به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ اغتشاشات اخیر، هنوز «اجتماعی» نشدهاند؛ کسانیکه با آنها موجهایم، یا نیروهای گروهکی هستند که بهصورت سازماندهی مستقیم، وارد میدان شدهاند؛ یا اراذل و اوباشِ اجیرشده هستند که برای معیشت، فریاد نمیزنند بلکه معیشتشان در فریاد زدن است، چون پول گرفتهاند تا در خیابان اغتشاش کنند؛ یا تعدادی هیجانزده و تحریکشدۀ احمق هستند که نمیفهمند دستاویز و سپر بلا واقع شدهاند.
بیشتر بخوانید
این «ترکیب ساختگی»، مردمی نیست و راه به جایی نمیبرد. حاکمیّت، بهراحتی و به گونهای مشروع میتواند این ترکیب دشمنساخته را هدف قرار بدهد و آن را حذف کند. به بیان دیگر، اغتشاش در مرحلۀ «گروهکی» مانده و هنوز، «اجتماعی» نشده است. لایههایی نیز که با آنها همراهی میکنند، برآیند «کلّیّت جامعه» نیستند، بلکه یک بُرش بسیار ناچیز و نامعرِّف به شمار میآیند. باید مسأله را در قالب جامع آن دید، نه تکهای و باریکهای. ما با یک جامعۀ ۹۰ میلیونی روبرو هستیم که با چندصد نفر، یا چند هزار نفر، و حتی با چند میلیون نفر نمیتوان دربارهاش قضاوت کرد. این اعداد و کمّیّتها، «تعمیمپذیر» و «برآیندی» نیستند و خواست و ارادۀ تمامیّت یا وجه غالب جامعه را روایت نمیکنند.
۲. جامعه از لحاظ اقتصادی، در وضع انقباضی است و شوکهای تورمیِ بعدی نیز بر نارضاریتی آن خواهد افزود. در اینجاست که ممکن است اعتراضهای خیابانی شکل بگیرد و «جامعه» در خیابان، درگیر شود. این لحظه، لحظۀ «اجتماعیشدنِ» اغتشاش کور و وحشیِ کنونی است. اگر چنین شود، همۀ اعتراضهای «درونساختاری» و «غیرسیاسی»، مصادرهبهمطلوب خواهند شد و مرز میان اغتشاش و اعتراض از دست خواهد رفت.
جریان اغتشاش، آشکارا دچار «فقر کمّیّت» است و میخواهد جامعه را با خود همراه سازد؛ میخواهد «اغتشاش گروهکی» را به «اغتشاش اجتماعی» تبدیل کند تا ماجرای سوریه در ایران تکرار شود. هدفِ نهانشده، هرگز اقتصاد و معیشت و نان و سفره نیست، بلکه برچیدن بنیان حاکمیّت و براندازی سیاسی از طریق تولید اغتشاش اجتماعی است.
در جنگ ۱۲ روزه، قصد داشتند جنگ نظامی، به مقدّمهای برای اغتشاش اجتماعی تبدیل بشود و به این واسطه، جنگ وجودیِ تمامعیار به راه اندازند و جمهوری اسلامی را به نقطۀ پایان برسانند. اینبار، داستان معکوس شده است؛ میخواهند ابتدا «اغتشاش اجتماعی» بیافرییند و آنگاه «حملۀ نظامی» کنند. در واقع، اغتشاش اجتماعی بهمثابه «مقدّمۀ ضروری» و «زمینۀ مولّد» تصوّر شده است که میتواند هم حملۀ نظامی را موجّه و معقول نمایش بدهد و هم آن را مؤثّر گرداند. میدانند که جمهوری اسلامی با جنگ نظامی، پایان نیافت و نخواهد یافت، اما اگر در «درون جامعۀ ایران»، تنش و تضاد پدید بیاید و جامعه در برابر حاکمیّت قرار بگیرد و انگیزه و جسارتِ مواجهۀ خیابانی بیابد، آنگاه یک حملۀ نظامیِ غافلگیرانه و هوشمندانه، چهبسا معادله را تغییر خواهد داد.
۳. پس مسأله عمده و تعیینکننده این است که چه کنیم اغتشاش گروهکی، اجتماعی نشود و مردم، فاصلۀ خود را با آن حفظ کنند. در اینجا، باید به سراغ واقعیّت رفت؛ «شوکهای تورمی» که محتمل هستند و هنوز از راه نرسیدهاند. این نوسانها و تکانهها، اغتشاش ایجاد میکنند و تقابل فراگیر میآفرینند. باید از تکوین چنین وضعی جلوگیری کرد. نباید مجال داد که اغتشاش گروهکی، حلقۀ وصل به جامعه بیابد و مردم را از آنِ خود کند.
تلخی و دشواری معیشت، جامعه را عصبی کرده و چنانچه شوکهای تورمیِ بعدی از راه برسند، جامعه، عصبیتر نیز خواهد شد. پس باید در برابر امّالفساد ایستاد؛ شوکهای تورمی که قدرت خرید را از مردم میستاند و ارزش پول ملّی را خاکستر میکنند. تولید این لحظه، تولید موقعیّت و امکانِ عینی برای اغتشاش اجتماعی است. باید به جامعه فهماند که ما در «وضع جنگی» به سر میبریم و اغتشاش و حتی اعتراض خیابانی، هیچ گشایشی را در پی نخواهد داشت، جز اینکه بهمثابۀ مقدّمۀ وقوع جنگ، عمل خواهد کرد. این هشدار، تبلیغی و تصنّعی نیست؛ چنانکه دشمن هم در حال سازماندهی نیروهای نفوذی و اجیرشدۀ خویش است و هم در کمین نشسته و آرایش جنگی به خود گرفته است.
ما از جنگ، هیچ هراسی به دل نداریم و در قاموس شهادت، واژۀ ترس راه ندارد، اما مسأله این است که نباید به دست خویش، اغتشاش را بهعنوان یک «امکان اجتماعی»، در اختیار دشمن نهاد. ثبات و آرامش و اطمینان اقتصادی، اکنون به معنی شکست مطلقِ حملۀ نظامی و طرح براندازی است. دشمن، هیچ مجال و میدان دیگری در اختیار ندارد و تنها به این گزینه، دلبسته است. اگر این گذار اقتصادی نارواست، باید بیدرنگ آن را متوقف کرد، و اگر رواست، باید همۀ تبعات و پیامدهای آن را تدبیر کرد.
انتهای خبر/

