logo
امروز : پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۸:۵۴
[ شناسه خبر : ۵۰۱۴۵ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 10 دقیقه ]
در گزارش موج‌رسا بررسی شد؛

انقلاب اسلامی، خاری همیشگی در چشم بدخواهان

انقلاب-اسلامی،-خاری-همیشگی-در-چشم-بدخواهان-
انقلاب اسلامی از همان آغاز، با تکیه بر استقلال‌خواهی و ایستادگی در برابر سلطه، به خاری همیشگی در چشم بدخواهان تبدیل شد، راکه این حرکت مردمی نشان داد می‌توان بدون وابستگی به قدرت‌های خارجی مسیر پیشرفت و عزت را طی کرد.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ دستاوردهای انقلاب در عرصه‌های مختلف علمی، دفاعی و اجتماعی، نه‌تنها پایه‌های خودباوری ملی را تقویت کرده است، بلکه دشمنان را وادار کرده با فشار، تحریم و جنگ روانی به مقابله برخیزند؛ تلاشی که بارها با هوشیاری مردم و استقامت کشور بی‌نتیجه مانده است.

بیشتر بخوانید

اغتشاشگران در کشور همواره تلاش کرده‌اند با ایجاد ناامنی و سیاه‌نمایی، مسیر پیشرفت را متوقف کنند، اما پیشرفت‌های انقلاب اسلامی در عرصه‌های علمی، سیاسی و اقتصادی نشان داده است که این حرکت ریشه‌دارتر از آن است که با هیاهو متزلزل شود.

همین دستاوردهاست که انقلاب را به خاری در چشم دشمنان تبدیل کرده‌اند و باعث شده فشارها و دشمنی‌ها هر روز شکل تازه‌تری به خود بگیرد.

در این راستا خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ میزگردی با محمدامین سلیمی، مسئول بسیج دانشگاه پیام نور زنجان، سیده مبینا موسوی مسئول مطالعات زنان و خانواده در حوزه دانشگاه پیام نور و فاطمه محمدی، مسئول جهادی حوزه خواهران دانشگاه پیام نور زنجان ترتیب داده است که شما را به مطالعه آن دعوت می‌کنیم.

 

تحولات اخیر در کشور چه تفاوتی با اعتراضات اجتماعی متعارف دارد؟

سلیمی با بیان اینکه الگوی رفتارها، نوع اهداف انتخاب‌شده و گستره تخریب نشان می‌دهد که بخشی از تحرکات اخیر از منطق اعتراض صنفی یا معیشتی فاصله گرفته و به سمت اقدامات هدفمند علیه نمادهای اجتماعی و مذهبی حرکت کرده است، اظهار کرد: تحولات اخیر از نظر ماهیت و الگوی بروز، تفاوت‌های معناداری با اعتراضات اجتماعی متعارف دارد. اعتراضات اجتماعی معمولاً ریشه در مطالبات مشخص اقتصادی، صنفی یا اجتماعی دارند، دارای خواسته‌های شفاف‌اند و اغلب در چارچوب‌های قابل پیش‌بینی شکل می‌گیرند.

وی ادامه داد: در مقابل، تحولات اخیر بیش‌تر فاقد رهبری مشخص، مطالبات منسجم و مسیر روشن برای تحقق خواسته‌ها بوده و به‌جای تمرکز بر اصلاح یا مطالبه‌گری، به‌سرعت به رفتارهای هیجانی و بعضاً خشونت‌آمیز سوق داده شده است.

موسوی با اشاره به اینکه تفاوت مهم دیگر، نقش پررنگ عوامل بیرونی و جنگ شناختی در تحولات اخیر است، ادامه داد: در اعتراضات متعارف، کنش اصلی در درون جامعه و بر اساس تجربه زیسته شهروندان شکل می‌گیرد، اما در تحولات اخیر شاهد استفاده گسترده از شبکه‌های رسانه‌ای خارجی، عملیات روانی، روایت‌سازی هدفمند و بزرگ‌نمایی بحران‌ها هستیم.

وی گفت: این مداخله رسانه‌ای تلاش کرده اعتراض را از یک مسئله اجتماعی داخلی به ابزاری برای فشار سیاسی و تضعیف انسجام ملی تبدیل کند.

محمدی با تأکید بر اینکه از منظر امنیتی و سیاسی نیز، تحولات اخیر بیش‌تر به سمت بی‌ثبات‌سازی حرکت کرده است تا اصلاح‌گری. در حالی‌ که اعتراض اجتماعی متعارف معمولاً با هدف بهبود شرایط و گفتگو با حاکمیت شکل می‌گیرد، افزود: در این تحولات نشانه‌هایی از نفی کامل ساختارها، تخریب نمادها و ایجاد شکاف اجتماعی دیده می‌شود.

وی گفت: این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که تحولات اخیر را نمی‌توان صرفاً در چارچوب اعتراضات اجتماعی کلاسیک تحلیل کرد، بلکه نیازمند نگاهی ترکیبی از تحلیل اجتماعی، رسانه‌ای و امنیتی است.

 

رخدادهای شب هجدهم دی‌ماه چه پیامدهای سیاسی به‌دنبال داشت؟

محمدی با بیان اینکه این رخداد نشان داد که بخشی از تحرکات شکل‌گرفته، صرفاً در چارچوب اعتراض مدنی و مطالبات اقتصادی قابل تعریف نیست و ابعاد سازمان‌یافته و هدفمند دارد، بیان کرد: هدف قرار گرفتن مساجد و اموال عمومی بیانگر ورود به پروژه‌ای فراتر از اعتراض اجتماعی و در راستای بی‌ثبات‌سازی است.

وی ادامه داد: این رخداد نشان داد که تحولات اخیر تفاوت روشنی با اعتراضات اجتماعی معمول دارد. در این وقایع، برخلاف اعتراضات متعارف، خواسته مشخص و روشنی مطرح نشد و رفتارها بیش‌تر حالت پراکنده و هیجانی داشت.

موسوی با اشاره به اینکه این موضوع برای تحلیل سیاسی به این معناست که هدف اصلی، پیگیری یک مطالبه اجتماعی مشخص نبود، بلکه بیش‌تر ایجاد فضای تنش و ناآرامی دنبال می‌شد، ابراز کرد: نقش پررنگ فضای مجازی و رسانه‌ها در شکل‌گیری و گسترش این رخدادهاست.

سلیمی افزود: اتفاقاتی که در میدان محدود بود، در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت بزرگ‌نمایی شد و تصویری گسترده‌تر از واقعیت به افکار عمومی منتقل کرد. این مسئله نشان می‌دهد که امروز تحولات سیاسی فقط در خیابان رخ نمی‌دهد، بلکه در ذهن و احساس مردم نیز شکل می‌گیرد.

وی با بیان اینکه پیام این رخدادها برای تحلیل سیاسی این است که مدیریت چنین تحولاتى صرفاً با اقدامات میدانی امکان‌پذیر نیست، ادامه داد: گفتگوی مؤثر با جامعه، توضیح شفاف واقعیت‌ها و پاسخ به نگرانی‌های مردم نقش مهمی در کاهش تنش دارد. بی‌توجهی به این ابعاد می‌تواند زمینه تکرار چنین اتفاقاتی را فراهم کند، حتی اگر اثرگذاری میدانی آن‌ها محدود باشد.

 

چرا تخریب سرمایه اجتماعی خطرناک است؟

سلیمی با بیان اینکه سرمایه اجتماعی پشتوانه اعتماد، مشارکت و همکاری عمومی است و تضعیف آن، توان جامعه برای عبور از بحران‌ها را به‌شدت کاهش می‌دهد، بیان کرد: تخریب سرمایه اجتماعی یکی از خطرناک‌ترین تهدیدها برای هر جامعه‌ای است، چون سرمایه اجتماعی در واقع اعتماد، همکاری و همبستگی بین مردم و نهادهای اجتماعی و دولتی است.

وی گفت: وقتی این اعتماد از بین می‌رود، مردم نسبت به هم و نسبت به حکومت دچار بی‌اعتمادی می‌شوند و ارتباطات سالم اجتماعی کاهش پیدا می‌کند.

مسئول بسیج دانشگاه پیام نور زنجان اضافه کرد: این بی‌اعتمادی باعث می‌شود که جامعه برای حل مسائل مشترک دچار مشکل شود و افراد کم‌تر حاضر به مشارکت در فعالیت‌های جمعی و کمک به یکدیگر شوند.

موسوی با تأکید بر اینکه از منظر سیاسی، کاهش سرمایه اجتماعی می‌تواند ثبات کشور را تهدید کند، بیان کرد: وقتی مردم به یکدیگر یا به نهادهای دولتی اعتماد نداشته باشند، هر تصمیم یا اقدام حکومت با شک و تردید مواجه می‌شود و مخالفت‌ها سریع‌تر شکل می‌گیرد.

وی افزود: دشمنان داخلی و خارجی می‌توانند از این ضعف استفاده کنند و با بزرگ‌نمایی مشکلات، جامعه را دچار تفرقه و آشوب کنند. به همین دلیل، حفظ سرمایه اجتماعی نقش کلیدی در امنیت و پایداری سیاسی دارد.

مسئول مطالعات زنان در خانواده در حوزه دانشگاه پیام نور زنجان بیان کرد: تخریب سرمایه اجتماعی همچنین توسعه و پیشرفت کشور را کند می‌کند. اعتماد و همکاری مردم باعث می‌شود تصمیمات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بهتر اجرا شوند و پروژه‌ها سریع‌تر پیش بروند. 

محمدی ادامه داد: وقتی سرمایه اجتماعی کم شود، همکاری‌ها ضعیف می‌شوند، سرمایه‌گذاری‌ها کاهش پیدا می‌کند و مردم کم‌تر حاضرند قوانین و مقررات را رعایت کنند. به زبان ساده، جامعه‌ای که سرمایه اجتماعی قوی دارد، هم متحدتر است، هم مشکلاتش راحت‌تر حل می‌شود و هم در برابر فشارها و بحران‌ها مقاوم‌تر است.

 

چرا حفظ انسجام اجتماعی یک ضرورت ملی است؟

 محمدی با بیان اینکه از منظر سیاسی، وحدت و انسجام اجتماعی مهم‌ترین عامل افزایش قدرت چانه‌زنی کشور در برابر فشارهای خارجی است، بیان کرد: دشمنان ایران آگاه‌اند که تضعیف وحدت داخلی، هزینه‌های کشور را افزایش می‌دهد؛ ازاین‌رو، هوشیاری عمومی، گفتگوی ملی و پیگیری مطالبات از مسیرهای قانونی، نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ ثبات و تداوم مسیر پیشرفت دارد.

وی با اشاره به اینکه انسجام اجتماعی، یعنی وحدت و همبستگی میان مردم یک کشور، پایه و ستون ثبات ملی است، ادامه داد: وقتی مردم با هم همدل باشند و اهداف مشترک داشته باشند، جامعه قوی و مقاوم می‌شود. برعکس، اگر اختلافات و تفرقه افزایش یابد، دشمنان داخلی و خارجی می‌توانند از این شکاف‌ها سوءاستفاده کنند و امنیت و آرامش کشور را تهدید کنند.

مسئول حوزه جهادی حوزه دانشگاه پیام نور زنجان گفت: حفظ انسجام اجتماعی یک ضرورت سیاسی است، زیرا دولت بدون حمایت و اعتماد مردم نمی‌تواند تصمیمات مهم را به‌درستی اجرا کند.

سلیمی با اشاره به اینکه سیاستمداران و مدیران کشور تنها زمانی موفق هستند که مردم احساس کنند همه در یک مسیر حرکت می‌کنند و منافع ملی بر منافع فردی یا گروهی اولویت دارد، ابراز کرد:

انسجام اجتماعی موجب تقویت هویت ملی می‌شود. 

وی با تأکید بر اینکه وقتی مردم احساس تعلق به کشور خود داشته باشند و ارزش‌های مشترک را محترم بشمارند، قدرت دفاع از وطن و مقاومت در برابر تهدیدها بیش‌تر می‌شود، ادامه داد: این اتحاد، فراتر از مرزهای سیاسی و اقتصادی، نوعی سرمایه اجتماعی است که هر جامعه‌ای به آن نیاز دارد.

مسئول بسیج دانشگاه پیام نور زنجان ادامه داد: تفرقه و اختلاف اجتماعی، بذر نارضایتی و بی‌اعتمادی را می‌کارد. وقتی مردم به یکدیگر اعتماد نداشته باشند، سیاست‌های دولت ناکارآمد می‌شود و فساد و سوءمدیریت رشد می‌کند.

موسوی ابراز کرد: انسجام اجتماعی نه تنها یک ضرورت اخلاقی، بلکه یک ضرورت سیاسی و امنیتی است که سلامت جامعه را تضمین می‌کند.

وی با بیان اینکه حفظ وحدت و همبستگی به معنای احترام به تنوع و تفاوت‌هاست، بیان کرد: هرچند مردم ممکن است عقاید و دیدگاه‌های مختلفی داشته باشند، اما وقتی اصل همکاری و منافع ملی بر اختلافات فردی یا حزبی مقدم شود، جامعه می‌تواند با قدرت بیش‌تری به توسعه اقتصادی و سیاسی برسد.

مسئول مطالعات زنان و خانواده در حوزه دانشگاه پیام نور زنجان ادامه داد: انسجام اجتماعی ستون اصلی اقتدار ملی است. کشوری که مردمش متحد و همدل باشند، نه تنها در برابر بحران‌ها و چالش‌ها مقاوم است، بلکه قادر است نقش مؤثری در منطقه و جهان ایفا کند.

 

چرا دشمنان نمی‌توانند عظمت و دستاوردهای انقلاب ما را ببینند و همیشه آن را کوچک می‌شمارند؟

موسوی با بیان اینکه دشمنان انقلاب اغلب دستاوردهای کشور را نمی‌بینند، زیرا نگاهشان مبتنی بر منافع خود و تحریف واقعیت است، بیان کرد: آن‌ها موفقیت‌های علمی، اقتصادی و اجتماعی کشور را با معیارهای خود می‌سنجند و از آنجا که این دستاوردها برخلاف منافع یا تصورشان از ایران است، آن‌ها را کوچک یا نادیده می‌گیرند. به عبارت دیگر، دیدگاه آن‌ها محدود به مقاصد سیاسی و تبلیغاتی است و واقعیت‌های ملموس و موفقیت‌های ملی را تحریف می‌کنند.

سلیمی با تأکید بر اینکه یکی دیگر از دلایل نادیده گرفتن دستاوردها، پیچیدگی و گستردگی این موفقیت‌هاست، اضافه کرد: انقلاب تنها تغییرات سیاسی ایجاد نکرد، بلکه ساختارهای علمی، فرهنگی و اجتماعی را نیز متحول کرد. بسیاری از این پیشرفت‌ها مانند ارتقاء سطح آموزش، فناوری‌های بومی، خودکفایی در حوزه‌های حیاتی و رشد مشارکت مردمی، برای کسانی که نگاه سطحی یا یک‌جانبه دارند، قابل مشاهده نیست و در نتیجه اثر واقعی آن‌ها نادیده گرفته می‌شود.

محمدی با تأکید بر اینکه دشمنان نمی‌توانند عظمت انقلاب را ببینند، زیرا این دستاوردها ریشه در وحدت و همبستگی مردم دارد. وقتی یک ملت با باورهای مشترک، اراده و عزت نفس خود را حفظ می‌کند، موفقیت‌ها شکل می‌گیرند و این موفقیت‌ها تنها در قالب قدرت ملی و اقتدار اجتماعی ملموس می‌شوند، گفت: از آنجا که دشمنان نمی‌توانند روحیه ملی و همدلی مردم را درک کنند، دستاوردهای واقعی انقلاب برای آن‌ها نامرئی باقی می‌ماند.

 

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر