آینده ایران در گرو تابآوری کودکان امروز است
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ تابآوری روانی، ظرفیتی است که فرد به کمک آن میتواند خود را با شرایط دشوار وفق دهد، تعادل روانیاش را باز یابد و به مسیر رشد ادامه دهد. در مورد کودکان، این توانایی از اهمیتی دوچندان برخوردار است، زیرا شخصیت و هویت آنها هنوز در حال شکلگیری است. پرسش اینجاست که چه عواملی تابآوری کودکان را در بحرانهای اجتماعی و امنیتی تقویت میکنند؟ در جامعه ایران، «فرهنگ مقاومت» و سه نهاد خانواده، مدرسه و رسانه، پاسخهای کلیدی به این پرسش هستند.
بیشتر بخوانید

حمایت از روان کودک سرمایهگذاری ملی است
حجتالاسلام مهدی جعفری، کارشناس مسائل خانواده در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ با بیان اینکه حمایت از سلامت روانی کودکان در بحرانهای اجتماعی و امنیتی، نه یک انتخاب اخلاقی، بلکه یک تعهد حقوقی و ملی است، گفت: کنوانسیون حقوق کودک صراحتاً بر تأمین بالاترین استاندارد سلامت روان و رشد هویت فرهنگی تأکید دارد.
وی با بیان اینکه در ایران، «فرهنگ مقاومت» با تأکید بر ایستادگی و امید، ظرفیتی منحصربهفرد برای تقویت تابآوری دارد، افزود: کودک با درونی کردن روایتهای مقاومت، یاد میگیرد که بحران پایان جهان نیست و رنج میتواند معنا داشته باشد. این یادگیری، به او کمک میکند احساس کنترل و کرامت خود را حتی در شرایط دشوار حفظ کند.
کارشناس مسائل خانواده با اشاره به اینکه فرهنگ مقاومت هرگز نباید کودک را به انکار هیجانات خود وادارد، تصریح کرد: مقاومت واقعی، توان زیستن با رنج است، نه نادیده گرفتن آن.
وی با اشاره به اینکه کودکی که مجبور میشود همیشه «قوی» باشد و هرگز گریه نکند، در واقع از ابزار طبیعی تنظیم هیجانی محروم میشود، یادآور شد: آموزش والدین، ایجاد فضای امن برای گفتوگوی صادقانه، و بازنمایی متعادل از مقاومت (با پذیرش ضعفهای انسانی) سه ضرورت اساسی این مسیرند. با تقویت تابآوری مبتنی بر کرامت، میتوان نسلی امیدوار و مقاوم پرورش داد که توانایی مقابله با چالشها را داشته باشد. این امر نیازمند همت جمعی و نگاه تخصصی به سلامت روان کودکان است.

تابآوری کودکان از فرهنگ مقاومت میروید
صفیاله ملکی، دکتری جامعهشناسی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: بحرانهای عمیق اجتماعی و امنیتی، زخمهایی ناپیدا اما ماندگار بر روان و حتی جسم کودکان میگذارند.
وی افزود: ترس و ناامنی در سالهای حساس شکلگیری شخصیت، اگر بیپاسخ بماند، میتواند به اضطراب مزمن، بیقدرتی آموختهشده و حتی نشانههای جسمانی مانند سردرد، اختلال خواب، تپش قلب و ضعف سیستم ایمنی بینجامد. کودکی که بارها دیده است هیچ اقدامی از او یا اطرافیانش نمیتواند تهدید را دور کند، بهتدریج انفعال را جایگزین امید میکند.
دکتری جامعهشناسی با بیان اینکه با این حال، شگفتی آنجاست که برخی کودکان نهتنها فرو نمیریزند، بلکه از دل فشارهای روانی، سازگاری و حتی رشد را استخراج میکنند، تصریح کرد: مفهوم «تابآوری» دقیقاً به همین توانایی اشاره دارد؛ توان بازگشت به تعادل و ادامه مسیر رشد در شرایط دشوار. پژوهشها نشان دادهاند تابآوری یک ویژگی ذاتی یا فردی محض نیست، بلکه در بستر خانواده، جامعه و فرهنگ شکل میگیرد. وی یادآور شد: در کنار این بسترها، مجموعهای از راهکارهای ساده اما مؤثر میتواند نقش تعیینکنندهای در کاهش استرس و افزایش تابآوری کودکان داشته باشد.
ملکی به راهکارهای عملی برای کاهش اضطراب و تقویت تابآوری اشاره کرد و اظهار داشت: امید به خدا و شکرگزاری؛ باور به اینکه ترسها پایانی دارند و تمرین شکرگزاری روزانه، امید واقعگرایانه را در کودک زنده نگه میدارد.
وی با توضیح اینکه فعالیت بدنی منظم؛ ورزش با ترشح اندورفین، اضطراب را کاهش و اعتمادبهنفس را افزایش میدهد، متذکر شد: فعالیتهای هنری مانند نقاشی، سفالگری یا موسیقی؛ چه در قالب ساز زدن و چه گوش دادن به ملودیهای آرامبخش و خندیدن که یکی از مؤثرترین داروهای رایگان برای کاهش کورتیزول (هورمون استرس) است.
دکتری جامعهشناسی با اشاره به اینکه خواب کافی که بازسازی روانی-جسمانی کودک را ممکن میکند، عنوان کرد: صلهرحم و ارتباط با اقوام حس تعلق و امنیت را تقویت میکند و تقویت اعتمادبهنفس از طریق دادن مسئولیتهای کوچک و تحسین تلاشهای کودک میتواند موجب کاهش اضطراب و تقویت تابآوری شود.
وی خاطرنشان کرد: در جامعه ایران، «فرهنگ مقاومت» بهمثابه نظامی از ارزشها بر پایه ایستادگی، امید و معنابخشی به رنج، ظرفیتی تعیینکننده برای تقویت تابآوری کودکان است.
ملکی با تأکید بر اینکه این فرهنگ از دو مسیر اصلی اثر میگذارد، افزود: نخست، معنابخشی به رنج که کودک را از احساس پوچی و بیهدف بودن درد نجات میدهد. دوم، تولید امید واقعگرایانه که نه بر انکار واقعیت، بلکه بر امکان تغییر استوار است. ترکیب این ظرفیت فرهنگی با راهکارهای عملی روزمره، به کودک کمک میکند ترس را مدیریت کرده و احساس کنترل بر زندگی خود را حفظ کند.
وی با بیان اینکه آینده جامعه در گرو کودکی است که در بحران نهتنها میماند، بلکه میروید، تصریح کرد: این رشد، با امید به خدا، لبخند، موسیقی، هنر و آغوش گرم خانواده شدنی است.

کودک در بحران نیازمند شبکهای هماهنگ است
لیلا انصاری، کارشناس مسائل خانواده در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: فرهنگ مقاومت هرچند ظرفیتی تاریخی و ارزشمند در جامعه ایران است، اما بهتنهایی و در سطح شعار، نمیتواند تابآوری کودکان را تضمین کند.
وی افزود: آنچه این فرهنگ را از یک گفتمان انتزاعی به تجربهٔ زیستهٔ کودک تبدیل میکند، سه نهاد کلیدی هستند: خانواده، مدرسه و رسانه. هرگونه غفلت در هرکدام، زنجیره حمایتی را میگسلد.
کارشناس مسائل خانواده با بیان اینکه خانواده، نخستین و تأثیرگذارترین بستر است، تصریح کرد: کودکی که در بحران، والدینی آرام، شنونده و امیدوار میبیند، ناخودآگاه الگوی مواجهه با رنج را درونی میکند. برعکس، خانوادهای که یا پنیک میزند یا ترس کودک را نفی میکند، به عمق زخم میافزاید.
وی با تأکید بر اینکه مدرسه نیز میتواند با داستانها، فعالیتهای گروهی و گفتگوهای هدایتشده، معنابخشی به بحران را به کودک بیاموزد، یادآور شد: رسانه نیز وظیفه دارد تصویری متعادل از مقاومت ارائه دهد؛ نه قهرمانان شکستناپذیر که کودک را شرمنده ضعفهایش کنند، بلکه انسانهایی واقعی که ترسیدهاند اما زمین نماندهاند.
انصاری با توضیح اینکه این سه نهاد اگر هماهنگ عمل کنند، فرهنگ مقاومت از یک مفهوم کلی به ابزاری روزمره برای زیستن تبدیل میشود، متذکر شد: آینده جامعه در گرو آن است که این سه ضلع مثلث حمایتی، کودک را در بحران تنها نگذارند و به او بیاموزند که ماندن و روییدن، شدنی است.
کودکان آیندهاند. اما آیندهای که در دل بحران شکل میگیرد، اگر با امید، معنا و همبستگی همراه نباشد، شکننده خواهد بود. خانواده، مدرسه و رسانه دست در دست هم، میتوانند از فرهنگ مقاومت، پلی به سوی فردایی تابآور بسازند. کودکی که میماند و میروید، جامعهای را میسازد که هیچ بحرانی از پا درش نمیآورد.
انتهای خبر/

