گروه:سیاسی
ساعت :  ۰۸:۵۵ منتشرشده درتاریخ: ۱۳۹۸/۰۸/۰۶ شناسه خبر : ۱۳۲۷۹

یک نماینده مستعفی مجلس ششم با تأکیدی تلویحی بر چشمگیر بودن کارنامه اجرایی جریان چپ در وضع موجود کشور؛ از این گفت که عده ای چشم دیدن اصلاح طلبان را ندارند!

به گزارش موج رسا; خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و مطالب رسانه‌های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. هر روز ۰۷:۳۰ با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

***

نیاز دوباره کشور به "برادر محسن"

مشرق گزارش داد: دکتر محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام اخیرا طی اظهاراتی در یک دوره آموزشی موسوم به "تربیت مدیران جهادی" گفته است:

«-ایران- در بخشی به قدرت بزرگ منطقه تبدیل و پیشرفت‌های بزرگی را کسب کرده‌ که شامل سیاست و امنیت است اما در مسائلی نظیر اقتصاد عقب افتاده هستیم و هرکجا پیشرفت داشتیم‌ محصول مدیریت جهادی است.»[1]

*درباره اوضاع اقتصادی ایران و دستاوردهای اقتصادی جمهوری اسلامی؛ چند سالی هست که به بهانه وجود برخی مشکلات اقتصادی، سخنانی مبنی بر بحرانی بودن، عقب ماندگی و بی‌دستاوردی بیان می شود که البته بایستی دلایلی برای آنها اقامه کرد.

دلایلی که در مقابل خود با بسیاری از شاخص های مثبت اقتصادی در ایران نیز مواجه هستند اما پاسخشان به چرایی بروز این شاخص های مثبت مشخص نیست.

از باب مثال اینکه دکتر رضایی بعنوان یک کارشناس اقتصادی حتما می دانند که نظام اسلامی اگرچه مثل تمام حکومتهای دیگر جهان با برخی مشکلات در فضای اقتصادی خود مواجه است اما در عین حال در شاخص هایی مثل ضریب جینی، ارزان سازی کالری و سوخت و مالیات و یا کاهش بیکاری دستاوردهای بزرگی داشته است. به گونه ای که مثلا هم اکنون شاخص جینی ما از آمریکا، چین و روسیه هم بهتر است.

و یا همینطور ما و مردم از لسان شخص دکتر رضایی شنیدیم که اثر تحریم ها بر اقتصاد ایران به حدود 20 درصد رسیده است.[2]

و اکنون سوال اینجاست که آیا می توان به کشوری که می رود تا به جایگاه پانزدهمین اقتصاد جهان برسد، توانسته اثر 100 درصدی تحریم ها را به حدود 20 درصد برساند و یا شکاف های درآمدی مردم خود را کاهش دهد؛ صفت «عقب مانده اقتصادی» اطلاق کرد؟!

و اصلا ولو با مدیریت جهادی اما با یک اقتصاد عقب افتاده می توان به شاخص های مثبت اقتصادی رسید؟

(دقت شود که داشتن شاخص های فراوان مثبت اقتصادی با تورم 40 درصدی که نتیجه عدم نظارت دولت بر بازار است تنافری ندارد و یقینا بایستی این مشکل را حل کرد تا مثبتات اقتصادی ایران بیشتر روشن شود)

جدای از این، دکتر رضایی یک فرمانده نظامی مقتدر و از چهره های تاریخ ساز کشورمان در عرصه های مدیریت استراتژیک هستند.

و در نگرش های امنیتی در جهان نیز به عنوان چهره ای شناخته می شوند که صحبت های زیادی در زمینه "اقتصاد جنگ" و ارتباط این دو مقوله با یکدیگر دارند.

حتما ایشان بهتر از هرکسی می توانند به این حقیقت اذعان کنند که دستاورد نظامی و پیشرفت های امنیتی جز در سایه یک اقتصاد قوی و درونزا همراه با سطحی قابل قبول از معیشت مردم ممکن نیست.

پس این سوال بروز می کند که چگونه جمهوری اسلامی ایران توانسته است در طول 40 سال گذشته در انواع جنگ های مستقیم و نیابتی پیروز میدان باشد و در بعد تسلیحاتی و موشکی نیز کارنامه ای شگرف داشته باشد و از متحدان خود نیز حمایتهای مختلفی به جا بیاورد اما اقتصادی عقب مانده داشته باشد؟

و آیا پاسخ مشخص همین سوال نیست که رهبر انقلاب بر اساس آن فرمودند: "با وجود انبوه مشکلات، جمهوری اسلامی در قله‌ی عزت قرار دارد و مایه‌ی افتخار و مباهات برای اسلام است."[3]

به نظر می رسد فضای افکار عمومی کشورمان و دسیسه های دشمن تا دندان مسلحی که با سلاح "ترویج باورهای غلط" در پشت مرزها کمین کرده است؛ دوباره همچون سال های دفاع مقدس به دلاورانی همچون "برادر محسن" نیاز دارد که علیرغم هیمنه دشمن اما در خط مقدم حضور یابند و بعنوان فرمانده شهدا، دست به جهادی بی امان بزنند.

جهاد بی امانی که بنا به گفته رهبر معظم انقلاب لزوما در مقوله نظامی تعریف نمی شود و شامل حیطه هایی مثل اقتصاد و مدیریت و سیاست هم می شود و در حاقّ خود شجاعتی بی نظیر را در بیان حقایق و حرکت به سمت حقیقت طلب می کند.

***

حسادت به کارنامه خوب اصلاح‌طلبان!

ناصر قوامی، فعال اصلاح طلب و از نمایندگان مستعفی مجلس ششم در بخشی از یک مصاحبه با اعتمادآنلاین در اشاره به احتمال رد صلاحیت شدن برخی فعالان فتنه و چهره های پرونده دار از سوی شورای نگهبان گفته است:

«برای من جالب است در شرایطی که مشکلات همه را به نوعی گرفتار کرده است، هنوز هم چشم دیدن اصلاح‌طلبان را ندارند و به تک‌روی در فضای سیاسی اصرار دارند. آنها باید بدانند کارهایشان از نظر مردم بی‌جواب نمی‌ماند و باید درباره تصمیم‌های هزینه‌سازشان پاسخگو باشند.»[4]

*مردم و افکار عمومی ایران؛ نظیر این اظهارات ضد ساختار و براندازانه را در ایام استعفای دسته جمعی و تحصن نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم نیز شنیدند.

اما این سخنان را بی پاسخ گذاشتند و صدای آن نمایندگان مستعفی حتی از زیر زمین مجلس ششم نیز به در نیامد!

و جالب اینجاست که قوامی و امثال او قصد درس گرفتن از واکنش عقلانیت و خرد جمعی مردم به این رفتارهای براندازانه را ندارند.

از طرفی اگر هم قرار باشد پاسخ کسی داده شود طبیعتا بایستی پاسخ اصلاح طلبان داده شود که مسبب الاسباب وضع موجود و گرانی ها و ناکارآمدی ها هستند و جالب است که به کسی هم پاسخگو نیستند.

در واقع، اوج پاسخگویی آنها را می توان در همین کلمات دید که در عین مسئولیت ناپذیری در قبال گرانی و اوضاعی که در شورای شهر، مجلس و دولت پدید آورده اند اما همچنان مشغول پنجه کشیدن به صورت قانون، مقصر تراشی و فراخواندن مردم به قیام علیه ساختارهای قانونی کشور هستند.

قبل از قوامی، علیرضا علوی تبار در سخنانی در یک میتینگ سیاسی خواستار تظاهرات میلیونی با استفاده از فرصت انتخابات پیش رو شده بود.[5]

***

سقوط آزاد جهانگیری ادامه پیدا می‌کند؟!

اسحاق جهانگیری؛ معاون اول رئیس جمهور روحانی چند روز قبل در ادامه اصرارهای غلط دولت و اصلاح طلبان بر تصویب FATF؛ دروغی را به مقام معظم رهبری نسبت داد و مدعی شد که رهبری این لوایح را تأیید کرده اند!

دروغی که البته واکنش های وسیعی را در میان افکار عمومی و فعالان سیاسی کشور به همراه داشت.

در یکی از این واکنش ها؛ آیت الله شبستری از نمایندگان مجلس خبرگان رهبری نیز خواستار جبران اشتباه از سوی جهانگیری شد.[6]

*روند اشتباهات اسحاق جهانگیری از دوران دولت اول آقای روحانی شروع شد و متأسفانه علیرغم اینکه پیش بینی می شد جهانگیری از تدبیر لازم برخوردار باشد و جلوی این اشتباهات سیاسی را بگیرد اما اینگونه نشد!

چه اینکه او هم در دولت اول و هم در دولت دوم؛ صحبت های درازدامنی را درباره سیاه بودن اوضاع کشور و این اواخر توسعه فساد در ایران مطرح کرد[7] و جالب اینکه جهانگیری یکی از اصلی ترین مقامات مدخل در امر بهبود اقتصاد و مبارزه با فساد است!

او که تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری 96 نیز روابط حسنه ای با دفتر مقام معظم رهبری داشت اما در جریان مناظرات انتخاباتی مرتکب تندروی شد و این ارتباط منظم را دچار اختلال کرد.

جالب است که جهانگیری بعنوان یک سیاستمدار پر سن و سال اما از هیچیک از این رخدادها درس نگرفت و زندگی سیاسی خود را به ماجرای «بی اختیاری در دولت» گره زد و پس از مدتی از این گفت که اختیار برکنار منشی خود را نیز ندارد! گزاره ای که البته هیچکس آنرا باور نکرد...

شوربختانه، او در ادامه روند پیش گفته اکنون نیز کار خود را به دروغ بستن به رهبر انقلاب رسانده است.

درباره اشتباه در سیاست باید دانست که هزینه برخی اشتباهات، مثل حمله به شوروی در زمستان بسیار بالا خواهد بود.

اسحاق جهانگیری در صورت ادامه این مسیر پر اشتباه، دچار آینده ای به شدت مبهم و نامطمئن در سیاست ورزی خواهد بود و بسا که زمانی فرا رسد که اصلاح طلبان نیز از بردن نام او به خجلت بیافتند...

***

1_ mshrgh.ir/1004188

2_ https://namehnews.com/fa/news/250054

3_ http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=43551

4_ https://etemadonline.com/content/337127

5_ mshrgh.ir/1000000

6_mshrgh.ir/1004761

7_https://fararu.com/fa/news/371192

منبع: مشرق

انتهای پیام/

ارسال نظر
4 + 6 =

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود. نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

نظرات