مذاکره شرافتمندانه، خط قرمز جمهوری اسلامی ایران
سیامک باقری در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ با اشاره به تحولات اخیر در حوزه دیپلماسی و مذاکرات، اظهار کرد: مذاکراتی که امروز شاهد آن هستیم، در بستر شرایط خاص منطقهای و بینالمللی و در واکنش به لشکرکشی آمریکا به منطقه و همچنین تغییر محاسبات دولت ترامپ شکل گرفته است.
بیشتر بخوانید
وی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران هیچگاه، چه پیش از تحولات نظامی اخیر و چه پس از آن، اصل مذاکره را رد نکرده است، افزود: ایران همواره تأکید داشته که درهای دیپلماسی بسته نیست، اما آنچه برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت دارد، «مذاکره شرافتمندانه» است؛ مذاکرهای که در آن خواستهها و منافع ایران دیده شود و مذاکره به معنای تحمیل خواستهها و دیکته کردن مطالبات طرف مقابل نباشد.
کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی و منطقهای با تشریح عوامل مؤثر در شکلگیری شرایط جدید مذاکرات، گفت: نخستین عامل، اقدام آمریکا به ایجاد یک لشکرکشی نظامی در منطقه بود؛ اقدامی که با هدف نمایش قدرت و اعمال فشار بر ایران برای وادار کردن آن به مذاکره صورت گرفت. این اقدام در ظاهر قرار بود ایران را در موقعیت ضعف قرار دهد، اما در عمل چنین نتیجهای به همراه نداشت.
وی ادامه داد: واکنش جمهوری اسلامی ایران و آمادگیای که از خود نشان داد، شرایط خاصی را در منطقه ایجاد کرد. خاورمیانه منطقهای با ویژگیهای ژئوپلیتیکی منحصر به فرد است و قابل مقایسه با مناطقی مانند اطراف ونزوئلا یا سایر نقاط جهان نیست. این منطقه یکی از کانونهای اصلی تأثیرگذار در روابط بینالملل، بهویژه در حوزه اقتصاد و انرژی است.
باقری با تأکید بر اینکه منافع کشورهای متعدد و بازیگران بزرگ بینالمللی به تحولات این منطقه گره خورده است، تصریح کرد: کشورهای همسایه ایران بهعنوان ذینفعان اولیه هرگونه تحول در منطقه، بهطور جدی نسبت به افزایش تنشها نگران هستند. همچنین شرکتهای بزرگ و قدرتهای اقتصادی جهان نیز نسبت به هرگونه ناامنی در منطقهای که مسیر اصلی انتقال انرژی و نفت جهان محسوب میشود، حساسیت بالایی دارند.
وی خاطرنشان کرد: تقابل واکنشهای ایران با لشکرکشی آمریکا، خطر بروز ناامنی گسترده در منطقه را افزایش داد و همین مسئله باعث شد محاسبات جدیدی در سطح بینالمللی شکل بگیرد. در نتیجه، دیپلماسی تقویت شد و کشورهای مختلف برای میانجیگری و کاهش تنشها وارد عمل شدند. راهحل مشترک همه این تلاشها، بازگشت به مسیر مذاکره و دیپلماسی بود.
کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی و منطقهای با اشاره به عامل دوم در شکلگیری مذاکرات گفت: آمریکاییها نیز پس از مشاهده واکنشهای ایران، میزان استقامت، پایداری و صلابت جمهوری اسلامی را درک کردند. آنها تصور میکردند با تکیه بر فشار نظامی و تحولات داخلی ایران میتوانند با اهرم قویتری وارد مذاکره شوند، اما واقعیتهای میدانی محاسبات دولت ترامپ را تغییر داد.
وی افزود: پس از این تغییر محاسبات، آمریکا خود پیشقدم شد و از طریق ارسال پیامها و استفاده از میانجیهای مختلف، از جمله قطر و ترکیه، تلاش کرد مسیر مذاکرات را هموار کند. هرچند برخی کشورها انگیزه مستقلی برای میانجیگری داشتند، اما این روند عمدتاً با هدایت و فشار طرف آمریکایی دنبال شد.
باقری در پایان با اشاره به آینده مذاکرات تأکید کرد: نتایج این گفتوگوها به عوامل متعددی بستگی دارد؛ از جمله میزان تعدیل خواستهها، شرایط داخلی آمریکا، تحولات منطقهای و سطح اثرگذاری بازیگرانی مانند رژیم صهیونیستی و شخص نتانیاهو. به همین دلیل، مسیر مذاکرات میتواند با پیشرفت، توقف یا تغییر جهت همراه باشد و مجموعهای از عوامل پیشبینیپذیر و پیشبینیناپذیر در سرنوشت آن نقشآفرین خواهند بود.
انتهای خبر/

