تقابل دو جبهه متضاد در شکلگیری آتشبس لبنان
علیپناه قرهباغی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: روند شکلگیری آتشبس ۱۰ روزه را باید نتیجه مجموعهای از عوامل هماهنگ در سطح منطقه دانست.
بیشتر بخوانید
به گفته او، حمایتهای همهجانبه ایران از جریان مقاومت در لبنان، در کنار تحرکات سیاسی و دیپلماتیک، نقش مؤثری در شکلدهی شرایط جدید داشته است.
این کارشناس مسائل سیاسی و بینالملل توضیح میدهد که در ابتدا پیشنهاد آتشبس یکهفتهای مطرح بود، اما با تأکید بر لزوم ثبات بیشتر، این بازه زمانی افزایش یافت.
وی با اشاره به برخی برداشتها در فضای مجازی درباره همراهی ایران با لبنان در شرایط جنگ، ابراز کرد: همراهی با یک جریان تنها در قالب اقدامات نظامی معنا نمیشود و بخش مهمی از آن در چارچوب هماهنگیهای راهبردی، تنظیم دکترین، و شکلدهی به فضای بازدارندگی تعریف میشود.
وی تصریح کرد: در پرونده لبنان، مجموعهای از اقدامات دیپلماتیک، از جمله نقش میانجیها و تعامل با کشورهای منطقه، در تقویت مسیر آتشبس مؤثر بوده است.
قرهباغی همچنین به ساختار سیاسی و نظامی لبنان اشاره کرد و داد: لبنان کشوری کوچک که بخش مهمی از توان بازدارندگی خود را بر حضور نیروهای مقاومت استوار کرده است.
به گفته وی، رویدادهای رخداده در مناطق مرزی، نمونهای از نقش میدانی این نیروها در مدیریت شرایط بود.
این کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: پایداری و ایستادگی نیروهای لبنانی در برابر فشارها، به شکلگیری موازنهای جدید در میدان کمک کرده است.
در ادامه، وی اظهارات برخی رهبران جریان مقاومت در لبنان را نشانهای از هماهنگی سیاسی در این کشور دانسته و معتقد است این همسویی نقش مهمی در شکلدهی به وضعیت بازدارندگی ایفا کرده است.
از نگاه قرهباغی، اگر این مجموعه اقدامات میدانی و سیاسی همزمان انجام نمیشد، رسیدن به آتشبس با دشواری بیشتری همراه بود.
وی در جمعبندی دیدگاههای خود بیان کرد: ترکیب دیپلماسی فعال، نقش میدانی جریانهای مقاومت، و تحرکات سیاسی در سطح منطقه، زمینهای فراهم کرد که طرفهای درگیر به سمت کاهش تنش و توقف درگیریها حرکت کنند.
به گفته این کارشناس، این آتشبس میتواند نقطه آغازی برای شکلگیری روندهای جدید در ثبات منطقهای باشد.
وی عنوان کرد: آتشبس در لبنان، تنها یک توقف درگیری نیست؛ بلکه تجلیِ پیروزی استراتژیک «جبهه واحد ایران و محور مقاومت» در برابر ائتلاف «آمریکا و رژیم صهیونیستی» است.
قرهباغی با اشاره به اینکه این دستاورد بزرگ، محصول یک معادله پیچیده و دقیق از سه ضلع حیاتی بود که در هم تنیده شدند تا اراده دشمن را در برابر اقتدار حق بشکنند، گفت: مدیریت هوشمندانه ایران؛ پیوند بینظیر تهدید معتبر و دیپلماسی مقتدر است.
وی یادآور شد: موفقیت در رسیدن به این آتشبس، حاصل هماهنگی بیسابقه میان میدان و دیپلماسی بود، امروز جهان شاهد بود که چگونه «تهدید معتبر نظامی ایران» از طریق سلسله اقدامات عملیاتی و هماهنگیهای دقیق سپاه پاسداران، به عنوان یک واقعیت غیرقابل انکار به گوش طرف مقابل رسانده شد.
این کارشناس بیان کرد: وقتی میانجیها و دشمن دریافتند که تهدیدات ایران تنها شعار نیست و پشتوانه عملیاتی و نظامی قدرتمندی دارد، ناچار شدند از مسیر تقابل عبور و به سمت پذیرش آتشبس حرکت کنند.
وی با تاکید بر بُعد دیگر گفت: ایجاد پشتیبانی بیدریغ ملت ایران؛ ستون فقرات اقتدار ملی است و هیچ پیروزی راهبردی بدون پشتوانه مردمی معنا ندارد و حضور مقتدرانه و حمایت بیچون و چرای مردم ایران در خیابانها، پیام روشنی به تمام جهان فرستاد که «ایران پشت سر رهبری و نیروهای مسلح خود ایستاده است».
قرهباغی با اشاره به موضوع سوم، تصریح کرد: مقاومت بیباک لبنان؛ بازدارندگی در قلب میدان بود که در نهایت، ایستادگی قهرمانانه و شجاعت بینظیر مقاومت در لبنان، بهویژه نقش میدانی حزبالله، عاملی تعیینکننده در تحمیل آتشبس بود.
وی تصریح کرد: مقاومت لبنان با هزینه دادن و ایستادگی در برابر تهاجم، توانست موازنه قدرت را تغییر داده و دشمن را به ورطه شکست و ناامیدی بکشاند.
وی در پایان تصریح کرد: آتشبس لبنان، نتیجه برخورد دو جبهه متضاد است، جبهه واحد مقاومت که با تکیه بر قدرت نظامی و حمایت مردمی به پیروزی رسید، و جبهه واحد آمریکا و صهیونیسم که در برابر این دیوار پولادین، به بنبست رسید، این پیروزی، آغاز مسیری جدید در منطقه است که در آن، حق تنها با قدرت و ایستادگی بازپس گرفته میشود.
انتهای خبر/

