logo
امروز : سه شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۰۷
[ شناسه خبر : ۴۹۸۰۷ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 4 دقیقه ]
یادداشت؛

از خیابان تا جنگ

از-خیابان-تا-جنگ
نباید به دست خویش، اغتشاش را به‌عنوان یک «امکان اجتماعی»، در اختیار دشمن نهاد. ثبات و آرامش و اطمینان اقتصادی، اکنون به معنی شکست مطلقِ حملۀ نظامی و طرح براندازی است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ اغتشاشات اخیر، هنوز «اجتماعی» نشده‌اند؛ کسانی‌که با آنها موجه‌ایم، یا نیروهای گروهکی هستند که به‌صورت سازمان‌دهی مستقیم، وارد میدان شده‌اند؛ یا اراذل و اوباشِ اجیرشده هستند که برای معیشت، فریاد نمی‌زنند بلکه معیشت‌شان در فریاد زدن است، چون پول گرفته‌اند تا در خیابان اغتشاش کنند؛ یا تعدادی هیجان‌زده و تحریک‌شدۀ احمق هستند که نمی‌فهمند دستاویز و سپر بلا واقع شده‌اند.

بیشتر بخوانید

این «ترکیب ساختگی»، مردمی نیست و راه به جایی نمی‌برد. حاکمیّت، به‌راحتی و به گونه‌ای مشروع می‌تواند این ترکیب دشمن‌ساخته را هدف قرار بدهد و آن را حذف کند. به بیان دیگر، اغتشاش در مرحلۀ «گروهکی» مانده و هنوز، «اجتماعی» نشده است. لایه‌هایی نیز که با آنها همراهی می‌کنند، برآیند «کلّیّت جامعه» نیستند، بلکه یک بُرش بسیار ناچیز و نامعرِّف به شمار می‌آیند. باید مسأله را در قالب جامع آن دید، نه تکه‌ای و باریکه‌ای. ما با یک جامعۀ ۹۰ میلیونی روبرو هستیم که با چندصد نفر، یا چند هزار نفر، و حتی با چند میلیون نفر نمی‌توان درباره‌اش قضاوت کرد. این اعداد و کمّیّت‌ها، «تعمیم‌پذیر» و «برآیندی» نیستند و خواست و ارادۀ تمامیّت یا وجه غالب جامعه را روایت نمی‌کنند.

۲. جامعه از لحاظ اقتصادی، در وضع انقباضی است و شوک‌های تورمیِ بعدی نیز بر نارضاریتی آن خواهد افزود. در اینجاست که ممکن است اعتراض‌های خیابانی شکل بگیرد و «جامعه» در خیابان، درگیر شود. این لحظه، لحظۀ «اجتماعی‌شدنِ» اغتشاش کور و وحشی‌ِ کنونی است. اگر چنین شود، همۀ اعتراض‌های «درون‌ساختاری» و «غیرسیاسی»، مصادره‌به‌مطلوب خواهند شد و مرز میان اغتشاش و اعتراض از دست خواهد رفت.

جریان اغتشاش، آشکارا دچار «فقر کمّیّت» است و می‌خواهد جامعه را با خود همراه سازد؛ می‌خواهد «اغتشاش گروهکی» را به «اغتشاش اجتماعی» تبدیل کند تا ماجرای سوریه در ایران تکرار شود. هدفِ نهان‌شده، هرگز اقتصاد و معیشت و نان و سفره نیست، بلکه برچیدن بنیان حاکمیّت و براندازی سیاسی از طریق تولید اغتشاش اجتماعی است.

در جنگ ۱۲ روزه، قصد داشتند جنگ نظامی، به مقدّمه‌ای برای اغتشاش اجتماعی تبدیل بشود و به این واسطه، جنگ وجودیِ تمام‌عیار به راه اندازند و جمهوری اسلامی را به نقطۀ پایان برسانند. این‌بار، داستان معکوس شده است؛ می‌خواهند ابتدا «اغتشاش اجتماعی» بیافرییند و آن‌گاه «حملۀ نظامی» کنند. در واقع، اغتشاش اجتماعی به‌مثابه «مقدّمۀ ضروری» و «زمینۀ مولّد» تصوّر شده است که می‌تواند هم حملۀ نظامی را موجّه و معقول نمایش بدهد و هم آن را مؤثّر گرداند. می‌دانند که جمهوری اسلامی با جنگ نظامی، پایان نیافت و نخواهد یافت، اما اگر در «درون جامعۀ ایران»، تنش و تضاد پدید بیاید و جامعه در برابر حاکمیّت قرار بگیرد و انگیزه و جسارتِ مواجهۀ خیابانی بیابد، آن‌گاه یک حملۀ نظامیِ غافل‌گیرانه و هوشمندانه، چه‌بسا معادله را تغییر خواهد داد.

۳. پس مسأله عمده و تعیین‌کننده این است که چه کنیم اغتشاش گروهکی، اجتماعی نشود و مردم، فاصلۀ خود را با آن حفظ کنند. در اینجا، باید به سراغ واقعیّت رفت؛ «شوک‌های تورمی» که محتمل هستند و هنوز از راه نرسیده‌اند. این نوسان‌ها و تکانه‌ها، اغتشاش ایجاد می‌کنند و تقابل فراگیر می‌آفرینند. باید از تکوین چنین وضعی جلوگیری کرد. نباید مجال داد که اغتشاش گروهکی، حلقۀ وصل به جامعه بیابد و مردم را از آنِ خود کند.

تلخی و دشواری معیشت، جامعه را عصبی کرده و چنانچه شوک‌های تورمیِ بعدی از راه برسند، جامعه، عصبی‌تر نیز خواهد شد. پس باید در برابر امّ‌الفساد ایستاد؛ شوک‌های تورمی که قدرت خرید را از مردم می‌ستاند و ارزش پول ملّی را خاکستر می‌کنند. تولید این لحظه، تولید موقعیّت و امکانِ عینی برای اغتشاش اجتماعی است. باید به جامعه فهماند که ما در «وضع جنگی» به سر می‌بریم و اغتشاش و حتی اعتراض خیابانی، هیچ گشایشی را در پی نخواهد داشت، جز این‌که به‌مثابۀ مقدّمۀ وقوع جنگ، عمل خواهد کرد. این هشدار، تبلیغی و تصنّعی نیست؛ چنان‌که دشمن هم در حال سازمان‌دهی نیروهای نفوذی و اجیرشدۀ خویش است و هم در کمین نشسته و آرایش جنگی به خود گرفته است.

ما از جنگ، هیچ هراسی به دل نداریم و در قاموس شهادت، واژۀ ترس راه ندارد، اما مسأله این است که نباید به دست خویش، اغتشاش را به‌عنوان یک «امکان اجتماعی»، در اختیار دشمن نهاد. ثبات و آرامش و اطمینان اقتصادی، اکنون به معنی شکست مطلقِ حملۀ نظامی و طرح براندازی است. دشمن، هیچ مجال و میدان دیگری در اختیار ندارد و تنها به این گزینه، دل‌بسته است. اگر این گذار اقتصادی نارواست، باید بی‌درنگ آن را متوقف کرد، و اگر رواست، باید همۀ تبعات و پیامدهای آن را تدبیر کرد.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر