛ باغهایی که فقط دارایی نبودند، خاطره بودند، هویت بودند، رگ و ریشه بودند. اما یک روز تصمیمی در جایی گرفته شد که مسیر زندگی یک روستا را عوض کرد، تصمیم ساخت سد گلابر.
بیشتر بخوانید
میگفتند قرار است این سد، گره از کار کشاورزی باز کند؛ هدفگذاری اولیه و اصلی سد گلابر، تأمین آب اراضی دشت زرینآباد به وسعت ۸ هزار هکتار در بخش کشاورزی بود. اما برای اهالی گلابر اولیا، این تصمیم معانی دیگر هم داشت: ویرانی خانهها، کوچ اجباری و آوارگی از جایی که رگ و ریشهشان آنجا بود.
مردم، غمگین بار سفر بستند؛ از روستایی که نه فقط محل سکونت، که تاریخ زندگیشان بود. وعدههایی هم داده شد؛ از حق و حقوقی که قرار بود جبران شود، از حقآبهای که قرار بود پشتوانه زندگی تازهشان باشد. اما به روایت بسیاری از اهالی، آن حق آنطور که باید و شاید تعیین تکلیف نشده است و سهم مردم انتظار شد تا جبران.

حال این اهالی دور از وطن که غربت و دوری از وطن برایشان سخت و غیرقابل تحمل بود با هزار زحمت و با رفت و آمدهای سخت، باقیمانده باغهایشان را نگه داشتند؛ همان باغهایی که یادگار اجداد و گذشته شیرینشان بود و تنها امیدی که از گلابر برایشان مانده است. اما حال میگویند مسئولان همین را هم از ما دریغ می کنند؛ درختان تشنهاند، دریچههای آب بسته مانده و بهار فصل امید و باروری طبیعت برای اهالی سد همه ساله بوی اضطراب میدهد.
اما درد فقط تشنگی باغ نیست؛ حس جابهجاییِ اولویتهاست. اهالی میگویند اگر قرار بود سد برای کشاورزی ساخته شود، چرا امروز چنین زمزمهای پر رنگ شده که سهم تأمین آب بخش کشاورزی از آب سد کاهش یافته و سهم تأمین آب صنعت بالا رفته است؟!
فصل بهار برای کشاورز نوید فصل نجات و فصل زندگی است اما برای اهالی و باغداران سد گلابر بهویژه صاحبان باغات و زمینهای روستای گلابر اولیا چیزی جز چشم انتظاری و نگرانی نیست.
قفل بدهی بر دریچههای آب
در حالی که باغهای گلابر در عطش میسوزند، یک منبع آگاه در گفتگو با گروه اجتماعی پایگاه خبری موج رسا، علت اصلی بسته ماندن دریچههای سد را معوقات مالی حقآبه کشاورزان عنوان کرد.
او معتقد است دلیل باز نشدن مسیرهای آب، عدم تسویهحساب هزینههای حقآبه از سوی بهرهبرداران است. به گفته این منبع، گفتگوهایی با نمایندگان کشاورزان انجام شد و مطالبات قانونی به آنها ابلاغ شده است.
اما گره کور این ماجرا جایی است که تر و خشک با هم میسوزند. این منبع آگاه در پاسخ به این پرسش که چرا کشاورزانی که قبض خود را پرداخت کردهاند نیز باید تاوان همسایگان بد حساب را بدهند و باغاش از آب محروم بماند؟ گفت: کارشناسان فنی باید این موضوع را مورد بررسی قرار دهند.
این منبع آگاه همچنین با اشاره به پیگیریهای انجامشده، اظهار کرد که پیش از این نیز تعدادی از نمایندگان روستاییان برای بررسی این موضوع به اداره مربوطه مراجعه کرده بودند و توضیحات لازم به آنها ارائه شده است. با این حال، به گفته وی میتوانند نمایندگان کشاورزان مجددا مراجعه کنند تا موضوع مجدد مورد بررسی قرار گیرد و درباره راهکارهای احتمالی تصمیمگیری شود.
با این حال، پرسش واضح و شفاف کشاورزی که تمام داراییاش در مرز نابودی است این است که: آیا بهای چند میلیون تومان بدهی، باید به قیمت خشک شدن ریشههای چندین ساله یک تاریخ تمام شود؟ و اینکه آیا حق ما کشاورزان بومی، حقآبهای که سالهاست مسئولان به ما وعده دادهاند نیست!
جمعی از اهالی و کشاورزان سد گلابر در گفتگو با موجرسا، چند سؤال مشخص و اساسی را مطرح کردند؛ سؤالاتی که به زبان ساده یک معنی دارد: آن ها حقآبه خود را میخواهند همین.
نقطه آغاز گلایهها برمیگردد به سالهای ساخت سد؛ زمانی که بخشی از زمینها و باغهای مردم زیر آب رفت و اهالی روستای گلابر اولیا بالاجبار کوچانده شدند. حالا همان اهالی میگویند: بخش عظیمی از باغها و زمینهای زراعی در طرح سد غرق شد و برای باقی باغها مسئولان آن زمان وعده حقآبهای دادند؛ حقابهای که باید پشتوانه زمینها و باغهای باقیمانده باشد اما با وجود گذشت سالها، وعده عملی نشده و حتی برای همان آب هزینه نیز دریافت میشود.
آب در کوزه و ما تشنهلبان میگردیم
علی محمدی یکی از اهالی روستای گلابر اولیا میگوید: سد برای همه برکت داشته، اما برای ما فقط وعده مانده است. مگر ما بومیها حق و حقوق نداریم؟ چرا با فرارسیدن خرداد ماه حساس آبیاری، مسیرها و دریچههای آب باز نشده؟ خشکی باغها، ریزش محصول، ضعف درخت و خطر نابودی سرمایه چندینساله اجدادمان نتیجه عدم تخصیص به موقع حقآبه به اهالی است و به قولی آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم. سد پربرکت گلابر که آب زمینهای زراعی روستای همجوار از زرین آباد و جوقین گرفته تا دورترین روستا یعنی روستای سعیدآباد و... را تامین میکند به حدی که برخی زمینهای دیمی آنها به برکت سد گلابر تبدیل زمین آبی شده است در حالی که زمینهای آبی و سرسبز ما به لطف مسئولان محترم تبدیل به زمینهای دیمی میشود.

آبی که به باغها رواست به صنعت حرام است
موسوی یکی از اهالی روستای گلابر نیز با گلایهای که بیشتر شبیه درد دل است میگوید: آبی که به باغات رواست، به صنعت حرام است. چگونه میشود اولویت را صنعت قرار داد، اما چشم روی حق و زندگی مردم بومی بسته بماند؛ مردمی که روزی خانه و زمینشان زیر آب رفت و امروز برای زنده نگه داشتن چند قطعه باغ، محتاج باز شدن یک مسیر آب هستند؟
سوال اساسی حسن محمدی یکی از کشاورزان گلابر نیز این است که: از نظر مقررات، قطع کامل آب تا زمان پرداخت هزینه مجاز است؟ در فصل اضطراری بودن آبیاری آیا راهحل باید قطع کامل آب باشد؟ تکلیف درختی که خشک شد چه میشود؟
درختانی که پاسوز شدند!
گلایه ولی محمدی یکی از اهالی روستای گلابر: هرچند که ما خواستار حقآبه خود هستیم و در این شرایط که فعلا هیچ مسئولی اقدامی در این جهت انجام نداده است و حال با این حساب افرادی هستند که هزینه آب را پرداخت کرده اند، اما چون همسایه یا قطعه کناری خود بدهی دارد، دریچههای آب باز نمیشود و در نهایت فرد پرداختکننده هم متضرر میشود. برای این امر مسئولان چه جوابی دارند بدهند؟
مهم ترین و آخرین سؤال که همه اهالی متفقالقول هستند این است که اگر به دلیل تأخیر در بازگشایی مسیر آب، باغها آسیب جدی ببینند، ساز و کار برآورد خسارت چیست و کدام دستگاه مسئول جبران و پاسخگویی خواهد بود؟ آیا کمیته کارشناسی وجود دارد؟ بیمه یا صندوقی مسئول است؟ یا کشاورز باید خودش خسارت را متحمل شود؟!
آنچه کشاورزان سد گلابر اولیا میگویند این است که حقآبه وعدهدادهشده هنوز تعیین تکلیف نشده، در فصل حساس آبیاری آب بهموقع میرسد و در این میان، باغدار میماند با درختان در حال خشک شدن که سالهاست پای این درختان عمرشان را گذاشتهاند و اگر مسئولان دیر اقدام کنند خسارتها جبران ناپذیر خواهد بود.

صنعتی که سهم کشاورزان را میبلعد
در کنار همه این گلایهها، یک نگرانی پررنگ هم وجود دارد: هدف سد از ابتدای کشاورزی و توسعه منطقه عنوان شده بود، اما امروزه صحبت از تأمین آب صنایع بزرگ درمیان است. از جمله پتروشیمی و فولاد شهرستان ایجرود که به گفته صاحبان نظر شرکت فولاد صنعتی سالانه ۳/۵ میلیون مترمکعب و شرکت صنعتی پتروشیمی ۱۶/۵ میلیون مترمکعب آب نیاز دارد؛ یعنی در مجموع ۲۰ میلیون مترمکعب برای دو صنعت بزرگ.
اینجاست که سؤال تلخ مردم شکل میگیرد: چرا در این منطقه طرحهایی تصویب میشود که تشنهتر از زمینهای کشاورزیاند؟ چرا باید آبی که روزی با وعده تأمین آب کشاورزی از دل یک روستا عبور کرد، در نهایت سهم صنعت بیشتر از سهم بخش کشاورزی باشد؛ در حالی که کشاورز همان منطقه، همه ساله اضطراب دیر باز شدن دریچه آب را دارد!
پایگاه خبری موجرسا اعلام میکند آمادگی دارد پاسخ رسمی، روشن و مستند مسئولان ذیربط به کشاورزان زحمتکش را منتشر کند؛ اینکه نتیجه حقآبه این اهالی چه خواهد شد؟ عدم باز شدن به موقع دریچههای آب چیست؟ برنامه فوری برای جلوگیری از خسارت چیست؟ چه کسی جوابگو خسارات خواهد بود؟ چرا حقهآبه صنعت بیشتر زمینهای زراعی است؟ اگر مسئولان محترم توضیحی دارند، خبرگزاری موجرسا آماده انعکاس جواب منطقی و شفاف به مردم منطقه است.
انتهای خبر/

