به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ شرایطی را در زمان ثبتنام داوطلبان شرکت در انتخابات شوراهای شهر سپری میکنیم که زیرساختهای اطلاعات و فناوری به دلایل بحران و مسایل امنیتی مسدود بوده تا حدی که تا روزهای اخر ثبتنام امکان ارسال پیامک هم وجود نداشت.
بیشتر بخوانید
ناراحتی از مسائل اقتصادی و گرانی و معیشتی از یک طرف و دلسردی شدید از عدم دستاوردهای مناسب و درخور توجه توسط شوراهای شهر همگی دست به دست هم داده تا کار به روزهای آخر مهلت زمانی کشید.
مشکلات شدید فضای مجازی از جمله کندی اینترنت برای ثبتنام افراد نیز مزید علت شد تا جایی که مهلت ثبتنام یک روز تمدید شود.
با این وجود برخلاف دورههای قبل که سیل التماس دعاها از طرف نامزدها و پدرخواندههای آنها در دعوت به مجالس شام و ناهار و تطمیع و حتی تهدید و قسم دادن و فحش دادن !! برای اصرار به رأی دادن به افراد مطلوب آنها، این دوره شرایط به گونهای شد که دلسوزان شهر روزهای آخر بیش از ۲۰ ساعت با تلفن به تمام افرادی که لایق میدانستند تماس گرفته و حتی التماس کردند که ثبتنام کنند ولی باز آنچنان که باید شاید دعوتها اجابت نشد.
در تفاوت پدرخواندهها با معتمدان و دلسوزان واقعی شهرها و در کل دنیا همین بس که پدرخواندهها برای منافع شخصی و لفت و لیست و شستن نجاستهای کارهای خود بخصوص در موارد تجاری و عمرانی و هر فعالیت پولساز دیگر با هزینه کرد و بریز و بپاش، دست به تهیه لیستها، تیمسازی و تغییر سرنوشت انتخابها میکنند.
ولی بزرگان دلسوز و معتمدان و ریشسپیدان پیر و جوان برای مصلحتاندیشی و عاقبت به خیری سرنوشت مردم و با از خودگذشتگی و خرج مال و آبروی خود به امیدآفرینی و تشویق نخبگان برای نامزد شدن و دعوت مردم به رأی دادن و افزایش مشارکت مردمی اقدام میکنند.
اینکه کدام یک موفق بودند و هستند و خواهند بود، تاریخ گواه خوبی برای آن است و هماکنون نیز قابل مشاهده است و ظاهراً این تقابل خیر و شر از ابتدای خلقت شیطان لعین رجیم بوده و تا ازل ادامه خواهد داشت.
اما آنچه در حال حاضر اهمیت دارد، بیداری نخبگان و دلسوزان شهر و کشور در این دوران است. اگر در این فرصت اندک از اعتبار و آبروی خود مایه نگذارند و به صحنه نیایید و شورای شهر آینده موجب سرافکندی و شرمساری و عقب افتادن کل شهر ولو ترقی ظاهری یک محله باشد، ناامیدی کلی که در عموم مردم به وجود میآید، مقصر همین معتمدان دلسوز و پاکدست هستند که سرموقع وارد میدان نشدند!
واقعیت این است که تحت هر شرایطی فعالیتهای جاری شهر همانند حمل و نقل و ترافیک و مدیریت پسماند و بهداشت محیط و فضای سبز جزو لازمه شهرها در تمام دورانها و زمانها و شرایط است.
هر چقدر هم مشکلات همانند گرانی باشد، فرد بیمار نیاز به پزشک و دارو دارد، شهر نیاز به امنیت و بهداشت و پاکیزگی و ترافیک روان دارند و خرید و فروش مایحتاج ضروری مردم نیاز اولیه شهرهاست.
بدانیم و درک کنیم که شورای شهر فرزند شهروندان و ساخته و پرداخته و منتخب خود مردم هستند و فارغ از اشخاص، خود شورای شهر به عنوان شخصیت حقوقی، اگر خوب یا بد است و هرچه هست، توسط همین مردم درست شده و اگر نقدی وجود دارد که البته است، متوجه خود شهروندان است!
آمدن یا نیامدن پای صندوقهای رأی، نامزد شدن یا نشدن افراد لایق، دعوت یا عدم دعوت از نخبگان برای نامزد شدن، دیدگاههای افراطی ناسیونالیستی از روی جهل و نادانی یا نگاه جامع به تمام محلات شهر همگی در سطح کیفی شورای شهر و میران خدمات آنها نقش مؤثر و مستقیمی دارد.
اگر فرزندی داشته باشید که نالایق، ناتوان، بدونمهارت، بیسواد و تحصیلات، فاسد، بیادب و تربیت باشد شما مقصر اصلی هستید! هرچند محیط هم در تربیت مؤثر است، اما چون فرزند شماست و مسئولیت به دنیا آوردن و وظيفه تربیت آن با شما بوده و شما کمکاری کردید، نه کس دیگر!
چه بخواهیم و چه نخواهیم، کسی بايد زیر پای ما را در شهر جارو کند و زبالهها را جمع کند، چه خوشمان بیاید یا نه وقتی عمر تمام شد سازمانی در شهر وجود دارد که کفن و دفن ما را متقبل شود، در هر دوره و زمان نیاز به پارک و فضای سبز داریم، در هر شرایطی نیاز داریم ترافیک روان و معابر با آسفالت و جدول مناسب داشته باشیم.
پس کدام پدر و مادر است که برای تربیت کودک و فرزند خود قهر کند یا برای پاکیزگی و بهداشت خانه خود اقدام نکند؟!
تفاوت بزرگی بین شورای شهر با موارد کاملا سیاسی نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری است و اصلا شورای شهر سیاسی نیست! و یک مسئله کاملاً اجتماعی و خدماتی و فرهنگی است!
پدران و مادران دلسوز و فهیم شهرها هرگز و در هیچ شرایطی، فرزندان خود را رها نمیکنند!
باید مردم بدین سطح از آگاهی برسند که
صاحب شهر فقط خودشان هستند
و شهر بهدست مردم اداره میشود!
مردمی بودن یعنی همین!
بهزاد آهنگری، کارشناس مدیریت شهری
انتهای خبر/

