logo
امروز : چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱:۳۶
[ شناسه خبر : ۴۹۳۵۴ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 4 دقیقه ]

برجام نمونه‌ای از بدعهدی آمریکاست

برجام-نمونه‌ای-از-بدعهدی-آمریکاست-
وقتی تجربه تاریخی نشان می‌دهد آمریکا به توافق‌ها پایبند نمی‌ماند، هرگونه مذاکره بدون تضمین مشخص عملاً بی‌معنا است و نتیجه‌ای جز اتلاف منابع و وقت نخواهد داشت.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛  در جریان برجام، ایران به‌طور کامل به تمامی تعهدات خود عمل کرد؛ کاهش غنی‌سازی، محدود کردن فعالیت‌های هسته‌ای و شفاف‌سازی اقدامات هسته‌ای نمونه‌هایی از این پایبندی هستند. با این حال، آمریکا بدون دلیل موجه از این توافق بین‌المللی خارج شد و تحریم‌ها را بازگرداند، اقدامی که اعتماد جامعه جهانی به آن را کاهش داد و تعادل منطقه‌ای را تحت تأثیر قرار داد.

بیشتر بخوانید

اعتماد به آمریکا بی‌نتیجه است 

حجت‌الاسلام تقی اسماعیلی، کارشناس علوم سیاسی در گفتگو با خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ با بیان اینکه مسئله مذاکره با آمریکا سال‌هاست که در فضای سیاسی ایران با این پرسش همراه است که وقتی تجربه‌ای روشن از عدم پایبندی واشنگتن به توافق‌ها وجود دارد، اساساً چه معنا و کارکردی برای مذاکره باقی می‌ماند؟ اگر توافق برای ایجاد تعهد متقابل طراحی شده باشد، نقض همان تعهد از سوی طرف قدرتمندتر، مشروعیت سیاسی مذاکره را زیر سؤال می‌برد، اظهار کرد: خروج یک‌جانبه دولت آمریکا از برجام در حالی که ایران طبق گزارش‌های رسمی آژانس تعهدات فنی خود را انجام می‌داد خود نمونه آشکار بی‌اعتمادی ساختاری در سیاست خارجی آمریکا بود.

وی با بیان اینکه بر اساس همین تجربه تاریخی، بخشی از جریان‌های سیاسی معتقدند هرگونه بازگشت به مذاکرات، بدون تضمین روشن، در عمل به معنای تکرار یک چرخه بی‌نتیجه است؛ چرخه‌ای که در نهایت هزینه‌اش متوجه ایران می‌شود و منفعتش در طرف مقابل باقی می‌ماند، ادامه داد: از این منظر، مذاکره بدون ضمانت، نه تنها دستاوردی ندارد، بلکه پیام ضعف نیز مخابره می‌کند.

کارشناس علوم سیاسی با تأکید بر اینکه در مقابل، برخی بر این باورند که قطع کامل مسیر مذاکره، ایران را از امکان اثرگذاری دیپلماتیک محروم می‌کند و باید از «مذاکره مشروط» و «مذاکره از موضع قدرت» سخن گفت، ابراز کرد: حتی این دیدگاه نیز اذعان دارد که بدون مکانیزم الزام‌آور، مذاکره بیش‌تر شبیه یک نمایش سیاسی است تا راه‌حل واقعی.

وی گفت: اگر ساختار سیاست آمریکا مبتنی بر تغییر دولت‌ها و تصمیمات مقطعی است، مذاکره بدون تضمین، حتی اگر به توافقی برسد، ضمانت اجرایی نخواهد داشت؛ بنابراین پرسش اصلی این نیست که آیا مذاکره کنیم یا نه، بلکه این است که چه نوع مذاکره‌ای اساساً قابل اعتماد و قابل تحقق است.

 

تکرار تجربه بی‌نتیجه گذشته را جدی بگیریم

سید اعلا موسوی، کارشناس علوم سیاسی در گفتگو با خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ با بیان اینکه استدلال مخالفان مذاکره مجدد با آمریکا بر یک پایه ساده استوار است و تجربه نشان داده واشنگتن تنها زمانی به توافق پایبند می‌ماند که تعهدات یک‌سویه‌ای از طرف مقابل دریافت کرده باشد، اظهار کرد: خروج از برجام، تحریم‌های ثانویه و فشار اقتصادی پس از توافق، این تصور را تقویت کرده که آمریکا مذاکره را ابزاری برای مدیریت رفتار ایران می‌بیند نه راهی برای حل‌ و فصل اختلافات.

وی با بیان اینکه برخی تحلیلگران معتقدند مذاکرات جدید بدون بررسی دقیق تجربه گذشته، تنها بازتولید همان الگوی خسارت‌بار خواهد بود، افزود؛ حتی اگر در متن توافق، جملات حقوقی محکم گنجانده شود، تجربه نشان داده تغییر دولت در آمریکا می‌تواند همه‌چیز را برهم بزند و عملاً هیچ ضمانتی باقی نماند.

کارشناس علوم سیاسی عنوان کرد: این نگاه البته به معنای نفی کامل دیپلماسی نیست. بلکه تأکید می‌کند دیپلماسی واقعی زمانی معنا دارد که توازن ضمانت‌ها برقرار شود. اگر ایران باید تعهداتی شفاف و قابل راستی‌آزمایی بپذیرد، طرف مقابل نیز باید مکانیزمی ارائه دهد که مانع خروج دوباره یا نقض توافق شود.

وی ادامه داد: در فضای سیاسی ایران، اصطلاح «بدعهدی آمریکا» به همین دلیل فراگیر شده است؛ زیرا برخلاف مذاکره‌های معمول، تجربه نشان داده هرچه امتیاز داده شده، در نهایت با فشار بیش‌تری پاسخ گرفته است.

این رفتار نشان می‌دهد که ایران همواره آماده اجرای توافقات بوده و مسئولیت‌پذیری آن در مقابل تعهدات بین‌المللی برجسته است، در حالی که آمریکا اغلب منافع کوتاه‌مدت خود را بر قوانین و توافقات بین‌المللی ترجیح داده است.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر