حجاب کنترل فعالانه در ارتباطات غیرکلامی
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ در این نوشتار سعی داریم تا با رویکردی تحلیلی بررسی لایههای مختلف مفهوم عفاف و حجاب و پیامدهای آن در حوزه فردیت و شخصیت انسان، بهصورت نظاممند بپردازیم.
بیشتر بخوانید
در تحلیل این موضوع، میتوان به چند بُعد کلیدی اشاره کرد:
از منظر روانشناختی میتوان گفت:
عفاف به دنبال خود مرزهای سالم را میسازد، ازینرو عفاف و حجاب را میتوان نوعی تعیین مرز فیزیکی و روانی در مواجهه با محیط اجتماعی دانست.
این مرزبندی سالم، به فرد کمک میکند تا خود را از دیگری تمایز بخشد و از هجوم محرکهای ناخواسته و بالقوه آزاردهنده در امان بماند.
این امر منجر به کاهش اضطراب، افزایش احساس امنیت و تقویت حفظ حریم شخصی میشود.
عفاف و حجاب، جا به جایی کانون ارزشگذاری را به دنبال دارد، این پدیده، مکانیزمی برای انتقال کانون توجه و ارزشگذاری از ویژگیهای صرفاً جسمانی و ظاهری (که عموماً مقطعی و قابل قیاس هستند) به سمت ویژگیهای پایدار درونی مانند دانش، خلاقیت، اخلاق و مهارتها است.
این جا به جایی، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری عزت نفس مبتنی بر شایستگی به جای عزت نفس وابسته به ظاهر دارد.
با عفتورزی خویشتنداری به مثابه مهارت نمود می یابد و تقویت فضیلت عفاف، در عمل به تقویت مهارت خویشتنداری منجر میشود.
این مهارت که از مؤلفههای هوش هیجانی محسوب میشود، فرد را قادر میسازد تا تکانهها، احساسات و رفتارهای خود را در جهت اهداف بلندمدتتر مدیریت کند، تقویت این مهارت، آثار مثبت خود را در همه عرصههای زندگی فرد نشان میدهد.
از لحاظ جامعهشناختی و ارتباطی میتوان، کنترل پیامهای ارتباطی را از آثار عفاف و حجاب دانست در نظریههای ارتباطات، پوشش یکی از اشکال مهم ارتباط غیرکلامی است.
حجاب و پوشش عفیفانه را میتوان نوعی کنترل فعالانه پیام تفسیر کرد که در آن فرد تلاش میکند محتوای پیام ارسالی خود را از محور جنسیت و جذابیتهای فیزیکی، به سمت سایر ابعاد هویتی خود تغییر دهد.
این امر، زمینه تعاملات اجتماعی را به سمت محتوای عمیقتر سوق میدهد.
مقاومت در برابر جریان مسلط از دیگر اثر فردی در حوزه ارتباطات در جوامع ولنگار است.
در بافت جوامعی که رسانهها و گفتمان مسلط، بدن زنانه را به مثابه کالایی برای مصرف و نمایش به تصویر میکشند، انتخاب آگاهانه عفاف و حجاب میتواند شکلی از مقاومت فرهنگی و اعلام استقلال از این گفتمان باشد. این عمل، نوعی خودمختاری و بازپسگیری حق تعریف از خویشتن را به نمایش میگذارد.
و در نگاه آخر یعنی، فلسفی - اخلاقی، عفاف و حجاب رابطه خود و بدن را تبیین میکند، در مبانی فلسفی، عفاف پاسخی است به این پرسش اساسی: رابطه من با بدنم چیست؟ آیا بدن، ابزاری برای تحقق اهداف بیرونی (مانند جلب توجه، کسب منزلت اجتماعی) است یا جزئی جداییناپذیر از خود که باید در جهت تعالی کلّ شخصیت، از آن محافظت و مراقبت کرد؟ عفاف، نگرش دوم را تقویت میکند و با ابزارانگاری بدن مخالف است.
اخلاق فضیلتمحور: از منظر اخلاق فضیلتگرا، عفاف یک فضیلت محسوب میشود؛ یعنی یک ملکۀ نفسانی پایدار که باعث میشود فرد در مواجهه با غرایز و موقعیتهای مختلف، به صورت اعتدالی و متناسب عمل کند پرورش این فضیلت، به ساختن شخصیتی متعادل و منسجم کمک شایانی میکند.
در یک نگاه کلی،میتوان گفت عفاف و حجاب بهعنوان یک پروژه خودسازی، عمل میکند که در آن فرد با اختیار و آگاهی، مجموعهای از محدودیتهای ظاهری را میپذیرد تا به اهدافی والاتر و درونیتر دست پیدا کند، اهدافی مانند آرامش روانی، عمق بخشیدن به روابط انسانی، تمرکز بر رشد قابلیتهای ذهنی و اخلاقی، و نهایتاً تحقق بخشیدن به تصویر مطلوب خویشتن بر مبنای نظام ارزشی برگزیده. موفقیت این پروژه، وابسته به درک عمیق، انتخاب آزادانه و همراهی با سایر مؤلفههای رشد شخصیت است.
نویسنده: زهرا حاتمی، مدرس حوزه و دانشگاه
انتهای خبر/

