بدون امضای رهبری توافقی الزامآور نیست
حجتالاسلام موسی آقایاری در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: در تحلیل جنگ تحمیلی سوم، باید پیش از هر چیز میان مفاهیم متفاوت در ادبیات روابط بینالملل تمایز قائل شد.
بیشتر بخوانید
وی با بیان اینکه آنچه در بسیاری از موارد به عنوان توقف درگیری و آتشبس مطرح می شود، الزاما به معنای آتشبس نهایی و پایدار نیست، افزود: در عرف دیپلماتیک، توقف درگیریها غالباً مرحلهای موقت برای ایجاد فضای لازم جهت آغاز یا ادامه مذاکرات است؛ مرحلهای که میتواند زمینهساز گفتگو درباره چارچوبهای احتمالی یا همان شروط دهگانه آتشبس یا ترتیبات امنیتی آینده باشد.
کارشناس مسائل سیاسی و بینالملل تصریح کرد: از اینرو تا زمانیکه توافقی رسمی و الزامآور میان طرفها شکل نگیرد و امضای کامل رهبری انقلاب اسلامی پای آن نباشد، وضعیت همچنان در مرحلهای گذار و سیال قرار دارد.
وی با توضیح اینکه در چنین شرایطی، یکی از نکات مهم در تحلیل روند مذاکرات، موضوع دستورکار مذاکراتی است، تصریح کرد: در بسیاری از مذاکرات بینالمللی، طرفی که موفق میشود چارچوب اولیه گفتگو یا طرح پایهای برای مذاکره ارائه کند، تا حدی بر مسیر بحثها اثر میگذارد. در نظریههای مذاکره نیز تأکید میشود که تعیین دستورکار میتواند نقش مهمی در شکلدهی به روند چانه زنیها داشته باشد.
آقایاری خاطرنشان کرد: باید توجه داشت که پذیرش یک طرح به عنوان مبنای گفتگو به معنای پذیرش کامل مفاد آن نیست، بلکه بیشتر به منزله نقطه شروعی برای گفتگو و چانهزنیهای بعدی تلقی میشود. لازم به ذکر است که در میانه دو مذاکره، جنگ تحمیلی دوم و سوم علیه ایران اسلامی شروع شد.
وی با تأکید بر اینکه تجربه تاریخی نشان میدهد که مذاکرات در بستر منازعات معمولاً همزمان با حفظ اهرمهای قدرت در میدان پیش میرود، اظهار کرد: در ادبیات امنیتی، این وضعیت با مفاهیمی مانند ترکیب دیپلماسی و بازدارندگی توضیح داده میشود؛ به این معنا که بازیگران تلاش میکنند در عین پیگیری مسیر مذاکره، ظرفیتهای بازدارنده خود را نیز حفظ کنند تا در فرآیند چانهزنی دست بالا را از دست ندهند.
کارشناس مسائل سیاسی و بینالملل با اشاره به اینکه تحولات اینچنینی همچنین میتواند پیامدهایی فراتر از سطح دوجانبه داشته باشد و بر معادلات منطقهای و موازنه قدرت اثر بگذارد، عنوان کرد: درگیریها و مذاکرات پس از آن، اغلب برداشت بازیگران منطقهای از موازنه قدرت، ظرفیتهای نظامی و اهمیت برخی گذرگاههای ژئوپلیتیکی را دستخوش تغییر میکند.
وی توضیح داد: بسیاری از تحلیلگران معتقدند که حتی پس از کاهش تنشهای میدانی، پیامدهای راهبردی چنین رخدادهایی ممکن است برای مدتها در معادلات منطقهای باقی بماند.
آقایاری با یادآوری اینکه تجربه نشان میدهد که در مقاطع حساس مذاکراتی باید از نتیجهگیریهای شتابزده پرهیز کرد، افزود: نه میتوان از پایان قطعی بحران سخن گفت و نه از پیروزی یا شکست نهایی یکی از طرفها. مذاکرات بینالمللی معمولاً فرآیندی پیچیده، چندلایه و زمانبر هستند و نتایج آنها به مجموعهای از متغیرهای سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک وابسته است.
وی گفت: بسیاری از پژوهشگران روابط بینالملل بر این باورند که رفتار بازیگران در چنین موقعیتهایی بیش از هر چیز تحتتأثیر دو عامل قرار دارد، نخست ظرفیتهای واقعی قدرت در ابعاد مختلف، دوم میزان انسجام و حمایت اجتماعی در داخل کشورها. ترکیب این دو مؤلفه میتواند بر محاسبات طرفهای مقابل اثر بگذارد و مسیر تحولات آینده را شکل دهد.
انتهای خبر/

