به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ در شهر ابهر ۷۰ سال پیش کاروانسرای جهانگیرتاج در ضلع شرقی مسجد جامع تخریب و خیابان مطهری فعلی احداث شد.
بیشتر بخوانید
۷۰ سال گذشته بنای تاریخی قبلهنما در میدان مصلی فعلی برای همیشه تخریب شد.
۷۰ سال قبل تقریباً تمام آسیابهای آبی شهر برای همیشه تعطیل و تخریب شد، ۵۰ سال گذشته شبستان تاریخی مسجد جامع تخریب و بنایی سالنیشکل بجای آن احداث شد.
۳۰ سال پیش حمام سنتی جنب مسجد جامع تخریب و خیابان احداث شد، مهرابهای چند ۱۰۰ ساله محوطه تخریب و سالنی دیگر برای نماز جمعه احداث شد، نیمی از بازار سنتی آهنگران تخریب و تبدیل به بلوار شد، حمام رستم میدان ولیعصر در حال تخریب و منتظر پاساژسازی است! بنای نه چندان قدیمی شهرداری در میدان شهری تخریب و پاساژ ناتمامی در آن احداث شد، خانه احدیها، خانه قهرمانیها در محله آقاصدرا، خانه آهنگریها و خانه سیدیها در محله جانقارداش، خانه حاجیخانیها در محله ملکقصاب، خانه محمدبیگیها در محله شیخآباد، خانه نظریها و اعلاییمقدمها در محله دهک، اولین ادارات شهر، اداره شهربانی ابهر، اولین مدرسه ابهر، اولین محل شهرداری ابهر، اولین بیمارستان ابهر، افسوس که امروز هیچ اثری از هیچکدام نیست!
بار دیگر شاهدیم یکی دیگر از بناهای تاریخی شهر در مرکز شهر که سالها دربش بسته بود در حال تخریب برای ساخت احتمالاً پاساژی بدقواره و ناموزون با فرهنگ چند هزارساله و تمدن این شهر است.
تکرار همان سرنوشتی که برای بسیاری از بناهای تاریخی و قدیمی با ساخت پاساژ و مجتمع تجاری و مسکونی رقم خورد.
شهر ابهر از دیرباز دارای تمدن و تاریخ فرهنگ و ادب بوده است. شواهدی از دوران هخامنشی در قلعهتپه نابود شده، ساسانی، صدر اسلام، قرن چهارم، قرن هفتم و تاریخ معاصر در همه جای این منطقه متمدن وجود دارد.
در این شهر از وجود قلعه، آتشکده، خانقاه، بازار بزرگ و تاریخی زرهکوبان، قناتهای چند ۱۰۰ گانه، مساجد باشکوه، امامزادگان متبرک، خانههای سپید حکایت دارد و امروز اما، نه این بناها، بلکه آپارتمانهای ناموزون، پاساژها و پارکینگها در مخروبههای این بناها مشاهده میشود.
تکرار همان سرنوشت شومی که برای قلعه فلکالافلاک در خرمآباد با ساخت هتل رقم خورد و نمونههای مشابه کم نیستند: از تخریب عمارت چهاردَر نرماشیر برای ساخت پارکینگ تا آتشکده ساسانی کازرون که عرصهاش با تیر چراغ برق و گلخانه و پارک خودرو اشغال شد. حمام وزیر دزفول، خانه امینالاسلام نیشابور و دهها اثر دیگر نیز در جریان توسعه شهری قربانی شدهاند.
در اخبار آمده بود در تهران نیز، محل کشف «زن ۷هزار ساله» در محدوده میدان محمدیه که قرار بود به سایت موزه تبدیل شود، حالا به پارکینگ موتورسیکلتها بدل شده است.
شهرها هر روز بزرگتر و ماشینها بیشتر میشوند، اما در این میان، آثار تاریخی بیمتولی، کوتاهترین دیوارند؛ قربانیانی خاموش در برابر توسعهای که نه بر پایه فرهنگ، که بر اساس نیازش به چند باب مغازه بیشتر و یا کمبود جای پارک تعریف میشود.
به قول معروف با نام یک فیلم معروف، فقط برای یک مشت دلار ! آثار تاریخی شهر که شناسنامه هویتی منطقه است لگدمال میشود. با بهانه ارث و میراث پدری یا خرید میراث دیگران توسط جوانان بساز بفروش جدیدالظهور که فقط پول را درک میکنند و در مقابل چشمان میراث فرهنگی و سایر مسئولان فرهنگ این منطقه، ناخنهای بیل مکانیکی نهتنها این بناها را تخریب میکند که دل تمام تاریخ دوستان شهر و منطقه ابهررود را خراش میدهد و چه دردی دارد این زخم لامصب.
شهرداری قزوین روی مخروبههای شهر بازار سعدالسلطنه میسازد و آن را تبدیل به مهمترین جاذبه گردشگری و محل تجمع صنایع دستی و میراث تاریخی و کسب درآمد سرشار برای شهر میکند، ولی ما داشتههای خود را با دست خودمان نابود میکنیم!
راستی اگر فرزندمان چندین سال بعد پرسیدند این شهر چه داشت که شما دلبسته آن هستید، چه بگوییم؟! کجا را نشانشان دهیم؟ رودخانه خشکیده ابهررود توسط سد کینهورس خالی از آب را؟ قلعهتپهای که هیچ از آن نمانده و زمینخواران نابودش کردند؟! میدان شهرداری که بجای آن بنای سیاه رنگ بدقواره روییده؟!
مسجد جامعی که هیچ نشانی از تاریخش نیست؟! کاروانسرای جهانگیرتاج را که وجود خارجی ندارد؟ پلهای سنتی ابهررود را؟! خانههای قدیمی اقوام ابهریها را؟! حمامهای سنتی را؟! بازارهای قدیمی را؟! کدام شناسنامه تاریخ و تمدن چند هزارساله ابهر را نشانشان دهیم؟!
نویسنده: بهزاد آهنگری، کارشناس مدیریت شهری.
انتهای خبر/

