logo
امروز : شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۴۰
[ شناسه خبر : ۴۹۴۰۶ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 2 دقیقه ]
یادداشت؛ 

اندر احوالات شیخ اصلاحات زنجان

اندر-احوالات-شیخ-اصلاحات-زنجان
از خطابه‌های آتشین تا لغزش‌های آشنا؛ وقتی بیرون گودند، فریاد اخلاق و قانون سر می‌دهند؛ وقتی نوبت خودشان می‌شود، همان قانون می‌شود «قابل تفسیر» و همان خط قرمز می‌شود «سوءتفاهم».

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ می‌گویند روزگاری شیخ محترم اصلاحات زنجان، شیخ رحمت‌الله،  

بیشتر بخوانید

چنان برای اخلاق سیاسی خطبه می‌خواند که گویی مأموریت ویژه‌ای برای نجات عدالت در جهان دارد.  

با صدای بلند، ابرو در هم‌کشیده و واژگان پرطمطراق،  

هر حرکت رقیب را به «رانت»، «تبعیض»، «بی‌اخلاقی» و «فاجعه ملی» ترجمه می‌کرد؛  

آن‌قدر که آدم خیال می‌کرد سیاست،  

بیش از برنامه و کارنامه،  

به نیت‌خوانی وابسته است. 

 

اما…  

 

طنز ماجرا آنجاست که حالا ـ طبق آنچه در افواه عمومی می‌چرخد ـ  

همان شیخ محترم،  

در موقعیت‌هایی قرار گرفته که به طرز عجیبی  

شبیه همان صحنه‌هایی است  

که روزی با صدای بلند محکوم می‌کرد.  

نه شرایط تغییر کرده،  

نه تعریف مفاهیم؛  

فقط جای «فاعل» و «مفعول»  

آرام و بی‌سر و صدا  

جا‌به‌جا شده است. 

 

نمونه‌اش همین ماجرای تازه‌ترِ حضور مجازی است.  

سال‌ها، از پشت تریبون،  

وااسفای فیلترینگ گفته می‌شد؛  

آن‌چنان که مخاطب می‌پنداشت  

هیچ راهی جز همان مسیر رسمی وجود ندارد  

و هر عبور دیگری،  

خروج از دایره اخلاق و قانون است. 

 

تا آن‌که  

قابلیت جدیدی در یک شبکه اجتماعی  

بی‌سروصدا پرده را کنار زد  

و نشان داد گاهی دسترسی‌ها  

چندان هم یکسان نیست.  

 

پس از آن،  

توضیحی آمد آرام، نرم و اطمینان‌بخش:  

«نمی‌دانستم»  

و همه‌چیز قرار شد  

در همان چارچوب سوءتفاهم  

جمع شود. 

 

اگر این روایت‌ها درست باشد،  

ماجرا دیگر تلخ نیست؛  

بیشتر شبیه کمدی سیاسی‌ست.  

کسی که دیروز  

کوچک‌ترین رفتار دیگران را  

با میکروسکوپ اخلاق بررسی می‌کرد،  

امروز انتظار دارد  

همه‌چیز  

با ذره‌بین «عدم اطلاع» دیده شود. 

 

برای دیگران،  

قواعد سخت و سفت بود؛  

برای خودش،  

منعطف و قابل تفسیر. 

 

این البته داستان تازه‌ای نیست؛  

سنت دیرینه جریانی است  

که همیشه  

یک بام دارد  

و چندین هوا:  

وقتی منتقدند، آتشین و انقلابی؛  

وقتی متهم می‌شوند،  

عقل‌گرا، خاکستری و اهل توضیح.  

وقتی دیگران در صحنه‌اند،  

مسئله ملی است؛  

وقتی پای خودشان وسط می‌آید،  

«بزرگ‌نمایی رسانه‌ای». 

 

مردم زنجان اما  

این بازی‌ها را بلدند.  

نه هیجان خطابه‌ها  

برایشان تازگی دارد،  

نه عقب‌نشینی‌های بعد از آن.  

آن‌ها خوب تشخیص می‌دهند  

کِی نقد از سر دغدغه است  

و کِی فقط  

ژست اخلاقی. 

 

و در نهایت  

آن جمله‌ای که همه‌چیز را خلاصه می‌کند:  

وقتی کسی در خطابه‌هایش  

تکان دادن یک گهواره خارجی  

را معادل خیانت ملی معرفی می‌کند،  

اما خودش  

 اگر این روایت‌ها درست باشد 

بی‌خبر یا باخبر  

در همان مسیر دیده می‌شود،  

اسمش لغزش نیست؛  

اسمش فقط  

طنز تاریخی است. 

 

و تاریخ،  

با این صحنه‌ها،  

همیشه  

خیلی خوب  

می‌خندد.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر