به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ در جنگهای امروز نخستین هدف، تصرف سرزمین نیست؛ بلکه تصرف ذهنهاست.
بیشتر بخوانید
رسانههای معاند سالهاست که از منطق اطلاعرسانی صرف عبور کردهاند و بیش از آنکه وظیفه خود را انتقال واقعیت بدانند، در پی ساختن روایتی هستند که واقعیت را در چارچوب مطلوب آنان تفسیر کند.
در چنین الگویی، هر رخداد مهم سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی، پیش از آنکه در میدان واقعیت شکل بگیرد، در میدان روایت بازسازی میشود.
به همین دلیل است که این رسانهها معمولاً منتظر وقوع رویداد نمیمانند؛ بلکه از روزها و حتی هفتهها قبل، با انتخاب سوژه، جهتدهی به گفتگوها، دعوت از تحلیلگران همسو، برجستهسازی برخی ابعاد و نادیده گرفتن برخی دیگر، ذهن مخاطب را برای برداشت خاصی از آنچه قرار است رخ دهد، آماده میکنند.
این همان راهبردی است که در ادبیات ارتباطات از آن به عنوان «رقابت بر سر معنا» یاد میشود.
تشییع رهبر انقلاب و امام امت اسلام، صرفاً بدرقه یک شخصیت سیاسی یا مذهبی نیست؛ بلکه یکی از معدود رخدادهایی است که میتواند بهصورت همزمان، اراده یک ملت، عمق پیوندهای هویتی، میزان سرمایه اجتماعی، انسجام ملی، ثبات ساختار سیاسی، تداوم رهبری، قدرت سازماندهی اجتماعی و جایگاه معنوی یک جریان را در برابر افکار عمومی جهان به نمایش بگذارد. چنین مراسمی، اگر با حضور گسترده مردم همراه شود، تنها یک اجتماع میلیونی نیست؛ بلکه به یک «پیام راهبردی» تبدیل میشود؛ پیامی که هم مخاطب داخلی آن را دریافت میکند و هم دولتها، رسانهها، اندیشکدهها و اتاقهای فکر جهان آن را تحلیل میکنند.
در چنین رخدادی، آنچه دیده میشود فقط جمعیت نیست؛ بلکه تصویری از میزان انسجام، تابآوری، اعتماد عمومی، ظرفیت بسیج اجتماعی و استمرار یک گفتمان سیاسی و هویتی است.
از همینجاست که نقش رسانهای مانند اینترنشنال آغاز میشود.
این شبکه منتظر پایان مراسم نمیماند؛ زیرا میداند پس از شکلگیری واقعیت میدانی، امکان تغییر برداشت افکار عمومی بسیار محدودتر خواهد شد.
بنابراین، راهبرد خود را پیش از آغاز مراسم آغاز میکند؛ با انتخاب موضوعات خاص، دعوت از چهرههایی با قرائت همسو، برجستهسازی احتمالها و تردیدها، القای چارچوبهای تفسیری مشخص و تکرار گزارههایی که مخاطب را پیش از مشاهده واقعیت، به نتیجهای از پیش طراحیشده هدایت کند.
در این الگو، اصل ماجرا صرفاً پوشش خبر نیست؛ بلکه تلاش برای کنترل معنای خبر است.
اگر تشییع بتواند پیامهایی از ثبات، تداوم، انسجام، اقتدار و پشتوانه اجتماعی را مخابره کند، بسیاری از روایتهایی که سالها بر محور بحران، گسست اجتماعی، کاهش مشروعیت و تضعیف سرمایه اجتماعی بنا شدهاند، با چالش مواجه خواهند شد.
از این رو، رسانهای مانند اینترنشنال میکوشد پیش از آنکه تصاویر مراسم سخن بگویند، روایت خود را در ذهن مخاطب تثبیت کند؛ روایتی که در آن، بهجای تمرکز بر ظرفیتهای ملی و اجتماعی این رخداد، تردید، دوگانگی، حاشیه و خوانشهای سیاسی برجسته میشود تا اثر نمادین و راهبردی این مراسم تا حد امکان کاهش یابد.
به بیان دیگر، نبرد اصلی بر سر تعداد جمعیت یا پوشش خبری نیست؛ نبرد بر سر «معنا»ست.
هر طرفی که بتواند معنای این رخداد را در ذهن مخاطب تثبیت کند، بخش مهمی از جنگ روایتها را به سود خود پیش برده است.
از همین رو، مخاطب آگاه باید میان «واقعیت» و «روایت» تمایز قائل شود؛ زیرا در جنگ شناختی، گاهی مهمترین عملیات نه با سانسور کامل واقعیت، بلکه با جهتدهی به نحوه تفسیر آن انجام میشود.
هرچه اهمیت یک رخداد برای هویت ملی، انسجام اجتماعی و تصویر بینالمللی یک کشور بیشتر باشد، رقابت رسانهای برای معنا دادن به آن نیز شدیدتر خواهد بود؛ و دقیقاً به همین دلیل است که نبرد بر سر تشییع، پیش از آغاز مراسم، در رسانهها آغاز شده است.
نویسنده: فاطمه عباسی، دبیر نهضت سواد رسانهای انقلاب اسلامی استان زنجان.
انتهای خبر/

