افطار شلوغ، تایملاین مضطرب
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛در ماهی که نامش با آرامش، خودسازی و همدلی گره خورده، یعنی رمضان، روایت غالب در کوچه و بازار با آنچه در برخی سکوهای مجازی بازنمایی میشود، تفاوتی معنادار دارد. کافی است دقایقی پیش از اذان مغرب در خیابانهای شهر قدم بزنی؛ صفهای نان بربری، رفتوآمد خانوادهها برای خرید افطار، صدای بازی کودکان در کوچهها و چراغ خانههایی که یکییکی روشن میشوند، همه حکایت از «جریان زندگی» دارد. مردم روزه میگیرند، کار میکنند، خرید میکنند و برای نوروز آماده میشوند. اما همزمان، در بخشی از فضای مجازی، تصویری دیگر ساخته میشود: تصویری پرتنش، مضطرب و هراسآلود از جامعهای که گویا در آستانه فروپاشی دائمی است.
بیشتر بخوانید
این دوگانه از کجا میآید؟ چرا میان «زیست واقعی» مردم و «بازنمایی مجازی» چنین فاصلهای شکل گرفته است؟
فضای مجازی، بهویژه شبکههای اجتماعی، بر مبنای جلب توجه کار میکنند. الگوریتمها به محتوایی پاداش میدهند که هیجانبرانگیزتر، خشمآلودتر یا ترسناکتر باشد؛ زیرا چنین محتواهایی بیشتر دیده و بیشتر بازنشر میشوند. در این سازوکار، خبرهای آرام، روایتهای عادی و تصویرهای روزمره کمتر شانس دیدهشدن دارند.
نتیجه آن است که کاربر، با انبوهی از هشدارها، پیشبینیهای فاجعهآمیز، تحلیلهای بدبینانه و روایتهای یکسویه مواجه میشود و بهتدریج احساس میکند در جامعهای سراسر بحران زندگی میکند؛ حتی اگر تجربه شخصیاش چیز دیگری بگوید. این پدیده، آسیبهای جدی روانی و اجتماعی به همراه دارد. نخست، افزایش اضطراب جمعی است. وقتی هر روز با موجی از اخبار نگرانکننده، شایعات تأییدنشده و تحلیلهای اغراقآمیز روبهرو میشویم، ذهن در حالت «هشدار دائمی» قرار میگیرد. دوم، تضعیف امید اجتماعی است.
جامعهای که مدام در معرض روایتهای یأسآلود قرار بگیرد، حتی در شرایط عادی نیز احساس ناامنی و بیثباتی خواهد کرد. سوم، فرسایش اعتماد عمومی است؛ زیرا مرز میان خبر درست و نادرست، تحلیل کارشناسی و فضاسازی هیجانی، بهتدریج مخدوش میشود. در مقابل، کافی است به صحنههای ساده این روزها نگاه کنیم. ماه رمضان، با همه سختیهای روزهداری در روزهای کاری، همچنان با سفرههای افطار خانوادگی، کمک به نیازمندان و همدلیهای کوچک و بزرگ همراه است.
خیابانها پیش از افطار شلوغ میشود، نانواییها پر از مشتری است، و کسبوکارها فعالاند. مادران خانهتکانی را آغاز کردهاند، پردهها شسته میشود، فرشها تکانده میشود و بوی عید در خانهها میپیچد. اینها نشانههای جامعهای زنده است؛ جامعهای که با وجود مشکلات، زندگی را متوقف نکرده است. البته انکار چالشها و مشکلات نیز خطاست. هیچ جامعهای بیمسئله نیست و ایران هم از این قاعده مستثنا نیست.
اما تفاوت مهمی میان «نقد مسئولانه» و «هراسافکنی مستمر» وجود دارد. نقد، برای اصلاح است؛ اما هراسافکنی، اغلب برای جلب توجه، تسویهحساب سیاسی یا افزایش دنبالکننده. وقتی هر مسئلهای به «بحران ملی»، هر تصمیمی به «فاجعه تاریخی» و هر خبر کوچکی به «نشانه فروپاشی» تبدیل شود، جامعه به مرور نسبت به هشدارهای واقعی نیز بیتفاوت میشود. از سوی دیگر، کاربران نیز مسئولیت دارند.
مصرف بیوقفه اخبار، بدون راستیآزمایی و بدون فاصلهگذاری ذهنی، ما را در چرخهای از اضطراب گرفتار میکند. شاید لازم باشد هر یک از ما، سهمی از «رژیم رسانهای سالم» را جدی بگیریم: محدودکردن زمان حضور در شبکههای اجتماعی، دنبالکردن منابع معتبر، و پرهیز از بازنشر مطالب هیجانی و تأییدنشده.
واقعیت این است که جامعه ایران، در کنار همه فراز و نشیبها، همچنان بر مدار زندگی روزمره میچرخد. رمضان میآید و میرود، نوروز از راه میرسد، خانهها تمیز میشود، سفرهها پهن میشود و کودکان میخندند. این استمرار زندگی، سرمایهای بزرگ است که نباید زیر سایه هیاهوی مجازی نادیده گرفته شود. فضای مجازی میتواند ابزار آگاهی، همبستگی و مطالبهگری باشد؛ اما اگر به میدان دائمی اضطراب و ترس تبدیل شود، بیش از آنکه روشنگر باشد، فرساینده خواهد بود. شاید وقت آن رسیده باشد که میان «تصویر مجازی» و «حقیقت عینی» تمایز قائل شویم و اجازه ندهیم هیاهو، جای زندگی را بگیرد. زندگی در جریان است؛ کافی است گاهی گوشی را کنار بگذاریم و آن را ببینیم.
انتهای خبر/

