جان سربازان آمریکایی برای مشتریان اپستین تلف میشود
اکرم پورملائی در گفتگو با خبرنگار گروه سباسی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: فضای سیاسی ایالات متحده همواره صحنه تقابل دیدگاههای بنیادین، به ویژه در حوزه سیاست خارجی و مداخله نظامی، بوده است.
بیشتر بخوانید
وی با بیان اینکه در دورههای ریاست جمهوری دونالد ترامپ، این تقابلها شدت بیشتری یافت، افزود: رویکرد «اول آمریکا» (America First) او، سنتهای بینالمللی را به چالش کشید.
کارشناس مسائل سیاسی و بینالملل با توضیح اینکه مخالفت با جنگهای بیپایان و هزینههای انسانی و مالی مداخله نظامی، یک جریان تاریخی در آمریکا است که پس از تجارب ویتنام و عراق، تقویت شده است، تصریح کرد: منتقدان این دیدگاه معمولاً بر هزینههای اقتصادی گزاف تمرکز دارند که منابع داخلی را از نیازهای اجتماعی و زیرساختی منحرف میسازد. همچنین، جنبه بشردوستانه و اخلاقی انتقادات برجسته است؛ انتقاد از تلفات غیرنظامیان و بیثباتیهای منطقهای ناشی از مداخلات نظامی، همواره بخشی از گفتمان ضدجنگ بوده که بر ضرورت اولویت دادن به راهحلهای دیپلماتیک و مذاکرات به جای تهدید به اقدام نظامی تأکید دارد.
وی با اشاره به اینکه در دوران ترامپ، این انتقادات اغلب در مخالفت با خروجهای شتابزده از توافقات بینالمللی یا تشدید تنشها با قدرتهای منطقهای نمود پیدا میکرد، یادآور شد: بخش عمدهای از اظهارات منفی علیه دولت ترامپ اما ریشه در سبک رهبری، سیاستهای داخلی و رویه تعامل او با نهادهای سنتی قدرت داشت.
پورملائی خاطرنشان کرد: منتقدان سیاسی، از دموکراتها گرفته تا بخشی از بدنه سنتی جمهوریخواهان، استدلال میکردند که اقدامات او به تضعیف نهادهایی مانند وزارت دادگستری، سازمانهای اطلاعاتی و رسانهها منجر شده و با استفاده از سیاستهای تفرقهافکنانه، قطبیسازی اجتماعی را تشدید کرده است.
وی با تأکید بر اینکه بیاعتمادی ایجاد شده در میان متحدان سنتی ایالات متحده به دلیل تغییرات ناگهانی در سیاست خارجی، خود منبع مهمی از انتقادات بود، تصریح کرد: در این میان انتشار اسناد مربوط به دولتمردان تمام جناحهای سیاسی آمریکا در جنایات جزیره اپستین، تردید جدی در افکار عمومی مردم آمریکا در حمایت از سیاستهای آنها ایجاد کرده است و منجر به مطرح شدن این ایده شده است که جان سربازان آمریکایی، برای کسانی تلف میشود که مشتریان اصلی جزیره آدمخواران هستند.
کارشناس مسائل سیاسی و بینالملل متذکر شد: در میان این جریانات، ظهور پدیدههایی مانند هشتگ #sendbarron (فرستادن بارون) به یکی از نمادینترین و بحثبرانگیزترین ترندهای شبکههای اجتماعی تبدیل شد که مستقیماً بر خانواده ترامپ و بهویژه پسر خردسال او، بارون ترامپ، متمرکز بود. این هشتگ در پاسخ به تعهدات یا اظهارات ترامپ مبنی بر اعزام نیروهای نظامی یا ورود به تنشهای جدید، به یک ابزار طنز تلخ و گاهی تند علیه او تبدیل شد.
وی با یادآوری اینکه در هسته معنایی این هشتگ، دو لایه وجود داشت، عنوان کرد: اول، تمسخر ایدئولوژیک این مفهوم بود که اگر رهبر کشور قصد آغاز درگیریهای جدید را دارد، پس باید فرزند خود را نیز در معرض خطرات احتمالی قرار دهد؛ این یک اشاره کنایهآمیز به مفهوم «فرستادن فرزندان مردم عادی» به میدان جنگ بود. دوم، این هشتگ نشان داد که سطح خصومت سیاسی به حدی رسیده بود که حریم خصوصی و امنیت خانواده نیز هدف کمپینهای انتقادی قرار گرفت، که خود نقض آشکار خطوط قرمز اخلاقی در فضای سیاسی آمریکا تلقی میشد.
پورملائی اظهار کرد: این پدیده، شکاف عمیق بین جناحهای سیاسی و میزان تندی گفتمان علیه قدرت را به نمایش گذاشت.
انتهای خبر/

