گروه:یادداشت
ساعت :  ۱۱:۰۱ منتشرشده درتاریخ: ۱۳۹۶/۰۹/۱۴ شناسه خبر : ۴۸۹۱
یادداشت/

نفوذ، شاه کلید جنگ نرم دشمن بر علیه یک ملتی است که در برابر زیاده خواهی های متجاوزان و استعمارگران می ایستد. نفوذ می تواند از عضو مذاکره کننده هسته ای تا کابینه شهید رجائی و حتی تیم مبارزاتی میرزای جنگل وسعت داشته باشد.

به گزارش موج رسا; سید حسینی به مناسبت روز دانشجو در یادداشتی نوشت: نفوذ گاهی چهره سیاسی، گاهی چهره اقتصادی و گاهی فرهنگی به خود می گیرد. در تاریخ می توان از آندلس تا جنگ سرد، از روزهای پسا جنگ سرد تا مذاکرات هسته ای نمونه های زیادی را یافت. آنچه مهم می نماید اینست که باید بین جاسوسی و نفوذ یک خط راهبردی قائل شد. چرا که بررسی ابعاد و ریشه های این دو مهم می تواند در نحوه برخورد و آسیب شناسی آنها کمک شایانی به ما بکند.

آنچه جاسوسی خوانده می شود و انکه جاسوسی می کند از ابتدا با عقیده ای راسخ و برای پیشبرد اهداف کشور خود و یا سرزمین آرزوهای خود دست به این کار می زند، اما انکه نفوذی می شود و گام در این مسیر بر می دارد احتمالا در ابتدا جزو یکی از مهره های قابل اعتماد و قابل تکیه بوده که به مرور زمان و به دلایل مختلفی چون نشت عقیدتی، فساد، شیرینی قدرت، ثروت اندوزی و مسائلی از این دست، حال شده کانالی برای نفوذ دشمنان به داخل دژ مستحکمی که با جنگ سخت نفوذ به ان تقریبا غیر ممکن می نماید.

به آندلس اگر نگاهی بیاندازیم خواهیم دید دشمن ابتدا به بهانه مراودات تجاری وارد سرزمین های اسلامی شده و با اتکا به توان اقتصادی قوی خود که به گواه تاریخ حیات مدرن اقتصادی جهان نیز نشات گرفته از توان همان ها بوده، ابتدا نبض اقتصاد آندلس را به دست گرفته واز لحاظ اقتصادی این سرزمین را به خود وابسته کردند. در گام های بعدی از راه هایی که در تاریخ همگی خوانده ایم با ترویج فساد اخلاقی و مالی و ایجاد طبقات اشراف و فقیر در جامعه اسلامی توانستند این سرزمین ها را تصرف کنند.

نفوذ آنقدر بی سرو صدا و موریانه وار عمل می کند که زمانی سر و صدا به پا می کند که دیگر دیر شده است و نمی توان اقدامات لازم را در مواجهه با ان انجام داد. در کشورهای اقماری بلوک شرق در دوران جنگ سرد یکی از نزدیکان رئیس جمهور را بازداشت کردند و جالب اینست که تنها وظیفه ای که این مهره نفوذی بر عهده داشته این بود که محل نامه های فوری و مهم را با نامه های غیر ضروری در کارتابل رئیس جمهور جابجا کند و نامه های مهم و اولویت دار را در انتهای کارتابل کار گذاری کند. در تاریخ خودمان نیز می توان مواردی از این دست را پیدا کرد . دانشجویانی که روزی از ساختمان سفارت امریکا بالا رفتند و انقلاب دوم را رقم زدند و امام مجدانه پشت انها ایستاد، حال عده ای از همان دانشجویان که الگوی هم عصران خود و البته دانشجویان بعد از خود نیز بودند، امروز در جاده ای قدم بر می دارند که بوی پشیمانی از اقدام خود به مشام می رسد و خلاف ان آرمان و هدف خود در حال اشتغال در پست های کلان ملی هستند.

دانشجویی که لانه جاسوسی امریکا را فتح کرد امروز عضوی از خانواده اش در همان کشور مشغول به تحصیل و زندگی است و همین کانال ارتباطی که شاید خیلی هم مهم نباشد چه هزینه ای می توند به کشور تحمیل کند، خدا می داند. نفوذ در اینجا نیز کارساز بوده و خواهد بود. دانشجویان و جنبش های دانشجویی را آلوده حزب و سیاسی بازی (نه فهم سیاسی) میکنند تا مجالی برای استقلال و مطالبه گری برای دانشجویان نماند. هزینه عدالتخواهی و آرمانگرایی را برای دانشجویان بالا می برند تا دانشجو و جنبش هایش را به محاق ببرند، مدرک گرایی و بی ارزش نمودن تحصیل و نزول شان دانشجو و دانشگاه را چون آفتی به جان جنبش های دانشجویی می اندازند و سیستم آموزشی ای به راه می اندازند تا جوان با افکار و اندیشه ای وارد دانشگاه شود که کودک مآبی و حاشیه انگاری سر تا پای وجودش را گرفته است. و نتیجه می شود انکه دانشجویان در برابر قررداد های تجاری خارجی، انتصاب و عزل افراد، اصلاح های درون ساختاری، فاصله طبقاتی، اشرافیگری و موارد بیشماری از این دست محافظه کاری را به انقلابیگری ترجیح می دهد و اگر هم حرکتی داشه باشد که دارد صدایش حتی به گوش خودش هم نمی رسد.

سوال این است، کدام نهاد و دستگاه به دنبال چرایی نفوذ در لایه های زیرین اموزش و پرورش و اموزش عالی کشور بوده است؟ کدام نهاد و یا دستگاه به دنبال چرایی افت و نزول جنبش های دانشجویی بوده ویا هستند، که زمانی سفارت یک کشور متخاصم را فتح می کردند؟ دانشجویان به چه میزان به این سوالات و سوال هایی از این دست اندیشیده اند؟ گاهی نفوذ کاری می کند که حتی اندیشه نیز به مسیر دلخواه دیگری میرود. اگر انقلاب دوم به دست دانشجویان پیرو خط امام به وقوع پیوست و با جاسوسی و جاسوس بازی به مقابله پرداخت، امروز دانشجویان پیرو خط رهبری باید قیام کنند و طومار نفوذ و نفوذی، این آفت عدالتخواهی و مرهم محافظه کاری را با انقلاب سوم خود بپیچند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
9 + 3 =

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود. نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نظرات