جنگ در خلیج فارس سناریوی باخت - باخت است
سیامک باقری در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ با اشاره به نقش ایالات متحده در تحولات منطقه اظهار کرد: در تحلیل احتمال وقوع جنگ باید میان نگاه یک استراتژیست نظامی و یک تحلیلگر سیاسی و منطقهای تفاوت قائل شد. از منظر نظامی، همواره همه احتمالات از جمله وقوع جنگ در نظر گرفته میشود و بر همین اساس، آمادگی کامل و همهجانبه یک ضرورت است، اما از منظر سیاسی و با رویکرد رئالیستی در روابط بینالملل، وقوع جنگ در شرایط فعلی منطقه قابل پیشبینی نیست.
بیشتر بخوانید
وی افزود: بازیگران بینالمللی زمانی به سمت جنگ میروند که محاسبات هزینه ـ فایده به نفع آنها باشد. اگر هزینههای یک جنگ بهمراتب بیشتر از منافع آن باشد، بهطور طبیعی تصمیمگیران از ورود به جنگ اجتناب خواهند کرد. در شرایط کنونی، هرگونه درگیری نظامی در منطقه نهتنها برد ـ برد یا حتی برد ـ باخت نخواهد بود، بلکه یک وضعیت باخت ـ باخت برای همه طرفها ایجاد میکند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی و منطقهای با اشاره به رویکرد آمریکا و شخص دونالد ترامپ تصریح کرد: ترامپ بیش از آنکه یک سیاستمدار کلاسیک باشد، یک تاجر است و نگاه او به تحولات بینالمللی مبتنی بر محاسبات اقتصادی و هزینه ـ فایده است. سابقه رفتاری آمریکا، بهویژه در دوره ترامپ، نشان میدهد که تهدیدهای مکرر اغلب با عقبنشینی همراه بوده است و این الگو در قبال ایران و منطقه نیز قابل مشاهده است.
وی ادامه داد: تجربه و سابقه مقاومت جمهوری اسلامی ایران در برابر فشارها و تهدیدها نیز در این محاسبات نقش مهمی دارد. طرفهای مقابل بهخوبی میدانند که جنگ با ایران هزینههای سنگین و غیرقابل پیشبینی به دنبال خواهد داشت و همین موضوع یکی از عوامل بازدارنده جدی در برابر آغاز درگیری نظامی است.
کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی و منطقهای با اشاره به تحلیل منطقهای تحولات گفت: منطقه خلیج فارس یکی از حساسترین مناطق جهان است و سیاستگذاران بینالمللی بهخوبی از پیامدهای جنگ در این منطقه آگاه هستند. تنگه هرمز بهتنهایی مسیر عبور بیش از ۳۰ درصد نفت جهان است و هرگونه ناامنی یا درگیری نظامی در این نقطه، بحران گستردهای در اقتصاد جهانی ایجاد خواهد کرد.
وی خاطرنشان کرد: جنگ در منطقه، حتی اگر با تصور برخی بازیگران کوتاهمدت باشد، در عمل به یک درگیری بلندمدت تبدیل خواهد شد؛ همانگونه که آمریکا در جنگهای عراق و افغانستان نتوانست مدیریت مؤثری بر بحرانها داشته باشد. تکرار چنین سناریویی در خلیج فارس، نهتنها غیرقابل کنترل خواهد بود، بلکه تبعات اقتصادی گستردهای برای آمریکا و متحدانش به همراه دارد؛ در حالی که ترامپ بهدنبال تقویت اقتصاد داخلی آمریکاست و جنگ در تضاد آشکار با این هدف قرار دارد.
باقری با اشاره به نقش کشورهای منطقه گفت: زیرساختهای اقتصادی و حیاتی کشورهای منطقه از جمله امارات و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس بهشدت در برابر هرگونه درگیری آسیبپذیر است و این کشورها بهخوبی میدانند که آغاز جنگ، آنها را متضرر خواهد کرد. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران بهصراحت اعلام کرده است که اگر موجودیت و بقای آن مورد تهدید قرار گیرد، دامنه بحران به کل منطقه گسترش خواهد یافت.
وی افزود: این وضعیت را میتوان در چارچوب نظریه بازیها در روابط بینالملل تحلیل کرد؛ جایی که ایران نشان داده در صورت حرکت طرف مقابل به سمت جنگ، واکنش متقابل و قاطع خواهد داشت. در چنین شرایطی، کشورهای منطقه فشار قابلتوجهی بر آمریکا وارد خواهند کرد تا از ورود به درگیری نظامی جلوگیری شود.
این تحلیلگر مسائل سیاسی و منطقهای در ادامه به سطح فرامنطقهای و بینالمللی تحلیل اشاره کرد و گفت: وقوع جنگ در این منطقه، اقتصاد جهانی را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد و این تأثیر، کوتاهمدت نخواهد بود. علاوه بر این، قدرتهای بزرگی مانند چین و روسیه نیز از نظر اقتصادی، ژئوپلیتیکی و حتی از منظر قدرت سیاسی، از چنین جنگی متضرر خواهند شد.
وی تأکید کرد: برای چین و روسیه، درگیری نظامی گسترده در خلیج فارس نهتنها سودی ندارد، بلکه پیامدهای منفی آن قابل پذیرش نیست. به همین دلیل، در سطح بینالمللی نیز ارادهای برای شکلگیری جنگ در این منطقه وجود ندارد.
باقری در پایان خاطرنشان کرد: مجموع این عوامل در سطوح منطقهای و فرامنطقهای نشان میدهد که با وجود تهدیدها و تنشهای لفظی، احتمال وقوع جنگ در منطقه پایین است و منطق هزینه ـ فایده بازیگران مختلف مانع از شکلگیری چنین سناریویی خواهد شد.
انتهای خبر/

