چاقوی زنجان، از بازار تا اتاق عمل تورنتو
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ حالِ زنجان با جهان فرق دارد؛ در جهانی آشفته که خنجرها در قلب یکدیگر فرو میروند، چاقوی زنجان لااقل دستهاش را نمیبُرد؛ مرهمی است بر جانهای زخمخورده.
بیشتر بخوانید
زمستان پارسال، وقتی برای تهیه گزارشی درباره صادرات چاقو به زنجان رفتم، تصورم این بود که باز هم همان کارگاههای قدیمی زیرزمینی را ببینم؛ استادکارهای ۷۰ و ۸۰ سالهای که هنوز لایههای فولاد و نیکل را با دست روی هم مینشانند. آنها را دیدم، اما این فقط نیمی از ماجرا بود.
در شهرک صنعتی شماره ۲، سولهای ۹۰۰ متری تازه افتتاح شده است؛ نیمی از آن پر از دستگاههای پنجمحوره CNC ساخت کُره و نیم دیگر هنوز بوی زغال و آهن داغ میدهد. صاحب کارگاه، علی رمضانپور همان «استاد رمضان» معروفِ اینستاگرام؛ ۷۴ سال دارد و هر روز ساعت ۶ صبح سرِ کار است. حالا نوهاش، فارغالتحصیل مهندسی مکانیک از دانشگاه شریف، کنار او میایستد و G–code مینویسد.
آنها برای یک شرکت آلمانی در مونیخ، تیغ جراحی میکرو تولید میکنند؛ با فولاد پودر دمشقی که از طریق پرینتر سهبعدی SLM ساخته میشود. قیمت هر تیغ ۱۸۰ یورو است و حداقل سفارش ۵۰۰ عدد. سال ۱۴۰۲ کل صادرات چاقوی زنجان ۲۲ هزار دلار بود؛ اما امسال فقط همین یک قرارداد تا پایان مهر، ۱/۸ میلیون یورو فاکتور شده. آمار گمرک زنجان تا شهریور ۱۴۰۳ نیز رقم ۴/۳ میلیون دلار را نشان میدهد؛ هشت برابر سه سال پیش.
در تعاونی چاقوسازان، کنار میدان انقلاب، اکنون ۲۸ زن زیر ۳۵ سال کار میکنند؛ بیشترشان لیسانس متالورژی یا مکانیک دارند. سارا محمدی، یکی از همین جوانها، میگوید: اول فقط دسته رزین میساختیم، اما حالا خودمان فرمولاسیون پودر تیتانیوم - فولاد را میدهیم.
عصر همان روز، در کارگاه قدیمی استاد رمضان زیر بازار سنتی، کنار سماور زغالی نشستیم. چاقوی تازهساختهای مقابل من گذاشت؛ دسته رزین شفاف، تیغهی ۵۱۲ لایهی دستی، اما لبهاش با لیزر هُـون شده بود. گفت: این یکی رو برای یک مشتری در تورنتو ساختم. پسرعمویش عمل قلب باز کرده بود؛ حالا با همین تیغ، بخیههای ریز را میزنند.
مکثی کرد، چایش را هورت کشید و با لهجه غلیظ زنجانی ادامه داد: ما قدیم میگفتیم چاقوی خوب دل نمیبره، فاصلهها رو میبره. الان دیدی؟ از زیر این بازار تا اتاق عمل تورنتو، فقط یه تیغ فاصلهست.
خندید و افزود: این دیگه نه دل کسی رو میبُره، نه نون کسی رو. فقط فاصلهها رو کوتاه میکنه.
چاقو را برداشتم؛ سبک بود، انگار تیغ نبود. بیشتر شبیه یک پل بود؛ پلی از زنجان تا هر جایی که کسی در انتظار شفا نشسته است.
#امید_زنجان
#پیشرفت_ایران
انتهای خبر/

