مهندسی ترس ترامپ در باتلاق ناکامی
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ در چند ماه اخیر مهمترین استراتژی دونالد ترامپ برای تحقق اهداف خود در خصوص ایران، مهندسی فضای تهدید و ارعاب بود.
بیشتر بخوانید
از ابزار اقتصادی تا گسیل داشتن نیرو و ادوات نظامی به منطقه برای شکل دادن به این فضا استفاده کرد.
دائم از بنبست اقتصادی، تغییر نظام، کمک به شورش و از جنگ صحبت میکرد. از ناوهای زیبا، از ترور رهبری و حتی تغییر نقشهی ایران سخن میگفت.
با وجود اینکه فضای تهدید و ارعاب را به تمام و کمال شکل داد اما نتیجهای برایش حاصل نشد. چون در این فاز نتیجه حاصل نشد جنگ را آغاز کرد.
اما پس از گذشت چهار هفته، چه تصویری از این جنگ برای جامعه ایران شکل گرفت؟ اینکه مرد دیوانه از گزینه جنگ هم استفاده کرده، رهبر عزیزمان، کودکان معصوم، فرماندهان شجاع، بسیاری از هموطنان و داشتههایمان را از ما گرفته دیگر چه کاری میتوانسته انجام دهد که نکرده؟ ولی ما همچنان هستیم و سیلی محکمی هم در گوشش نواختهایم و صدای این سیلی به همه عالم رسیده. این تصویری بود که آهسته آهسته در میان ما شکل گرفت.
اما مرد دیوانه باز همان بازی قبل را از نو آغاز کرده. این بار با حربه تأسيسات انرژی و تصرف جزیره و وارد کردن پیادهنظام و مهلت دادنهای دو روز و پنج روز و ۱۰ روز و در کنار آن ادعای اینکه مذاکراتی در کار است.
با اینها در حال مهندسی فضای تهدید و ارعابی تازه است و گویی هنوز جنگ آغاز نشده و تازه قرار است با این اقدامات جنگ شروع شود.
اگر همان روزی که خبر شهادت رهبر عزیزمان را شنیدیم این تهدیدات صورت میگرفت چه احساسی داشتیم؟ مردم در همان روز نخست برای بدترین وضعیت خود را آماده کرده بودند.
افراد بسیاری دیدم آب در منبع ذخیره کردند، هیزم جمعآوری کردند و تصورشان این بود کار جنگ با آمریکا و انتقام از تروریسم دولتیِ آمریکایی - صیونیستی خیلی زود و سریع به جایی میرسد که باید برای پخت و پز از هیزم استفاده کنیم.
حالا که چهار هفته گذشته وضعیت به گونهای دیگر است. یقیناً این نشانه آشکار شکست دشمن و توانمندی بینظیر نیروهای مسلح و مدیریت ماست.
اما مرد دیوانه همچنان امیدوار است از درون این شکست با توسل به حربهای قدیمی پیروزی بسازد.
این حربه همان تصویرسازی دیرینه از هیمنه و عظمت نیرویهای نظامی آمریکاست که طی این چهار هفته با خاک یکسانشده اما ترامپ تلاش دارد به گونهای جلوه دهد که هنوز راند دیگری از نبرد باقیمانده و جایی است (زیرساختهای انرژی ایران) که اگر با قدرت نظامی آمریکا از بین برود آنوقت پیروزی برای آمریکا حاصل میشود و البته لازم است که ما هم باور کنیم آنچه در این چهار هفته اتفاق افتاده اهمیت چندانی نداشته و آنچه اهمیت دارد راند بعدی است و نتیجه آن مرحله است که طرف پیروز را مشخص میکند.
برخلاف آنچه ترامپ در حال مهندسی آن است زدن زیرساختها چیزی جز عصبانیت ناشی از شکست و ترس و بزدلی مفرط نیست.
چون اگر ایران شکست خورده چنانکه این مرد مهزوم میگوید از بین بردن زیرساختهای ایران پس از این پیروزی خیالی چه معنایی دارد؟ واقعیت این است که نابودی زیرساختهای ایران به نابودی زیرساختهای کشورهای بیاراده حاشیه خلیج فارس و رژیم صهیونی میانجامد. چه دستاوردی برای طرفهای جنگ با چنین حوادثی حاصل خواهد شد و چه تاثیری در حوزه نظامی خواهد داشت؟ لحظهای تصور کنیم این اتفاق افتاده است. نه تنگه باز خواهد شد و نه چشماندازی برای پایان جنگ باقی میماند. برای خود آمریکا به عنوان یک طرف جنگ جز اینکه اوضاع برای نیروهایش در منطقه سختتر شود نتیجه دیگری نخواهد داشت.
همچنین فهم این حقیقت که حضور آمریکا در غرب آسیا جز خسارتهای وحشتناک و خرابی و مرگ نتیجه دیگری ندارد برای مردم جهان سادهتر خواهد شد.
دست و پا زدن در باتلاق شکست و بروز خشم ناشی از آن معنای واقعی حمله به زیرساختهای ایران است.
اما طبق معمول به عمل بزدلانه دست میزند ولی ژست قدرت میگیرد و در عوض عمل متقابل ایران را اقدامی ظالمانه نشان میدهد. تبیین این معنا به وجه گستردهای وظیفه جبهه رسانهای ماست.
در این وضع صحبت از مدیریت نبرد و جسارت و شجاعت در پیکار که قطعا" تبعاتی نیز خواهد داشت نباید جنگطلبی و تمایل به تداوم جنگ تعبیر شود. چنانکه رهبر معظم انقلاب فرمودند باز کردن جبهههای جدید به روی دشمن که در آن تجربه کمتری دارد باید مورد توجه قرار گیرد. تا زمانیکه جنگ برقرار است باید تدبیر کنیم، ابتکار عمل داشته باشیم و از اقدامات متهورانه که دستمان را پرکند پرهیز نکنیم.
اگر یاد نگیریم هنگام از دست دادن چیز مهمی غمگین نشویم هرگز چیز مهمتر و ارزشمندتری را به دست نخواهیم آورد.
«وَلا تَهِنُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن کُنتُم مُّؤمِنِینَ» (سوره آلعمران، آیه ۱۳۹).
نویسنده: تورج رحمانی عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی
انتهای خبر/

