پیشزمینه انتخابات شورای شهر
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ این جمله و روایت را بسیار شنیدیم که اگر فهم عمومی بر نیاز و تعجیل امام عصر مهدی (عج) اتفاق نیافتد، ظهور نیز اتفاق نمیافتد!
بیشتر بخوانید
حال یک مثال امروزی مدیریت شهری درباره این روایت!
در ۶ دوره انتخابات شورای شهر، چندین محله و ناحیه سعی داشتند تا نامزد خود را وارد شورای شهر کنند.
محله پایین، محله بالا، فلانآباد، بهمانآباد، و ..
در هر دوره نیز به تناسب فعالیتهای مدنی محلات و یا رفتارهای بدوی و قومی قبیلهای (سوگند دادن برای اجبار به رأیدهی به فرد هممحلهای خود) در هر دوره افرادی از محلههای مختلف وارد شورای شهر شدند.
اگر به اعضای دورههای مختلف شورای شهر نگاهی بیاندازید از اسامی افراد امکان تشخیص محلات تأثیرگذار در انتخاب اعضا کاملا مشهود است.
اما نکته اساسی و تقریباً مشترک بین همه دورهها:
۱ـ ضعف شدید ائتلافهای نامزدها قبل از ورود به شورا و ورود انفرادی افراد.
۲ـ عدم تجربه قبلی و عدم تحصیلات و آموزشهای لازم در امور مدیریت شهری.
۳- بحث و جدل چهار ساله بین اعضا که منجر به عقبماندگی شدید شهر از مثال عمرانی و بعضاً جاری میشود.
۴ـ خستگی از بحثها و جدلهای مفرط و رهاسازی شورا در میانه راه توسط برخی.
۵- عدم نامزد شدن اکثر اعضا برای دورههای بعد علیرغم تجربهاندوزی و اتلاف چهار سال زمان و بودجه شهر برای آموزش به اعضایی که تجربه نداشتند ولی چهار سال عضویت و فعالیت در شورا بالاخره به هر کمدانش و کماستعدادی، تجاربی ارزنده میدهد که قطعاً برای خارج گودنشینها این تجارب وجود ندارد.
در واقع هزینه زیادی برای این تجارب خرج شده حتی به قیمت عقبافتادگی چهار یا پنج ساله شهر!
ولی این تجارب به راحتی تلف شده و هرگز جایی ثبت نمیشود تا شوراهای بعدی از آن استفاده کنند و در واقع مدیریت دانش انجام نمیگیرد!
۶- عدم تجربهاندوزی از سرنوشت اعضا و سرنوشت کل شوراهای شهر قبلی، و تکرار روال غلط قبلی در جهل و تعصب محلهگرایی افراطی (وگرنه ذات محلهگرایی خوب است) نتیجهاش میشود سرخوردگی مردم که با وجود مشکلات اقتصادی کلان کشور، موجب بیتفاوتی و عدم تحلیل و عبرت از گذشته و کاهش شدید مشارکت مردم قبل انتخابات، در انتخابات و پس از انتخابات میشود.
۷- با بررسی وضعیت مشارکت در محلات ابهر مشاهده میشود نه محله فلانآباد آنچنان مشتاق فرستادن منتخب خود به شورا است، نه بهماناباد، نه محله پایین و نه محله بالا و نه مرکز و...
لذا پس از چهار سال از سپری شدن عمر شورای فعلی و عدم تحرک کافی و لازم برای مثال عمرانی و بحث و جدلهای طولانی و فرسایشی، قطعاً همه مردم در پایان این دوره درخواهند یافت که حتی اگر هفت عضو شورا هم از یک محله باشد قطعاً با آباد کردن یک محله از چندین ناحیه و محله شهر، شهر آباد نخواهد شد!
و دور بعد این محله هم سرخورده و به سرنوشت سایر محلات دچار خواهد شد.
جالب اینکه هیچ کسی، گروهی، مسئولی و سازمانی زیر بار ثبت تجارب غلط قبلی و آموزش موارد درست به نسلهای بعدی یعنی مدیریت دانش نمیرود و لذا شاهد تکرار یک دور و تسلسل بینتیجه، پس از هر چهار سال برای شوراهای شهر هستیم!
ادامه این روال دو نتیجه میتواند داشته باشد یا در دورههای بعدی با سرخوردگی و قهر مردم از انتخابات شوراها، صرفاً پول و فساد و رانت برنده میشود یا اینکه نخبگان شهر با تحلیل وقایع قبلی و ثبت تجارب در شکستها و موفقیتها اقدام به مدیریت دانش کرده و بار آموزش نسلهای بعدی را بردوش میکشند و وظیفه و زکات دانش و نخبگی خویش را به درستی ادا میکنند!
پس در نهایت میرسیم به آن روایت که نقل شد! تا همه مردم محلات و نواحی شهر به درک مشترک از مدیریت شهری نرسند و تا ندانند فعالیت در شورا کار تیمی است و به ائتلاف قوی همه جانبه و با اعضایی از همه محلات نیاز دارد، شورای شهر، شورای شهر نخواهد شد! و در حد شورای محله باقی خواهد ماند و منجی شهر برای سعادت دنیوی و اخروی نخواهد شد!
نویسنده: بهزاد آهنگری، کارشناس مدیریت شهری.
انتهای خبر/

