به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ ایران سرزمینی است کهن و به حکم همین دیرینگی، هم خود و هم مردمانش احوالی دارند که با دیگر سرزمینهای جهان تفاوتی بنیادین دارد.
بیشتر بخوانید
گردش زمان و گذر از روزگاران دشوار و شیرین، سختیها و گشایشها، بلایای طبیعی و ساخته دست بشر، جنگها و شکستها و پیروزیها، خشکسالیها و آبادانیها، همه و همه به مردم این مرزوبوم شیوهای ویژه از زیستن و تعامل با سرزمین و جامعه را آموخته است؛ شیوهای یکتا، بینظیر و سربلندانه.
این ویژگیها را گاه خود ما حس نمیکنیم، چنانکه ماهی حضور آب را؛ اما اهمیت و ارزش آنها را در نگاه دیگران میتوان بهتر دریافت.
جنگ ۱۲ روزهای که پشت سر نهادیم، بستری بود برای بروز بسیاری از این صفات. به دلیل ماهیت خبری جنگ و ناگهانی بودن هجوم و تجاوز رژیم صهیونیستی به مرزهای کشورمان، ایران ناگهان در صدر اخبار جهان جای گرفت و همه چشمها به این سرزمین دوخته شد. طبیعتاً رسانهگران و کارشناسان غیرایرانی به تحلیل رفتار ایران در سطوح دیپلماتیک و نظامی پرداختند، اما آنانکه اهل فرهنگ و تاریخ بودند، نگاهشان به شیوه زیست و کنش مردم ایران دوخته شد.
امروز که با دیگر درگیر جنگ رمضان شدهایم و کشور ترورهای متعدد دیگر را از سر گذرانده، بازخوانی این نگاهها میتواند ما را با ماهیت فرهنگی و شیوه حل مسئله در ایران آشنا کند.
در یکی از این اظهارنظرها، لونت گولتکین، نویسنده و تحلیلگر اهل ترکیه، به رفتار مردم ایران و فرهنگ دیرینهشان اشاره میکند و میگوید: «در میان مردم ایران هیچ موج فرار از کشور به خاطر جنگ دیده نمیشود و آنان که پیشتر رفتهاند، اکنون بازگشت میخواهند.»
ایرانی بودن، خود شیوهای از زیستن است؛ آمیزهای از مهر و احترام، سختکوشی و شجاعت، وفاداری و صلابت. این شیوه از زندگی، اهلیتی پدید آورده که این سرزمین را با همه دشواریهای زیست در آن، با همه فراز و نشیبها و بلایای طبیعی و غیرطبیعی، با همه آشوبها و یورشهای درونی و بیرونی سربلند، پایدار و زنده نگاه داشته است؛ کشوری که رویدادهایش بر تمام جهان اثر مینهد، چنان که نظامی گنجهای سروده است:
«همه عالم تن است و ایران، دل»
نویسنده: عذرا جعفریان، فعال رسانه
انتهای خبر/

